محتوای فطرت
جستجو در پرسش و پاسخ

پاسخ به شبهات عزاداري براي امام حسين (ع) -1

پاسخ به شبهات عزاداري براي امام حسين (ع) -1

آقاي هدايتي:

اساسي ترين شبهاتي را كه وهابيت القاء كرده اند درباره قيام آقا امام حسين (ع)، بطور عموم و خصوصا در مورد سوگواري و عزاداري آقا امام حسين (ع) را، توضيحاتي بدهيد.

استاد حسيني قزويني:

ما سال گذشته مطالبي را در مورد ابن تيميه در اين زمينه مطرح كرديم، ولي باز هم اشاره اي مي كنيم.

آقاي محمد بن عبد الوهاب بنيان گذار وهابيت، كه امروز وهابيت سخنان او را از سخنان رسول اكرم (ص) با ارزش تر مي دانند، كه اين نيز مورد اعتراض بعضي علماي وهابي قرار گرفته، تعبيري دارد در كتابي به نام رسالة في الرد علي الرافضة در صفحه 46 إلي 49:

و من قبايح هؤلاء الرافضة، أنهم يتخذون يوم موت الحسين مأتماً، فأما النياحة فمن أعظم منكرات الجاهلية، يترتب علي ما يفعلون من المنكرات و المحرمات كما لا يحصي و كل ذلك بدعة و منكر. كلهم مشاركون في البدعة، فاللازم علي كل مؤمن منع هؤلاء المبتدعه من هذه البدعة القبيحة.

يكي ازكارهاي قبيح شيعيان، اين است كه شهادت امام حسين (ع) را، ايام عزا اعلام مي كنند و اينها با يا حسين گفتن، كارهاي خلافي انجام مي دهند، نو حه كردن و عزاداري كردن از بزرگترين منكرات دوران جاهليت است. بر اين عزاداري هاي شيعيان براي امام حسين (ع) هم محرمات و هم منكرات مترتب است. اگر كسي عزاداري كند يا راضي به عزاداري باشد يا كمك به عزاداري كند يا اجيز براي عزاداري شود، همه اينها در بدعت شريكند و بر همه مؤمنين واجب است كه اين شيعيان را از اين بدعت قبيح، نهي از منكر بكنند

در اينجا بينندگان عزيز توجه كنند به مطلبي كه از هييت عالي إفتاء عربستان سعودي كه در رأسش آقاي بن باز، مفتي أعظم سابق عربستان است، سؤالي كرده اند كه:

بعضي از شيعيان، يا علي و يا حسين مي گويند؛ اين چه حكمي دارد؟

هييت عالي إفتاء جواب داده:

يا علي و يا حسين گفتن، شرك است و شرك اكبر هم است؛

يخرج من ملة الإسلام و فلا يحل أن يزوجهم المسلمات و لا يحل لنا أن نتزوج من نسايهم

و كسي كه اين يا علي و يا حسين را بگويد وي از دين اسلام خارج و مرتد مي شود. بر شيعياني كه يا حسين مي گويند، بر ما وهابيت جايز نيست كه به آنان دختر بدهيم و بر ما هم جايز نيست كه با دختران شيعه ازدواج كنيم. البته اين كمال افتخار براي مردان شيعه است كه دختر از وهابي نگيرد و اين سعادت براي دختران شيعه است كه همسر وهابي نباشند. البته ما تزويج و تزوج را با برادران أهل سنت هيچ إشكالي نمي دانيم؛ ولي با وهابيت تكفيري و إفراطي را، ما الحق مايه ننگ مي دانيم.

جالب اينكه از همين هييت عالي افتاء سؤال شده كه:

آيا ما با يهود و نصاري مي توانيم تزويج و تزوج كنيم يا نه؟

جواب دادند:

يجوز للمسلم أن يتزوج كتابياً، يهودية أو نصرانية.

جايز است براي مسلمان كه از يهودي و نصراني دختر بگيرد.

