چرا شيعيان، نماز پنجگانه را در سه نوبت مي‌خوانند؟

نخست به منظور روشن شدن بحث، شايسته مي‌دانيم ديدگاه فقها را در اين زمينه يادآور شويم:

1- همه گروه‌هاي اسلامي در اين مسأله اتفاق نظر دارند كه در «عرفه» مي‌توان هر دو نماز ظهر و عصر را در وقت ظهر، با هم و بدون فاصله ادا نمود، و در «مزدلفه» نيز جايز است نماز مغرب و عشا را در وقت عشا به جا آوريم.

2- حنفي‌ها مي‌گويند: جمع بين نماز ظهر و عصر در يك وقت، و نماز مغرب و عشا در يك وقت، تنها در همان دو مورد«عرفه» و «مزدلفه» جايز است و در ساير موارد، نبايد صورت پذيرد.

3- حنبلي‌ها، مالكي‌ها و شافعي‌ها، مي‌گويند: جمع بين نماز ظهر و عصر و يا جمع ميان نماز مغرب و عشا در يك وقت خاص، علاوه بر دو مورد ياد شده، در حال سفر نيز، جايز است. برخي از اين‌ گروه‌ها، با هم خواندن دو نماز را، در موارد اضطراري؛ مانند زماني كه باران ببارد و يا نمازگزار بيمار يا در هراس از دشمن باشد، جايز مي‌دانند.[1]

4- شيعه بر آن است كه هر يك از نماز‌هاي ظهر و عصر و نماز‌هاي مغرب و عشا، يك «وقت خاص» دارند و يك «وقت مشترك».

الف – وقت خاص نماز ظهر، از آغاز ظهر شرعي(وقت زوال) است تا مقدار زماني كه چهار ركعت نماز خوانده مي‌شود، در اين مدت محدود، تنها نماز ظهر را مي توان به جا آورد.

ب- وقت خاص نماز عصر، زماني است كه از آن لحظه تا وقت غروب تنها به اندازه مدت خواندن نماز عصر، فرصت باشد.

ج-سخن شيعه آن است كه در تمام اين وقت مشترك، مي‌توانيم نماز ظهر و عصر را با هم و بدون فاصله بخوانيم، ولي اهل تسنن معتقدند، از اول ظهر شرعي(وقت زوال) تا آنگاه كه سايه هر چيز، به اندازه خود آن چيز، گردد، به نماز ظهر اختصاص دارد و نبايد نماز عصر، در اين مدت خوانده شد، و از آن پس تا موقع مغرب، به نماز عصر اختصاص دارد و نمي‌توان نماز ظهر را در آن وقت به جا آورد.

د- وقت خاص نماز مغرب، از آغاز مغرب شرعي است تا مقدار زماني كه سه ركعت نماز خوانده شود و در اين مدت محدود، تنها نماز مغرب را مي‌توان ادا نمود.

ه- وقت خاص نماز عشا، زماني است كه از آن لحظه تا نيمه شب شرعي، تنها به اندازه خواندن نماز عشا فرصت باشد. در اين مدت كوتاه، تنها نماز عشا را مي‌توانيم به جا آوريم.

و- وقت مشترك بين دو نماز مغرب و عشا، از انتهاي وقت خاص نماز مغرب تا ابتداي وقت خاص نماز عشا ادامه دارد.

شيعه معتقد است: در طول اين مدت مشترك، مي‌توانيم نماز مغرب و عشا را با هم و بدون فاصله بخوانيم، ولي اهل سنت مي‌گويند، از اول غروب تا هنگام زوال شفق از مغرب، به نماز مغرب اختصاص دارد و نبايد نماز عشا در اين مدت خوانده شود. و از هنگام زوال شفق از مغرب تا نيمه شب شرعي، به نماز عشا اختصاص دارد و نمي‌توان نماز مغرب را در آن به جا آورد.

نتيجه اين كه: بنابر نظريه شيعه، پس از فرا رسيدن ظهر شرعي، مي‌توانيم نماز ظهر را بخوانيم و بلافاصله به خواندن نماز عصر بپردازيم، يا نماز ظهر را پيش از فرارسيدن وقت خاص نماز عصر به پايان رسانيم و سپس نماز عصر را بخوانيم و بدين سان، بين نماز ظهر عصر، جمع نماييم، گرچه مستحب است نماز ظهر را پس از زوال و نماز عصر را هنگامي كه سايه هر چيز به اندازه خود آن گردد، به جا آوريم.

