محتوای فطرت
جستجو در مقالات

جعل حديث درشأن شيخين!

جعل حديث درشأن شيخين!

بهتر نيست به جاي جعل احاديث در شأن شيخين وتحريف سخنان رسول گرامي اسلام به بيان حقايق بپردازيم؟پس چرا برخي ازافراد كه خود را عالم مي پندارند به اين اعمال ناجوانمردانه وناپسند ميپردازند؟

حديث منزلت از احاديثي است كه در شأن و مقام امير مؤمنان علي عليه السلام وارد شده است و همه مسلمانان در ورود آن درباره حضرت علي عليه السلام اتفاق نظر دارند. محدثان بزرگ متقدم و متأخر، علما و دانشمندان اهل تسنّن نيز اين حديث را نقل كرده اند. براي نمونه مي توان به بُخاري، مسلم نيشابوري و ديگر نويسندگان صحاح اشاره نمود. نگارندگان مسند همچون احمد بن حنبل شيباني در مسند و معجم نگاران مانند طبراني در المعجم الكبير نيز به اين حديث اشاره كرده اند

ترديدي در صحّت سند و بلكه تواتر آن ـ حتّي از طرقي كه نزد اهل تسنن معتبر است ـ وجود ندارد. از اين رو گروهي از آنان ـ در كتاب هاي حديثي و كلامي ـ در دلالت اين حديث بر برتري امير مؤمنان علي عليه السلام و جانشيني او از رسول ربّ العالمين تشكيك كرده اند
گروه ديگري وقتي متوجّه بي ارزشي اين تشكيك ها شده اند، به ناچار سند آن را زير سؤال برده و آن را ضعيف شمرده اند، با اين كه حديث منزلت حديثي است كه بخاري و مسلم و ديگر صاحبان صحاح و بزرگان حديث بر آن اتّفاق نظر دارند و صدور چنين حديثي نزد اهل سنّت قطعي است، آن چنان كه اين موضوع براي هر پژوهش گري كه به كتاب الصواعق المحرقه مراجعه كند پوشيده نيست.
الصواعق المحرقه: ۱ / ۳۱
از طرفي، عدّه اي از مخالفان متوجّه شدند كه ضعيف شمردن سند و دلالت اين حديث هيچ سودي ندارد; از اين رو متن حديث را به گونه اي كه هيچ مسلماني به زبان نمي آورد تحريف كردند و گفتند: متن حديث اين گونه است: عليٌّ منّي بمنزلة قارون من موسي…! نسبت علي به من، مانند نسبت قارون به موسي است! پژوهش گري كه به كتاب هاي رجال، در ضمن شرح حال «حريز بن عثمان» مراجعه كند، از جعلي بودن اين روايت آگاهي خواهد يافت

حديث منزلت و تحريف واژگان آن
برخي ديگر، حديث را قلب كرده و نام ابوبكر و عمر را به جاي نام علي عليه السلام گذاشته اند
توجه:قلب حديث: جا به جا كردن نام يكي از راويان، يا پس و پيش كردن نامي و يا تعويض يك نام با نام ديگر در سند و يا جا به جا كردن و تغيير دادن مطلبي در متن