من توجه عزيزان را به اين نكته جلب مي كنم كه: چطور شد يا حسين گفتن، شركي را ايجاد كرد كه دختر گرفتن و دختر دادن حرام است، ولي يهود و نصاري كه قرآن صراحت دارد كه:

قالت اليهود عزير إبن الله و قالت النصاري المسيح إبن الله.

يهود عزير را فرزند خدا مي دانند و نصاري هم مسيح را فرزند خدا مي دانند.

سوره توبه، آيه 30

آنهايي كه عزير و مسيح را فرزند خدا مي دانند، مشرك نيستند و دختر گرفتن از آنها اشكالي ندارد، ولي شيعه يا يك مسلمان، اگر يا حسين بگويد، او مشرك است و شرك او در حدي است كه دختر گرفتن و دختر دادن به او حرام است. اين هم از عجايب روزگار است.

در اين رابطه چند نكته قابل عرض است كه:

اينها كه عزاداري براي امام حسين (ع) را بدعت مي شمارند يا ظاهرا تاريخ اسلام را نخوانده اند يا وارونه خوانده اند. قضيه شهادت آقا امام حسين (ع) و قضيه گريه كردن نبي مكرم (ص) يا ديگر صحابه براي امام حسين (ع) حتي قبل از ولادت آقا امام حسين (ع) در تاريخ أهل سنت، حتي در كتاب هاي معتبرشان نيز آمده است. شما ببينيد خود آقاي ذهبي كه از استوانه هاي علمي أهل سنت است كه از او به عنوان إمام الجرح و التعديل ياد مي كنند، در كتاب سير أعلام النبلاء، ج3، ص291 آورده كه رأس الجالوت، از بزرگان أهل سنت، ايشان اين قضيه را مطرح مي كند و مي گويد:

وقتي ما از كربلاء عبور مي كرديم، اسب ما رم مي كرد و ما به زمين مي خورديم و احساس ناراحتي مي كرديم و از پدرم سوال كردم كه چرا اين چنين اتفاقي در عبور از كربلاء براي ما مي افتند؟ قال كنا نتحدث أن ولد نبي مقتول في ذلك المكان، پدران و بزرگان ما گفته اند كه فرزند يك پيغمبري در اين مكان كشته خواهد شد. فلما قتل الحسين قلنا هذا الذي نتحدث، وقتي امام حسين (ع) شهيد شد، ما فهميديم خبري كه بزرگان و أنبياء گذشته به ما داده بودند، مراد امام حسين (ع) فرزند رسول اكرم (ص) بوده است. اين يك نكته.

سير أعلام النبلاء، ج3، ص291- تاريخ طبري، ج4، ص296- معجم كبير طبراني، ج3، ص111 - تاريخ دمشق إبن عساكر، ج14، ص200- تهذيب الكمال مزي، ج6، ص410 - تهذيب التهذيب إبن حجر، ج3، ص301.

نكته دوم. آقايان خوارزمي در مقتل الحسين و طبري در ذخاير العقبي آورده اند بر اينكه:

وقتي امام حسين (ع) بدنيا آمد، رسول اكرم (ص) وقتي بر قنداقه امام حسين (ع) آمد، نگاهي كرد و قطرات اشكش جاري شد؛ خواهر أسماء بنت عميس عرض كرد: يا رسول الله چرا گريه مي كني؟ رسول اكرم (ص) فرمود: اين فرزندم را تقتله الفية الباغية من أمتي، گروه ستمكار و ياغي از أمتم خواهند كشت او را، و لا أنالهم الله شفاعتي. خداوند شفاعت من را به اينها قسمت نكند.

مقتل الحسين خوارزمي، ج1، ص88 - ذخاير العقبي طبري، ص119.