همچنين مي‌توانيم به هنگام فرا رسيدن مغرب شرعي، نماز مغرب را ادا نماييم و بلافاصله پس از آن، به خواندن نماز عشا بپردازيم و يا نماز مغرب را تا نزديك وقت خاص نماز عشا به تأخير اندازيم به طوري كه نماز مغرب را پيش از فرا رسيدن وقت خاص نماز عشا، به پايان رسانيم و سپس به خواندن نماز عشا مبادرت ورزيم و بدين سان، بين نماز مغرب و عشا جمع كنيم، گرچه مستحب است نماز مغرب را پس از مغرب شرعي و نماز عشا را بعد از زوال شفق از جانب مغرب به جا آوريم.

اين بود نظريه شيعه، ليكن اهل سنت، جمع بين دو نماز ظهر و عصر و يا دو نماز مغرب و عشا به اين نحو را به طور مطلق در همه جا و همه وقت جايز نمي‌دانند. بنابراين محل بحث، عبارت است از جمع ميان دو نماز در همه زمان‌ها و مكان‌ها، به طوري كه هر دو نماز،‌در وقت يكي از آن‌ها ادا شود، مانند جمع ميان دو نماز عرفه و مزدلفه.

5- همه مسلمانان در اين مسأله اتفاق نظر دارند كه پيامبر گرامي ميان دو نماز، جمع نمود، ولي در تفسير اين روايت، دو نظر وجود دارد:

الف – شيعه مي‌گويد: مقصود اين است كه در نخستين اوقات نماز ظهر، پس از اتمام نماز ظهر، نماز عصر را به جا آورد و همچنين در نخستين اوقات نماز مغرب، مي‌شود پس از خواندن نماز مغرب، نماز عشا را ادا نمود، و اين مسأله به زمان يا مكان و يا شرايط خاصي بستگي ندارد بلكه در همه جا و همه وقت، جايز است.

ب- ديگران مي‌گويند: مقصود روايت اين است كه نماز ظهر، در آخر وقت آن و نماز عصر در اول وقت آن به جا آورده شود و نيز نماز مغرب در آخر وقت و نماز عشا در آغاز وقت آن ادا گردد.
اكنون به منظور روشن شدن مسأله، به بررسي روايات در اين زمينه مي پردازيم و ثابت مي‌كنيم كه مقصود از جمع در اين احاديث همان است كه شيعه مي‌گويد؛ يعني دو نماز را در وقت يكي از آن‌ها به جا آوردن، نه ادا نمودن يكي از آن‌ها در آخر وقت آن و به جا آوردن ديگري در اول وقت آن:

اينك روايات

1- احمد بن حنبل – رهبر گروه حنابله – در مسند خود از جابر بن زيد، چنين روايت مي‌كند:

«جابر بن زيد گويد: از ابن عباس شنيدم كه مي‌گفت: با پيامبر گرامي هشت ركعت نماز (ظهر و عصر) را با هم و هفت ركعت نماز (مغرب و عشا) را نيز با هم به جاي آوردم. مي‌‌گويد به «ابوشعثا» گفتم: فكر مي‌كنم رسول خدا، نماز ظهر را به تأخير انداخت و نماز عصر را زودتر ادا نمود و نيز نماز مغرب را به تأخير انداخت و نماز عشا را زودتر به جا آورد، (ابوشعثا) گفت: من هم چنين مي‌انديشم.»[2]
از اين روايت به روشني معلوم مي‌گردد كه پيامبر گرامي، هر دو نماز ظهر و عصر را با هم و هر دو نماز مغرب و عشا را نيز با هم و بدون فاصله، به جاي آورده است.