خطيب بغدادي در تاريخ معروف خود چنين مي نگارد: طاهري، از ابوالقاسم عليّ بن حسن بن عليّ بن زكرياي شاعر، از ابوجعفر محمّد بن جرير طبري، اين گونه نقل مي كند كه بُشر بن دحيه، از قزعة بن سويد، از ابن ابي مُلَيكه اين گونه نقل مي كند: ابن عبّاس مي گويد كه پيامبر صلي اللّه عليه وآله فرمود: نسبت ابوبكر و عمر به من، مانند نسبت هارون به موسي است
اين روايت را متّقي هندي در كنز العمّال، از خطيب بغدادي و ابن جوزي در الواهيات، از ابن عباس نقل كرده اند.۳ مناوي نيز در كنوز الحقايق همين گونه آورده است
تاريخ بغداد: ۱۱ / ۳۸۳
كنز العمّال: ۱۱ / ۲۵۹، كتاب فضايل، باب ذكر صحابه و فضلهم، حديث ۳۴۶۷۹
كنوز الحقايق: ۱ / ۱۳، حرف همزه، حديث ۸۴
اثبات كذب بودن حديث منزلت در شأن ابوبكر وعمر:حال گفته ي علما وصاحب نظران سني را درمورد راويان اين حديث مي اوريم
قزعة بن سويدابن ابي حاتِم درباره قزعه، از احمد بن حنبل اين گونه نقل مي كند: قزعه مضطرب الحديث است. وي از ابن مَعين روايت كرده است كه مي گويد: او از نظر نقل حديث ضعيف است; آن گاه از پدرش ابوحاتِم رازي درباره قزعه چنين نقل مي كند: نمي توان به گفته هايش استناد و احتجاج كرد.
الجرح والتعديل: ۷ / ۱۸۸
ابن حجر نيز در مورد قزعة بن سويد اظهار نظر كرده است. وي مي نويسد كه بُخاري مي گويد: قزعه در نقل حديث فرد قوي نيست
وي هم چنين از ابوداوود، عنبري و نَسايي نقل مي كند كه گويند: قزعه در نقل حديث فرد ضعيفي است. ابن حجر در ادامه مي نويسد كه ابن حبّان، قزعه را اين گونه وصف مي نمايد: وي خطا و اشتباه هاي بسيار و آشكاري دارد. از آن جا كه چنين مواردي در رواياتش بسيار است، نمي توان به رواياتش استناد كرد.
تهذيب التهذيب: ۸ / ۳۲۶
ذهبي نيز در ميزان الاعتدال نامي از او برده و مي نويسد: او حديثي منكَر و ناشناخته از ابن ابي مُلَيكه دارد
ميزان الاعتدال: ۵ / ۴۷۲ و ۴۷۳
ب)بشر بن دحيه
ابن حجر مي گويد: بُشر بن دحيه، از قزعة بن سويد، روايت نقل مي كند; و محمّد بن جرير طبري نيز از او حديث نقل كرده است. ذهبي در اصل كتاب ميزان الاعتدال، او را ـ ذيل شرح حال عمّار بن هارون مستملي ـ آورده و ضعيف دانسته است. در ادامه مطالب، عين عبارت ابن حجر را خواهيد ديد. در آن عبارت از ذهبي اين گونه نقل شده است: اين حديث دروغ و جاعل آن بُشر است. در همان عبارت، سخن ابن حجر اين گونه آمده است: من استاد طبري (بُشر) را نمي شناسم. ممكن است كه همو جاعل حديث باشد.
لسان الميزان: ۴ / ۲۵۹
حديث منزلت در شأن امير مؤمنان علي عليه السلام
به روايت بُخاري بُخاري اين حديث را اين گونه نقل مي كند: محمّد بن بشّار، از غندر، از شعبه، از سعد نقل مي كند كه مي گويد: از ابراهيم بن سعد، از پدرش شنيدم كه اين گونه مي گفت: پيامبر صلي اللّه عليه وآله به علي عليه السلام فرمود: أما ترضي أن تكون منّي بمنزلة هارون من موسي؟آيا راضي نيستي كه براي من همانند هارون براي موسي باشي؟
صحيح بُخاري: ۳ / ۱۳۵۹، كتاب فضايل صحابه، باب مناقب علي بن ابي طالب عليه السلام، حديث ۳۵۰۳
بُخاري در بخش ديگري از صحيح، حديث منزلت را اين گونه نقل مي كند: مسدّد، از يحيي، از شعبه، از حَكَم، از مصعب بن سعد، از پدرش نقل مي كند كه سعد مي گويد: آن گاه كه رسول خدا صلي اللّه عليه وآله به تبوك مي رفت، علي عليه السلام را جانشين خود قرار داد. علي عليه السلام عرض كرد: أتخلّفني في الصبيان والنساء; آيا مرا در ميان كودكان و زنان باقي مي گذاري؟پيامبر خدا صلي اللّه عليه وآله فرمود: ألا ترضي أن تكون منّي بمنزلة هارون من موسي إلاّ أنّه ليس نبي بعدي؟
آيا راضي نيستي كه براي من، همانند هارون براي موسي باشي جز اين كه بعد از من پيامبري نخواهد بود؟
صحيح بُخاري: ۴ / ۱۶۰۲، كتاب المغازي، باب غزوه تبوك، حديث ۴۱۵۴
به روايت مسلم
مسلم بن حجّاج نيشابوري نيز به نقل اين حديث پرداخته است.
وي در صحيح در بخش فضايل علي بن ابي طالب عليهما السلام مي نويسد:يحيي بن تميمي، ابو جعفر محمّد بن صباح، عبيداللّه قواريري و سريح بن يونس ـ متن حديث به نقل از محمّد بن صباح است ـ از يوسف بن ماجشون نقل مي كنند كه وي از ابو سَلَمه ماجشون، از محمّد بن منكدر، از سعيد بن مسيّب، از عامر بن سعد بن ابي وَقّاص، از پدرش نقل مي كند كه رسول خدا صلي اللّه عليه وآله به علي عليه السلام فرمود:
أنت منّي بمنزلة هارون من موسي إلاّ أنّه لا نبي بعدي;