نكته سوم. آنچه كه تاريخ براي ما نقل كرده، وقتي امام حسين (ع) يك ساله بوده، أم الفضل بنت حارث نقل مي كند كه:

روزي نبي مكرم(ص) وارد شد و امام حسين (ع) را روي زانوانش نشاند و ديدم از چشمانش قطرات اشك جاري شد و عرض كردم:

يا نبي الله بأبي أنت و أمي ما لك؟ قال أتاني جبرييل عليه الصلاة و السلام فأخبرني إن أمتي ستقتل إبني هذا، فقلت هذا؟ فقال نعم و أتاني بتربة من تربته حمراء.

پدر و مادرم فداي تو باد، تو را چه شده است؟ فرمود جبرييل آمد و به من خبر داد كه: امت تو درآينده اين فرزندت را خواهند كشت و بعد يك تكه از تربت قرمز كربلاء را هم جبرييل براي من آورد.

اين روايت را آقاي حاكم نيشابوري نقل مي كند و مي گويد: هذا حديث صحيح علي شرط الشيخين. اين روايت بر مبناي صحيح مسلم و صحيح بخاري، صحيح است.

مستدرك الصحيحين، ج3، ص176.

جالب اينكه خود أم المؤمنين عايشه قضيه اي را مشابه اين نقل مي كند كه رسول اكرم (ص) آقا امام حسين (ع) را بغل كرد و گريه فرمود و مي گويد: من عرض كردم يا رسول الله چرا گريه مي كنيد؟ عين همين قضيه را مطرح كرد و فرمود:

و إن أمتي ستفتن بعدي.

أمت من بعد از من گرفتار امتحان خواهند شد.

و بعد جبرييل مي گويد:

إن إبني الحسين يقتل بعدي بأرض الطف.

در سرزمين طف، حسين تو را مي كشند.

مجمع الزوايد هيثمي، ج9، ص188 – معجم كبير طبراني، ج3، ص107

آقاي هدايتي:

سيره صحابه در مورد عزاداري امام حسين (ع) را براي ما توضيح دهيد.

استاد حسيني قزويني:

در رابطه با سيره صحابه، همين اندازه كه أم سلمه كه هم همسر رسول اكرم (ص) است و هم صحابيه رسول اكرم (ص) است، بعد از اينكه اين تربت را آقا رسول اكرم (ص) به أم سلمه داد، آن را در شيشه اي گذاشته بود و منتظر بود كه اين قضيه چه خواهد شد، تا اينكه يك روزي ديد همين تربت، داخل اين شيشه، مبدل به خون شد و متوجه شد بر اينكه آقا امام حسين (ع) به شهادت رسيده است و در روايات متعدد آمده كه مردم مدينه، مهاجرين و أنصار، در مصايب آقا امام حسين (ع) آنچنان گريه و عزاداري كردند كه بعد از رحلت رسول اكرم (ص) همچنين قضيه اي را مدينه به خودش نديده بود.

آقاي هدايتي:

ما نمونه هاي متعدد و فراواني در تاريخ داريم كه أهل سنت عزاداري هاي مفصلي داشته اند براي علماء خودشان كه از دار دنيا رفته اند. الآن وهابيت و سلفي ها مي گويند كه عزاداري بدعت است. أخيرا يكي از ايمه جمعه در زاهدان همين حرف را در خطبه تكرار كرد. لطفا اين نمونه ها را براي ما بيان كنيد.

استاد حسيني قزويني:

هست كه علماء و بزرگان أهل سنت يا عمده أهل سنت، غير از وهابيت، در طول تاريخ براي امام حسين (ع) عزاداري كرده اند. شايد اين را بينندگان عزيز ما يا نشنيده اند يا كم شنيده اند كه آقاي إبن كثير دمشقي سلفي كه وهابيت بر سر او قسم مي خورند، ايشان در كتاب البداية‌ و النهاية، ج13، ص207، در حوادث سال 654 هجري قمري مي گويد:

روز عاشوراء بود، سبط إبن جوزي كه از علماء بزرگ أهل سنت و از محبين أهل بيت (ع) بوده (نوه إبن جوزي صاحب المنتظم)، از ايشان خواستند كه در روز عاشوراء برود بالاي منبر و در رابطه با امام حسين (ع) براي مردم سخن بگويد، آقاي إبن جوزي رفت بالاي منبر و پس از يك سكوت طولاني دستمال خويش را بر صورت نهاد و گريه شديدي سر داد و در حاليكه مي گريست اين شعر را مي خواند:

ويل لمن شفعاؤه خصماؤه و الصور في نشر الخلايق ينفخ

لا بد عن ترد القيامة فاطم و قميصها بدم الحسين ملطخ

واي بر حال كساني كه شفيعشان دشمنشان باشد، يعني آنهايي كه اميد شفاعت رسول اكرم (ص) را داشتند، بخاطر شهادت فرزندش، همان رسول اكرم (ص) كه بايد شفيع آنها باشد،‌ خصيم آنها خواهد بود. در قيامت، فاطمه زهراء (س) وارد محشر خواهد شد، در حاليكه پيراهن به خون آغشته حسين(ع) را در بر دارد.

البداية‌ و النهاية،ج13، ص227.

حالا اگر آقايان إبن جوزي را هم بدعت گذار مي دانند، ما كاري نداريم؛ و خود جد ايشان آقاي إبن جوزي مشهور در كتاب المنتظم، ج4، ص208 در حوادث 352 هجري و مشابه اين را آقاي ذهبي در تاريخ الإسلام دارد كه خود إبن جوزي مي گويد:

در بغداد، مردم شيعه و سني در ايام عزاداري امام حسين (ع) دكان ها را مي بستند، پارچه هاي سياه آويزان مي كردند، به خيابان ها مي ريختند، به سر و صورت مي زدند و به برپايي مراسم سوگواري آقا امام حسين (ع) مي پرداختند.

في اليوم العاشر من المحرم أغلقت الأسواق ببغداد، عطل البيع... و نصبت القباب في الأسواق، علقت عليها المسموح، و خرجت النساء منتشرات الشعور يلطمن في الأسواق و أقيمت النايحة علي الحسين عليه السلام....

المنتظم، ج4، ص208.

اين در رابطه با عزاداري بزرگان أهل سنت و مردم براي آقا امام حسين (ع).

اما عزاداري أهل سنت براي بزرگانشان:

شما ببينيد آقاي ذهبي از استوانه هاي علمي أهل سنت است و من گمان نمي كنم كه شما يك سني در زير آسمان پيدا كنيد كه نسبت به نظريه ذهبي إعتراضي داشته باشد؛ ايشان در كتاب سير أعلام النبلاء، ج15، ص480 مي گويد:

آقاي عبدالمؤمن بن خلف از فقهاي أهل سنت، وقتي كه از دنيا رفت، مردم او را تشييع جنازه كردند و عزاداري مفصلي براي او كردند.

همچنين در ج18، ص468 در رابطه با آقاي جويني امام الحرمين، متوفاي478 مي گويد:

اول او را در منزلش به خاك سپردند، بعد او را به كربلاء معلي انتقال دادند و در ماتم او منبرها را شكستند، بازارها را تعطيل كردند، مرثيه هاي فراواني در مصيبتش خواندند. ايشان 400 شاگرد و طلبه داشت، در عزاي او قلم و قلمدان ها را شكستند، يك سال عزاداري كردند و عمامه هاي خود را به مدت يك سال از سر برداشتند، بدان حدي كه كسي جرأت به سر گذاشتن عمامه را نداشت و در طول اين مدت در سطح شهر به نوحه خواني و مرثيه سرايي پرداختند.

سير أعلام النبلاء، ج15، ص480 - المنتظم إبن جوزي، ج9، ص20.

در رابطه با خود آقاي سبط إبن جوزي متوفاي 597 هجري، خود آقاي ذهبي مي گويد:

در درگذشت آقاي إبن جوزي مردم بازارها را تعطيل كردند، جمعيت زيادي در مراسم او حضور يافتند و در عزاي او با وجود شدت گرماي زياد شركت كردند و سوگواري كردند.