2- احمد بن حنبل، از عبدالله بن شقيق، روايت ذيل را ياد آور مي‌شود:

«ابن عباس بعد از نماز عصر، براي ما سخنراني نمود تا آنگاه كه خورشيد غروب كرد و ستارگان آشكار شدند و مردم نداي نماز دادند و در آن ميان، مردي از قبيله بني تميم به تكرار كلمه «نماز» پرداخت، ابن عباس خشمگين گرديد و گفت: آيا تو مي‌خواهي سنت پيامبر را به من بياموزي؟ من شاهد و ناظر بودم كه رسول خدا بين نماز ظهر و عصر و نماز مغرب و عشا جمع نمود.»[3]

عبدالله مي‌گويد: براي من در اين مسأله، ترديدي بروز كرد و لذا در ديداري با ابوهريره در اين مورد سؤال كردم و او سخن ابن عباس را تأييد نمود.
در اين حديث، دو تن از صحابه؛ «عبدالله بن عباس» و «ابوهريره» بر اين حقيقت گواهي مي‌دهند كه پيامبر گرامي نماز ظهر و عصر و نماز مغرب و عشا را با هم خوانده و ابن عباس نيز به رفتار پيامبر، تأسي نموده است.

3- مالك بن انس – رهبر گروه مالكيه – در كتاب «موطأ» اينگونه مي‌نگارد:

«صلي رسول الله(صلي الله عليه و آله) الظهر و العصر جميعا، و المغرب و العشاء جميعا في غير خوف و لا سفر؛ رسول خدا(صلي الله عليه و آله) هر دو نماز ظهر و عصر را با هم خواندند و هر دو نماز مغرب و عشا را نيز با هم به جا مي‌آورد، بدون اين كه از دشمن بهراسد و يا در سفر باشد.»

4- مالك بن انس، از معاذ بن جبل، چنين روايت مي‌نمايد:

«فكان رسول الله(صلي الله عليه و آله) يجمع بين الظهر والعصر، والمغرب والعشاء؛ رسول خدا، نماز ظهر و عصر را با هم و نماز مغرب و عشا را نيز با هم مي‌خواند.»

5- مالك بن انس از نافع و او از عبدالله بن عمر چنين روايت مي‌كند:

«كان رسول الله(صلي الله عليه و آله) اذا عجل به الشير يجمع بين المغرب و العشاء: هرگاه پيامبر براي پيمودن سيري عجله داشت، نماز مغرب و عشاء را با هم مي‌خواند.»[4]

6- مالك بن انس، از ابوهريره چنين روايت مي‌كند:

«ان رسول الله (صلي الله عليه و آله) كان يجمع بين الظهر والعصر في سفره الي تبوك: پيامبر گرامي در راه تبوك، نماز ظهر و عصر را با هم به جا مي‌آورد.»[5]

7- مالك در موطأ از نافع چنين روايت مي‌نمايد:

« ان عبدالله بن عمر كان اذا جمع الامراء بين المغرب و العشاء في المطر جمع معهم؛ هرگاه اميران، نماز مغرب و عشا را در باران با هم مي‌خواندند، عبدالله بن عمر هم هر دو نماز را با هم ادا مي‌نمود.»[6]

8- مالك بن انس به نقل از علي بن حسين مي‌نگارد:

«كان رسول الله (صلي الله عليه و آله) اذا اراد ان يسير بومه جمع بين الظهر و العصر و اذا اراد ان يسير ليله جمع بين المغرب والعشاء؛ هرگاه پيامبر مي‌خواست در روز، طي طريق نمايد، نماز ظهر و عصر را با هم ادا مي‌كرد و هر وقت مي‌خواست در شب مسيري را بپيمايد، نماز مغرب و عشا را با هم به جا مي‌آورد.»[7]

9- محمد زرقاني در شرح موطأ، از بي شعثا چنين روايت مي‌كند:

«ان بن عباس صلي بالبصرة الظهر والعصر ليس بينهما شيء والمغرب و العشاء ليس بينهما شيء؛ عبدالله بن عباس در شهر بصره، نماز ظهر و عصر را با هم خواند، به طوري كه بين آن دو فاصله‌اي نبود و نماز مغرب و عشا را نيز با هم ادا نمود؛ به گونه‌اي كه بين آن دو فاصله‌اي نيفتاد.»[8]

10- زرقاني از طبراني او از ابن مسعود، آورده است:

«پيامبر گرامي، نماز ظهر و عصر را با هم اقامه كرد و نماز مغرب و عشا را نيز با هم به جا آورد. در اين مورد از وي سؤال شد، فرمود: براي اين كه امت من در رنج و سختي قرار نگيرند.»[9]