تو براي من، مانند هارون براي موسي هستي جز اين كه بعد از من پيامبري نخواهد بود.
سعيد مي گويد: دوست داشتم كه اين حديث را از زبان سعد بشنوم; وقتي سعد را ملاقات كردم و گفته عامر را براي او نقل كردم، سعد گفت: آري، من اين حديث را شنيده ام. گفتم: خودت آن را شنيده اي؟سعد انگشتانش را بر گوش هايش نهاد و گفت: آري، وگرنه گوش هايم كر شوند.
اين حديث را ابوبكر بن ابي شِيبه نيز از غندر، از شعبه نقل كرده است.
مسلم در سند ديگري حديث منزلت را اين گونه نقل مي كند: محمّد بن مثنّي و ابن بشّار از محمّد بن جعفر نقل مي كنند كه وي، از شعبه، از حَكَم، از مصعب بن سعد، از سعد بن ابي وقّاص نقل مي كند:
رسول خدا صلي اللّه عليه وآله در غزوه تبوك علي بن ابي طالب عليه السلام را جانشين خود قرار داد. علي عليه السلام گفت: يا رسول اللّه! تخلّفني في النساء والصبيان؟اي رسول خدا! آيا مرا در ميان زنان و كودكان باقي مي گذاري؟پيامبر خدا صلي اللّه عليه وآله فرمود: أما ترضي أن تكون منّي بمنزلة هارون من موسي غير أنّه لا نبي بعدي؟آيا راضي نيستي كه براي من، همانند هارون براي موسي باشي، جز اين كه بعد از من پيامبري نخواهد بود؟
مسلم در سند ديگر اين حديث را اين گونه نقل مي كند:
عبيداللّه بن معاذ، از پدرم، از شعبه براي ما روايت كرده اند كه قُتَيْبَة بن سعيد و محمّد بن عباد ـ با دو متن نزديك به هم ـ از حاتِم (ابن اسماعيل) از بُكَيْر بن مسمار، از عامر بن سعد بن ابي وَقّاص، از پدرش نقل مي كنند كه معاوية بن ابي سُفيان به سعد گفت:
چه چيز تو را از اين كه به ابوتراب دشنام دهي باز مي دارد؟! سعد گفت: من مادامي كه سه جمله از رسول خدا صلي اللّه عليه وآله درباره علي به خاطر دارم، او را دشنام نخواهم داد كه اگر يكي از اين سه جمله درباره من بود، براي من خوشايندتر از مال دنيا بود. رسول خدا صلي اللّه عليه وآله به هنگام حركت به غزوه اي علي عليه السلام را جانشين خود قرار داد; علي عليه السلام به او عرض كرد: اي رسول خدا! مرا همراه زنان و كودكان باقي مي گذاري؟شنيدم كه پيامبر صلي اللّه عليه وآله به او فرمود:
أما ترضي أن تكون منّي بمنزلة هارون من موسي إلاّ أنّه لا نبي بعدي؟
آيا راضي نيستي كه براي من، همانند هارون براي موسي باشي، جز اين كه بعد از من پيامبري نخواهد بود؟
بار ديگر از حضرتش شنيدم كه در جنگ خيبر فرمود:
لاُعطينّ الراية رجلاً يحبّ اللّه ورسوله ويحبّه اللّه ورسوله;
پرچم را به دست مردي خواهم داد كه خدا و رسولش را دوست مي دارد و خدا و رسولش نيز او را دوست مي دارند. همه ما گردن كشيديم و نگاه مي كرديم كه او چه كسي است. پيامبر صلي اللّه عليه وآله فرمود: علي را برايم صدا بزنيد. علي عليه السلام را پيش رسول خدا صلي اللّه عليه وآله آوردند. او چشم درد داشت. پيامبر از آب دهان خود به چشم او ماليد و پرچم را به او داد و خداوند به دست او، فتح و پيروزي را به مسلمانان نصيب كرد. جمله سوم آن گاه بود كه آيه (نَدْعُ أَبْناءَنا وَأَبْناءَكُمْ) نازل شد. رسول خدا صلي اللّه عليه وآله علي، فاطمه، حسن و حسين عليهم السلام را فرا خواند و گفت: اللهمّ هؤلاء أهلي; بارالها! اينان خانواده من هستند.
اين حديث را ابوبكر بن ابي شِيبه نيز، از غندر، از شعبه نقل كرده است.
مسلم نيشابوري، به سندي ديگر، اين حديث را چنين نقل مي كند: محمّد بن مثنّي و ابن بشّار از محمّد بن جعفر، از شعبه، از سعد بن ابراهيم، از ابراهيم بن سعد نقل مي كنند كه سعد مي گويد: پيامبر صلي اللّه عليه وآله به علي عليه السلام فرمود: أما ترضي أن تكون منّي بمنزلة هارون من موسي؟
آيا راضي نيستي كه براي من همانند هارون براي موسي باشي؟
صحيح مسلم: ۵ / ۲۲ ـ ۲۴، كتاب فضايل صحابه، باب فضايل علي بن ابي طالب عليه السلام، حديث ۲۴۰۴
سخني با حقجويان:بهتر نيست به جاي جعل حديث ساختگي در در شأن شيخين وتحريف سخنان رسول گرامي اسلام به بيان حقايق بپردازيم؟پس چرا برخي ازافراد كه خود را عالم مي پندارند به اين اعمال ناجوانمردانه وناپسند ميپردازند؟

Islam-Press.Net

سايت تحقيقاتي اسلام پرس

تعداد بازديد:137     1391/1/7 12:12:7 ق.ظ

0 امتياز
0 تعداد

نظر کاربران:

نظر شما درباره ی این مطلب
نام:
متن:
ایمیل:
کد امنیتی:   
ارسال این مطلب به دوستان
نام و نام خانوادگی فرستنده:
ایمیل گیرنده:

استفاده از مطالب این سایت با ذکر منبع بلامانع است
درباره ما   تماس با ما