اين قضايا را خود آقاي ذهبي نقل مي كند. آقاي ذهبي، وقتي عزاداري مردم بغداد را براي امام حسين (ع) مي نويسد، طعنه مي زند و مي گويد:

أللهم ثبت علينا عقولنا.

خداي عقل هاي ما را ثابت نگهدار.

يعني اينها كه براي امام حسين (ع) عزاداري مي كنند، عقل ندارند؛ ولي وقتي سبط إبن جوزي و جويني را نقل مي كند، بدون كوچكترين مسيله و طعنه اي از كنار اين مي گذرد.

من عقيده دارم كساني كه عزاداري براي امام حسين (ع) را بدعت و حرام مي دانند، مي خواهند همان سنت دودمان بني اميه و شجره ملعونه در قرآن را در جامعه إحياء كنند.

سؤالات بينندگان:

سؤال اول:

أهل سنت مي گويند ما شيعه معتقديم كه امام حسين (ع) شهيد شد، بخاطر اينكه ما بر او گريه كنيم و ثواب ببريم و به بهشت برويم، اين شبهه را جواب بدهيد.

جواب:

مي گويند امام حسين (ع) را خود شيعيان به شهادت رساندند، همان هايي كه نامه نوشتند به امام حسين (ع) كه برود به كربلاء. البته اين سؤال را ما جواب داده ايم و روي سايت هم هست و اگر بخواهيم الآن كامل جواب بدهيم، فرصت زيادي مي برد؛ اما خلاصه اينكه يكي از جملاتي كه خود امام حسين (ع) در روز عاشوراء مطرح كرد و همه آورده اند كه فرمودند:

ويلكم يا شيعة آل أبي سفيان، إن لم يكن لكم دين و كنتم لا تخافون يوم المعاد، فكونوا أحرارا في دنياكم هذه.

واي بر شما يا شيعيان آل أبي سفيان، كه آمده ايد مرا به قتل برسانيد؛ اگر شما دين نداريد و از قيامت نمي ترسيد، حداقل در دنيا، آزادمرد باشيد.

كامل في التاريخ، ج4، ص76 – الفتوح إبن أعثم، ج5، ص117 – البداية و النهاية، ج8، ص203 – مقتل الحسين، ص190.

د ر أعيان الشيعه، ج1، ص609 مدارك و منابعش كاملا آمده است و اين روشن است كه عبيد الله بن زياد وقتي آمد كوفه را از طرف يزيد تسخير كرد و تمام آنهايي را كه به ظاهر با امام حسين (ع) بيعت كرده بودند، بيعت شكستند و تمام آنهايي كه با مسلم بيعت كردند كه تا 18 هزار نفر در تاريخ آمده است، شكستند و حتي خود عبيد الله بن زياد، مانع خروج شيعيان به كربلاي معلي براي كمك به آقا امام حسين (ع) شد. اين در خود تاريخ طبري و كامل ابن اثير آمده كه حتي حبيب بن مظاهر و بعضي از افراد، از سياهي و تاريكي شب استفاده كردند و خود را به كربلاء و ياري كردن امام حسين (ع) رساندند.

سؤال دوم:

قبل از اسلام چه وقايعي در سرزمين كربلاء رخ داد؟ آيا در تاريخ ذكر شده است كه پيامبراني در اين منطقه زيسته اند يا دفن شده اند؟ يا خون پيامبري يا پيروان پيامبري قبل از اسلام در اين منطقه ريخته شده است؟ و غير از پيامبر اسلام، آيا پيامبران اولوالعزم در مورد اين سرزمين مطلبي را گفته اند؟

جواب:

پيامبران گذشته خبر داده بودند كه در اين نقطه فردي از فرزندان يكي از پيامبران كشته مي شود و اينها سينه به سينه دست علماء و بزرگان يهودي كاملا قرار گرفته بود و اينها اين قضيه را خيلي واضح و روشن داشتند.