11- مسلم بن حجاج، به واسطه ابو زبير و از سعيد بن جبير و او از ابن عباس روايت مي‌كند:

«صلي رسول الله (صلي الله عليه و آله) الظهر والعصر جميعا بالمدينة في غير خوف و لا سفر؛ پيامبر (صلي الله عليه و آله) در مدينه منوره بدون هيچ هراسي از دشمن و بدون اين كه در حال سفر باشد، نماز ظهر و عصر را با هم به جا آورد.»[10]

سپس ابن عباس، در مورد هدف پيامبر از اين كار مي‌گويد: براي اين كه مي‌خواست هيچ كس از امت وي در زحمت نيفتد.[11]

12- مسلم در صحيح خود، از سعيد بن جبير و او از ابن عباس روايت مي‌نمايد كه گفته است:

«جمع رسول الله (صلي الله عليه و آله) بين الظهر و العصر، المغرب و العشاء في المدينة، من غير خوف و لا مطر؛ پيامبر گرامي، در مدينه منوره بين نماز ظهر و عصر و نماز مغرب و عشا جمع نمود، بدون اين كه هراسي در ميان باشد و يا باران ببارد».[12]
آنگاه سعيد بن جبير مي‌گويد: از ابن عباس پرسيدم: چرا پيامبر به چنين رفتاري مبادرت ورزيد؟ ابن عباس گفت: براي آن كه نمي‌خواست امت خود را به زحمت بيندازد.[13]

13- ابوعبدالله بخاري باب ويژه‌اي را تحت عنوان «باب تأخير الظهر الي العصر» به اين مسأله اختصاص داده[14] كه خود اين عنوان، گويا‌ترين شاهد بر آن است كه مي‌توان نماز ظهر را به تأخير انداخت و در وقت نماز عصر،هر دو را با هم به جا آورد. آنگاه بخاري در همان باب، روايت ياد شده در زير را بيان مي‌كند:

«پيامبر (صلي الله عليه و آله) هفت ركعت (نماز مغرب و عشا) و هشت ركعت (نماز ظهر و عصر) را در مدينه به جاي آورد.»[15]
از اين روايت به خوبي روشن مي‌گردد كه نه تنها مي‌توان نماز ظهر را به تأخير انداخت و در وقت نماز عصر، هر دو را با هم ادا نمود، بلكه به قرينه سياق استفاده مي‌شود كه به پيروي از پيامبر گرامي، مي‌توان نماز مغرب را نيز به تأخير انداخت و در وقت نماز عشا به جاي آورد.

14- و لذا بخاري در جاي ديگر از صحيح مي‌گويد:

« عبدالله بن عمر و ابو ايوب انصاري و عبدالله بن عباس گفته‌اند: پيامبر دو نماز مغرب و عشا را با هم (بدون فاصله) به جا آورد.»[16]
بخاري مي‌‌خواهد از اين روايت استفاده كند كه پيامبر گرامي نماز مغرب و عشا را با هم خواند و گرنه معلوم است كه پيامبر بي‌نماز نبوده است.

15- مسلم بن حجاج در صحيح خود،‌چنين مي‌نگارد:
«مردي به ابن عباس گفت: نماز، او سخني نگفت. دوباره گفت: نماز، ابن عباس سكوت نمود، باز گفت: نماز، وي پاسخي نداد. براي چهارمين بار گفت:نماز، ابن عباس گفت: «لا ام لك؛ مادر برايت نباشد» آيا تو مي‌خواهي نماز را به ما بياموزي؟ در حالي كه ما با پيامبر، بين دو نماز جمع مي‌نموديم و هر دو را با هم به جا مي‌آورديم.»[17]

16- مسلم روايت مي‌كند:

«پيامبر گرامي، جمع بين نماز‌ها را در مسافرت خود در غزوه تبوك انجام داد و بين نماز ظهر و عصر و نماز مغرب و عشا جمع نمود. سعيد بن جبير مي‌گويد: از ابن عباس سبب آن را پرسيدم؟ گفت: پيامبر مي‌خواست كه امت خود را در رنج و سختي نيندازد.»[18]

17- مسلم بن حجاج، از زبان معاذ، چنين حكايت مي‌كند:

«با پيامبر گرامي در نبرد تبوك، خارج شديم، پيامبر نماز ظهر و عصر را با هم به جا مي‌آورد و نماز مغرب و عشا را نيز با هم ادا مي‌نمود.»[19]

18- مالك بن انس، در كتاب «موطأ» مي‌نگارد:

«ابن شهاب، از سالم بن عبدالله پرسيد: آيا نماز ظهر و عصر در حين مسافرت با هم جمع مي‌شوند؟ پاسخ داد: آري اشكالي ندارد، آيا نماز مردم را در روز عرفه (در سرزمين عرفات) نمي‌بيني؟»[20]

لازم به ذكر است كه مسلمانان جايز مي‌دانند در روز عرفه و در عرفات، بين نماز ظهر و عصر، جمع كنند و هر دو را در وقت ظهر و بدون فاصله مي‌خوانند. در اينجا سالم بن عبدالله مي‌گويد: همانطور كه مردم در عرفه، هر دو نماز را با هم مي‌خوانند، در غير عرفه نيز مي‌توان بين آن دو جمع نمود.

19- متقي هندي، در كتاب «كنزالعمال» آورده:

«عبدالله بن عمر گويد: پيامبر گرامي، در حالي كه ساكن و در حضر بود و در حال سفر نبود، بين نماز ظهر و عصر و نماز مغرب و عشا جمع نمود. پس مردي از ابن عمر سؤال نمود: چرا پيامبر به چنين رفتاري مبادرت ورزيد؟ پاسخ داد: براي اين كه امت خود را در رنج و مشقت نيندازد، اگر شخصي بخواهد بين دو نماز جمع نمايد.»[21]

20- همچنين در «كنز العمال» چنين مي‌خوانيم:

«جابر بن عبدالله گويد: پيامبر(صلي الله عليه و آله) بين نماز ظهر و عصر با يك اذان و دو اقامه، جمع نمود.»[22]

21- در كنزالعمال، روايت ذيل را يادآور مي‌شود:

«جابر بن عبدالله مي‌گويد: در حالي كه پيامبر گرامي در مكه بودند، خورشيد غروب نمود و هنگامي كه به منطقه «سرف» رسيد، نماز مغرب و عشا را با هم ادا نمود.»[23]

22- در كنزالعمال: از ابن عباس، چنين آمده:

«پيامبر گرامي، در مدينه منوره، بين نماز ظهر و عصر و نماز مغرب و عشا جمع نمود، بدون اين كه در حال سفر باشد و يا باران ببارد. راوي مي‌گويد: از ابن عباس پرسيدم: چرا پيامبر بين دو نماز جمع نمود؟ ابن عباس پاسخ داد: زيرا پيامبر مي‌خواست در رفتار امت خود توسعه و تسهيلي ايجاد نموده باشد.»[24]

نتيجه

اينك در پرتو روايات ياد شده، به جمع بندي دلايل روشني كه بر صحت تفسير جمع، از نظر شيعه گواهي مي‌دهد، مي پردازيم:

1- جمع بين دو نماز در يك وقت، به دليل تسهيل امور و پيشگيري از رنج و زحمت:
بسياري از روايات، بر اين حقيقت گواهي مي‌دهد كه اگر جمع ميان نماز ظهر و عصر و يا مغرب و عشا در يك وقت جايز نباشد، موجب رنج و مشقت در كار مسلمانان مي‌گردد، و لذا پيامبر به منظور ايجاد نوعي توسعه و تسهيل در امور مسلمانان، با هم خواندن هر دو نماز را در يك وقت، تجويز نمودند. در اين زمينه به احاديث دهم، شانزدهم، نوزدهم و بيست و دوم، مراجعه فرماييد.

روشن است كه اگر مقصود از روايات ياد شده، اين باشد كه مي‌توان نماز ظهر و عصر را به آخر وقت آن، (نزديك زماني كه سايه هر چيز به اندازه خود آن باشد) در نزد اهل سنت تأخير انداخت و نماز عصر را در آغاز وقت آن به جا آورد، به طوري كه هر دو نماز با هم و در عين حال در محدوده وقت خود خوانده شود، يك چنين كاري نه تنها مايه سهولت نيست بلكه موجب مشقت و زحمت بيشتر است در حالي كه هدف از جمع ميان دو نماز تسهيل در امور است.
با اين بيان، روشن مي‌گردد مقصود آن است كه مي‌توان دو نماز را در سراسر وقت مشترك ميان آن دو، مانند اوايل وقت ياد شده و يا اواخر آن به جا آورد، نه اين كه يكي را در آخر وقت آن نماز و ديگر را در آغاز وقتش ادا نماييم.