مجمع الزوايد هيثمي، ج9، ص193 – معجم كبير طبراني، ج3، ص117 – تاريخ دمشق، ج14، ص199

ولي اين قضيه در تاريخ هست كه آقا امير المؤمنين (ع) هنگامي كه كه از صفين يا جمل بر مي گشتند، آنجا ايشان گريه كردند و و مردم سوال كردند براي چه گريه مي كني؟ فرمودند كه در اينجا فردي از فرزندان من يا به تعبيري، آقا امام حسين (ع) مظلومانه به شهادت خواهد رسيد و در كنار شريعه فرات با لب عطشان شهيد مي شود. اين قضيه در كتاب هاي أهل سنت هم مفصل آمده است.

مسند احمد حنبل، ج2، ص119، ح613 – مجمع الزوايد هيثمي، ج9، ص187 – صوايق المحرقه ابن حجر، ص193، فصل سوم الأحاديث الواردة في بعض أهل بيت (ع) و كفاطمه و ولديها – ذخاير العقبي، ص148 – تاريخ دمشق، ج14، ص188

سؤال سوم:

شكي در ايران ايجاد كرده اند در مورد اينكه اين غذاهايي كه به عنوان نذر توزيع مي شود، اين هيچ گونه سنديتي ندارد، توضيحي بدهيد.

جواب:

نذورات بر دو قسم است:

يك سري نذوراتي كه صيغه نذر بر آنها خوانده نمي شود و واجب الوفاء نيست؛ يعني اگر كسي مثلا تصميم مي گيرد به مناسبت ميلاد آقا رسول اكرم (ص) يا ساير ايمه (ع) خرجي بدهد، اين واجب الوفاء نيست. ولي اگر كسي بيايد نذر كند مثلا: لله علي كه مثلا روز ميلاد امام حسين (ع) يا شهادت ايشان بر مردم اطعام كنم، اين نه تنها از نظر شرعي اشكال ندارد، بلكه عمل به نذرش واجب است و اگر بخواهد عمل نكند به نذرش، بايد كفاره هم بدهد؛ يعني بايد سه روز روزه بگيرد يا ده فقير را اطعام بدهد.

مسيله نذر ارتباطي به مسيله أهل بيت (ع) ندارد؛ اين نذر يك حكم شرعي است. مثلا اگر كسي نذر كند كه براي پدرش يك پارچه پيراهني بگيرد، بايد به نذرش عمل كند؛ و گر نه بايد كفاره نذر بدهد. اگر چنانچه نذر كند كه برود در مسجد نماز جماعت بخواند، واجب است كه برود در مسجد نماز جماعت بخواند؛ چون بخاطر اين نذر، امر مستحبي به واجب تبديل مي شود. اينها تبليغاتي است كه وهابيت پيش كشيده اند؛ يك مسيله اي كه فقهاي شيعه و سني در اين زمينه اتفاق نظر دارند و اينها اين مسايل را آورده و در ميان شيعيان مطرح كرده اند.

سؤال چهارم:

در مورد منع وهابيت از عزاداري، دستور عزاداري رسول اكرم (ص) به زنان در مورد همزه سيد الشهداء كه بر خلاف نظر وهابيت است، توضيحي بدهيد.

جواب:

بله، در آن موقع، مردم بر شهداي خود گريه مي كردند و كسي نبود كه بر همزه سيدالشهداء بگريد و رسول اكرم (ص) فرمودند: لكن همزة لا بواكي له، همزه گريه كننده ندارد؛ وقتي زنان أنصار سخن رسول اكرم (ص) را شنيدند، گريه بر شهداي خود را رها كرده و آمدند بر همزه سيد الشهداء گريه كردند؛ حتي بطوريكه قرطبي در كتاب الإستيعاب، ج1، ص275، و احمد بن حنبل در مسندش، ج2، ص40 آورده و قضيه طوري شده بود كه بعد از مدت ها كه از اين قضيه گذشته بود، اگر در مدينه، كسي عزيزش از دنيا مي رفت، اول بر همزه سيد الشهداء گريه مي كردند و بعد براي عزيز از دست رفته خود گريه مي كردند.

سؤال پنجم:

در مورد اينكه هر كسي كه عليه خليفه وقت، قيام يا خروج كند واجب القتل است، آيا اين را مي شود تعميمش داد به قيام امام حسين (ع) يا نه؟

جواب:

بايد گفت كه اين طرز فكر معلول احاديثي است كه دودمان نحس بني اميه و شجره معلونه جعل و در ميان مردم منتشر كرده‌اند كه حتي اين روايت در كتاب هاي معتبر اهل سنت نيز يافت مي شود ؛ از جمله در در صحيح مسلم، ج6، ص22 و مسند احمد بن حنبل، ج4، ص261 و سنن أبي داود، ج2، ص427 و معجم كبير طبراني، ج17، ص144 آورده اند كه رسول اكرم (ص) فرمود:

من أراد أن يفرق أمر هذه الأمة و هي جميع، فأضربوه بالسيف، كاينا من كان.

هركس بخواهد ميان اين أمت تفرقه بيندازد، او را با شمشير بكشيد.

بعد جالب است مناوي از علماي أهل سنت نقل مي كند از إبن عربي ابوبكر كه از معاندين شيعه است و به أهل بيت (ع) جسارت هاي زيادي دارد، مي گويد:

قد غلب علي إبن العربي الغض من أهل البيت (ع)، حتي قال قتل بسيف جده.

إبن عربي ابوبكر دشمني بر او غلبه كرده و بطوريكه گفته است كه و با شمشير جدش كشته شده است.

فيض القدير مناوي، ج1، ص265.

جناب سخاوي شاگرد هيثمي مي گويد: استاد ما نسبت به ابن خلدون خيلي سخت گير بود و وقتي او را ياد مي كرد، او را ناسزا مي گفت و لعن مي كرد و مي گفت كه ابن خلدون گفته: امام حسين (ع) به شمشير جدش كشته شده است.

سؤال ششم:

كساني كه شبهه ايجاد مي كنند خصوصا وهابيت در مورد عزاداري، اين ها از نسل كساني هستند كه دخترانشان را زنده به گور مي كردند، لطفا از سابقه اين گروه منحرف توضيح بدهيد.

جواب:

در رابطه با سابقه وهابيت قبلا هم عرض كرده ام كه برخلاف نظريه بعضي از اساتيد بزرگوار مثل حضرت آيت الله سبحاني و ديگران كه وهابيت را از قرن هفتم و هشتم مي دانند و مي گويند خود ابن تيميه زمينه سازي كرد؛ بنده با توجه به 25 سال سابقه علمي، معتقد هستم كه قضيه وهابيت و مخالفت آنان با توسل به رسول اكرم (ص) و ايمه (ع)، زيارت قبور رسول اكرم (ص) و ايمه (ع)، قبل از ابن تيميه، اين مسايل، توسط بعضي از افراد مطرح شده است. خود ابن تيميه متوفاي 728 هجري است،‌ قبل از ايشان حسن بن العلي البر بهاري متوفاي 329 هجري يا ابن بطه از فقهاي حنبلي متوفاي 387 هجري است، اينها هم اين قضيه ممانعت از توسل به رسول اكرم (ص) و ايمه (ع) و عزاداري را مطرح كردند. جالب اينكه خود آقاي بر بهاري كه عالم حنبلي و متوفاي 329 هجري است، ايشان براي اولين بار آمد نوحه گري و مرثيه خواني براي امام حسين (ع) و زيارت او را غدقن كرد و حتي دستور داد نوحه خوان ها را بايد كشت.