2- جمع ميان دو نماز در يك وقت در عرفه، بيانگر كيفيت جمع است
همه گروه‌هاي اسلامي، جمع ميان دو نماز ظهر و عصر در يك وقت را در عرفه جايز دانسته‌اند،[25] از سوي ديگر برخي از روايات ياد شده، بر اين معنا گواهي مي‌دهد كه اين‌گونه جمع ميان دو نماز، در جاهاي ديگر نيز بسان جمع ميان آن‌ها در عرفه مي‌باشد و از اين نظر، تفاوتي ميان روز عرفه و ساير روز‌ها و يا سرزمين عرفات و ساير سرزمين‌ها وجود ندارد. در اين مورد، به حديث هيجدهم مراجعه فرماييد.
بنابراين همان گونه كه در عرفه مي‌توان نماز ظهر و عصر را در وقت ظهر، به اتفاق آرا همه مسلمانان به جا آورد، همچنين در غير عرفه نيز، جمع ياد شده جايز مي‌باشد.

3- شيوه جمع ميان دو نماز در سفر، بيانگر كيفيت جمع است
از طرفي، فقهاي حنبلي، مالكي و شافعي جمع ميان دو نماز را در حال سفر، جايز دانسته‌اند و از سوي ديگر، روايات ياد شده تصريح مي‌نمايد كه در اين زمينه، تفاوتي ميان سفر و حضر وجود ندارد و پيامبر گرامي(صلي الله عليه و آله) هم در سفر و هم در حضر، ميان دو نماز جمع مي‌نمود.
در اين مورد، به روايات سوم، يازدهم، سيزدهم، نوزدهم و بيست و دوم مراجعه فرماييد. بر اين اساس، همانطور كه با هم خواندن دو نماز در يك وقت در سفر(به نحوي كه شيعه مي‌گويد) جايز است، در حضر نيز جايز مي‌باشد.

4- شيوه جمع ميان دو نماز در حال اضطرار، بيانگر كيفيت جمع در حال اختيار است
تعداد انبوهي از روايات صحاح و مسانيد، بر اين حقيقت گواه است كه پيامبر گرامي و صحابه آن حضرت، در مواقع اضطراري مانند زمان بارش باران، و يا ترس از دشمن و يا در حال بيماري، دو نماز را – چنانكه شيعه مي‌گويد – با هم و در يك وقت، به جا مي‌آوردند، و لذا بسياري از فقيهان گروه‌هاي مختلف اسلامي، به جواز آن در برخي حالت‌هاي اضطراري، فتوا داده‌اند، در حالي كه روايات ياد شده، تصريح مي‌نمايند به اين كه از اين جهت نيز، ميان حالت اضطرار و غير آن، تفاوتي وجود ندارد و پيامبر گرامي در غير باران و هراس از دشمن نيز، ميان دو نماز جمع مي‌نمود. در اين زمينه به روايات سوم، يازدهم، دوازدهم و بيست و دوم، مراجعه فرماييد.

5- رفتار صحابه پيامبر(صلي الله عليه و آله) بيانگر كيفيت جمع است
در ميان روايات ياد شده، به اين نكته برخورد مي‌كنيم كه بسياري از صحابه پيامبر، هر دو نماز را در وقت واحد با هم به جا مي‌آورند، چنانكه عبدالله بن عباس، نماز مغرب را آنقدر به تأخير انداخت تا هوا تاريك گشت و ستارگان اسمان، پديدار شدند و هر قدر ديگران، كلمه نماز را ندا مي‌كردند، به آنان اعتنا نمي‌نمود و سرانجام نماز مغرب و عشا را بعد از سپري شدن پاسي از شب، با هم به جا آورد و در پاسخ اعتراض كنندگان گفت: من شاهد و ناظر بودم كه پيامبر هم، اين چنين نماز مي‌خواند و ابوهريره نيز، سخن ابن عباس را تأييد نمود. در اين مورد به روايات دوم، هفتم، نهم و پانزدهم مراجعه نماييد.
در پرتو روايات ياد شده، ترديدي نمي‌ماند كه ابن عباس، به شيوه‌اي كه شيعه بر آن است، ميان دو نماز در وقت يكي از آن‌ها، جمع نمود.