نشوار المحاضرة، ج2، ص134- كامل إبن أثير، ج8، ص307

قبل از بر بهاري، حجاج بن يوسف ثقفي از كساني بود كه ممانعت مي كرد از زيارت قبر رسول اكرم (ص)، و قبل از او مروان بود، آن طور كه مسند احمد بن حنبل، ج5، ص422، مستدرك صحيحين، ج4، ص515 آورده اند. غرض اينكه اينها بر مي گردد به مروان و معاويه و غير اينها و آنان از بنيانگذاران اصلي تفكر وهابيت بوده اند.

سؤال هفتم:

آيا اينكه مي گويند ما در آن دنيا از شفاعت ايمه (ع) بهره مند مي شويم، آيا اين دليل نمي شود بر اينكه خداوند در آن دنيا، بين عده اي تفاوت قايل شود و عدالت زير سؤال برود؟

جواب:

قضيه شفاعت در روز قيامت، اتفاقي (مورد قبول) است ميان همه بزرگان دين؛ حتي خود ابن تيميه هم براي رسول اكرم (ص) شفاعت در قيامت را قايل است و منكر شفاعت رسول اكرم (ص) در روز قيامت نيست و در كتاب خود صراحت دارد كه رسول اكرم (ص) داراي شفاعت است در روز قيامت.

مجموعة الرسايل الكبري، ج1، ص403.

البته سؤال كننده عزيز عدالت خدا را زير سؤال برده است؛ در حاليكه قضيه شفاعت بي در و پيكر نيست و شامل همه نمي شود بلكه شامل كساني است كه تلاش مي كنند بنده خوبي براي خدا باشند، ولي شيطان آنها را مي لغزاند و دوباره توبه مي كنند و بر مي گردند؛ مثل كسي كه مثلا در مدرسه تلاش مي كند درس بخواند و واقعا درس خوان است، ولي در اثر كمي حافظه يا بعضي از مسايل، نيم نمره يا يك نمره كم مي آورد، معلم مي آيد به او ارفاق مي كند و اين به عنوان شفاعت است. اگر كسي كه مثلا نمره 2 گرفته است او را شفاعت نمي كنند و نمره قبولي به او بدهند.

محمد بن عبد الوهاب متوفاي 1206 مؤسس وهابيت، در كتاب الهدية السنية الرسالة الثانية، ص42 اين قضيه را آورده است و منكر شفاعت نيست.

روايتي از آقا امام صادق (ع) هست كه عزيزان دقت كنند و به عنوان يادگاري از ما داشته باشند:

يا جابر والله ما يتقرب إلي الله إلا بالطاعة و ما معنا براية من النار و لا علي الله لأحد من حجة، من كان لله مطيعا فهو لنا ولي؛ من كان لله عاصيا فهو لنا عدو؛ و ما تنال ولايتنا إلا بالعمل والورع.

به خداي عالم كسي نمي تواند نزديك شود مگر به طاعت، ما برگه برايت از آتش براي كسي نياورده ايم، هر كس مطيع خدا باشد او دوست ما است؛ (اگر كم و كاستي داشته باشد ما جبران مي كنيم)، آنكه كارش در مورد خدا معصيت باشد دشمن ما است؛ (و ما شفيع دشمنمان نخواهيم شد)، ولايت ما أهل بيت (ع) فقط با عمل و اطاعت خدا و ورع، قابل رسيدگي است.

كافي مرحوم كليني، ج2، ص74 و 75

ولي بعضي تصور باطل از شفاعت دارند و عدالت خداي عالم را زير سؤال مي برند.

دكتر سيد محمد حسيني قزويني

سايت حضرت ولي عصر (عج)

تعداد بازديد:153     1387/4/18 5:35:24 ق.ظ

0 امتياز
0 تعداد

نظر کاربران:

نظر شما درباره ی این مطلب
نام:
متن:
ایمیل:
ارسال این مطلب به دوستان
نام و نام خانوادگی فرستنده:
ایمیل گیرنده:

استفاده از مطالب این سایت با ذکر منبع بلامانع است
درباره ما   تماس با ما