6- سيره پيامبر(صلي الله عليه و آله) بيانگر شيوه جمع ميان دو نماز است
از حديث بيست و يكم، به روشني معلوم گرديد كه پيامبر به هنگام مغرب، هنوز در مكه بودند و نماز مغرب را به تأخير انداختند تا اين كه در منطقه سرف كه در فاصله نه ميلي مكه قرار دارد، هر دو نماز مغرب و عشا را با هم در يك وقت به جا آورد. در حالي كه روشن است اگر آن حضرت، به هنگام اول مغرب هم از شهر مكه حركت نموده باشد، تا زماني كه به منطقه سرف برسد، با توجه به وسايل كندرو و حمل و نقل قديم، طبعا قسمتي از شب گذشته بوده است، و لذا پيامبر گرامي هر دو نماز مغرب و عشا را در وقت نماز عشا با هم ادا نموده است.

از مجموع روايات ياد شده – كه همگي از منابع روايي و صحاح و مسانيد اهل تسنن استخراج گرديده‌اند، صحت نظريه شيعه، مبني بر جواز جمع ميان دو نماز ظهر و عصر و يا دو نماز مغرب و عشا، در يك وقت، به بياني كه گذشت و عموميت و گسترش آن نسبت به همه شرايط و مكان‌ها و زمان‌ها به ثبوت مي‌رسد.


[1] - با اقتباس از: «الفقه علي المذاهب الاربعه». كتاب الصلاة، الجمع بين الصلاتين تقديما و تأخيرا.
[2] - مسند احمد بن حنبل: ج 1، ص 221.
[3] - مسند احمد: ج 1، ص 251.
[4] - موطأ مالك: كتاب الصلوة: ط 3 (بيروت)، ص 125، حديث 177.
[5] - موطأ مالك: كتاب الصلوة، ص 124، حديث 175.
[6] - مدرك سابق: ص 125، حديث 179.
[7] - مدرك سابق: ص 125، حديث 181.
[8] - شرح زرقاني بر موطأ مالك: ط مصر، جزء اول، باب «الجمع بين الصلاتين في الحضر و السفر»: ص 294.
[9] - مدرك سابق: ص 294.
[10] - صحيح بخاري جزء 2ت ط مصر، ص 151، «باب الجمع بين الصلاتين في الحضر».
[11] - مدرك سابق، در ذيل حديث ياد شده.
[12] - همان مدرك: ص 152.
[13] - مدرك سابق: ص 152، در ذيل حديث ياد شده.
[14] - صحيح بخاري: جزء اول، ص 110 – كتاب الصلوة: باب «تأخير الظهر الي العصر» ط مصر، نسخه اميريه، سنه 1314ه.
[15] - مدرك سابق.
[16] - صحيح بخاري: جزء اول، - كتاب الصلوة: باب ذكر العشاء، ص 113، ط مصر، سنة 1314 ه.
[17] - صحيح مسلم: جزء 2، ص 153، باب الجمع بين الصلاتين في الحضر.
[18] - صحيح مسلم: جزء 2، ص 151، ط مصر.
[19] - مدرك سابق: ص 152.
[20] - موطأ مالك: ط 3 (بيروت)، ص 125، حديث 180.
[21] - كنز العمال: كتاب الصلوة، الباب الرابع في صلاة المسافر، باب جمع، ج 8، ص 246، ط 1(حلب)، سنة 1391 ه.
[22] - كنزالعمال: كتاب الصلوة، الباب الرابع في صلوة المسافر، باب جمع، ج 8، ص 247، ط 1(حلب).
[23] - «سرف» منطقه‌اي است كه در نه ميلي مكه واقع است.(كنزالعمال، در ذيل روايت حديث ياد شده آورده).
[24] - كنزالعمال: كتاب الصلوة، الباب الرابع، باب جمع، ج 8.
[25] - الفقه علي المذاهب الاربعه: كتاب الصلوة، الجمع بين الصلاتين تقديما و تأخيرا.


موسسه جهاني سبطين