آيا نامگذاري روزهاي هفته به نامهاي اهل‌بيت (ع) خرافات نيست؟

روايت مورد شبهه:
السبت اسم رسول الله صلي الله عليه و سلم و الأحد أميرالمؤمنين عليه السلام و الإثنان الحسن و الحسين عليهما السلام و الثلاثاء علي بن الحسين و محمد بن علي و جعفر بن محمد عليهم السلام و الأربعاء موسي بن جعفر و علي بن موسي و محمد بن علي و أنا، و الخميس ابني، الحسين عليه السلام و الجمعة ابن ابني و إليه تجتمع عصابة الحق
منابع روايت: مفاتيح الجنان

متن شبهه:
از خرافات شيعيان آن است كه هر يك از روزهاي هفته را به اسم يك يا چند نفر از امامانشان نام‌گذاري مي‌كنند.

منابع پاسخ:

1. خصال، شيخ صدوق.
2. بحارالأنوار، علامه مجلسي.

خلاصۀ پاسخ:

نام‌گذاري روزهاي هفته به اسامي ايمه (عليهم السلام) از باب كنايه و مجاز است و در واقع قول امام (عليه السلام) يكي از تأويلات و مصاديق سخن پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) است كه فرمود: «لا تُعادوا الأيام فتُعاديكم» و اين نام‌گذاري از باب توسل به ايمه صورت گرفته است تا شيعيان همه‌روزه به صورت خاص به ايمه متوسل شوند تا از نحوست ايام در امان باشند.

پاسخ كامل:
اصل جريان نام‌گذاري ايام هفته به نامهاي پيامبر (صلي الله عليه و آله) و ايمه (عليهم السلام) را چنين نقل كرده‌اند:

هنگامي كه امام هادي (عليه السلام) به وسيلۀ متوكل عباسي به سامرا طلبيده شد شخصِ راوي، كه صقر بن ابي‌دلف نام دارد، جهت اطلاع از حال ايشان به سامرا رفت و هنگامي كه خدمت امام (عليه السلام) رسيد، ضمن صحبتهايي كه با امام (عليه السلام) داشت، از ايشان دربارۀ حديثي از پيامبر (صلي الله عليه و‌ آله) كه فرمود: «لا تُعادوا الأيام فتُعاديكم ». سيوال مي‌كند. امام هادي عليه السلام در پاسخ اين سؤال مي‌فرمايند: «مراد از ايّام و روزها ما هستيم. شنبه اسم رسول خدا است، يكشنبه اميرالمؤمنين (عليه السلام)، دوشنبه حسن و حسين (عليهما السلام)، سه‌شنبه علي ‌بن الحسين و محمد بن علي و جعفر بن محمد (عليهم السلام)، چهارشنبه موسي‌ بن جعفر، علي ‌بن موسي، محمد بن علي (عليهم السلام) و من، پنجشنبه فرزندم حسن (عليه السلام) و جمعه فرزند فرزندم است كه اهل حق به سوي او جمع مي‌شوند»؛ آنگاه فرمود: «پس دشمني نكنيد با ايشان در دنيا كه دشمني كنند با شما در آخرت».

شيخ صدوق (رحمة اللـه عليه) در توضيح اين حديث مي‌نويسد:

مراد از ايام، ايمه (عليهم السلام) نيست، بلكه كنايه از ايمه (عليهم السلام) است تا امام (عليه السلام) نكته‌اي را به پيروان خود بفهماند و در عين حال غير اهل حق آن را نفهمند. به كار بردن كنايه، امري است شايع؛ به طوري كه خداوند در قرآن هم در موارد زيادي از كنايه استفاده كرده است؛ مثل كنايه گرفتن سرّ از نكاح در آيۀ ﴿لا تواعدوهنّ سرّا﴾ و كنايه گرفتن"سير در زمين"از"تأمل در قرآن"در آيۀ ﴿سيروا في الارض﴾.

مرحوم مجلسي نيز در توضيح اين حديث مي‌نويسد:
اخبار ايمه همانند قرآن علاوه بر مفهوم ظاهري مفهومي در بطن خود قرار داده‌اند؛ از اين رو احتمالاً اين نام‌گذاري هم مفهومي در باطن دارد».

آن‌گاه اضافه مي‌كند:

مراد از دشمني ايام، نحوست و شوم بودن آنها است كه موجب به جاي ماندن آثار ناگواري مي‌شود. احتمالاً از آثاري كه روزها دارند روزها به دشمني آنها تعبير شده است، امّا كساني كه به خدا توكل كنند و به ولايت ايمه متوسل شوند نحوست اين روزها به ايشان ضرري نمي‌زند.

لذا از آن رو ايام را به نامهاي مقدس پيامبر (صلي الله عليه و آله) و ايمه (علهيم السلام) نام نهاده‌اند كه پيروان آن حضرات هر روزه با توسل به مقام شامخ ايشان نحوست ايام را از خود دور كنند.

علاوه بر اين اين روايت از نظر مفهوم مانند روايتي از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و‌ آله) است ـ كه اهل سنت و شيعه بر آن اتفاق دارند ـ كه فرمود: «لا تسبوا الدهر فإن الله هو الدهر» (منتخب مسند عبد بن حميد، ص 97؛ السنن الكبري، ج 6، ص 457 و المعجم الأوسط، ج 1، ص 200) و مسلم است كه منظور اين روايت اين نيست كه خداي متعال، خود روزگار است، بلكه اين مفهوم كنايي است و بدين معنا است كه فاعل حقيقي و مؤثر واقعي در جهان خداي متعال است و نه روزگار. اين روايت در برابر قول دهريون است كه فاعل و مؤثر امور را روزگار مي‌دانستند. روايات فراواني شبيه به اين روايت در كتب اهل سنت وارد شده است كه متقي هندي در كنز العمال، ج3، ص 607 آنها را به نقل از كتب صحاح اهل سنت جمع‌آوري كرده است.

بنابراين نام‌گذاري روزهاي هفته به اسامي ايمه (عليهم السلام) از باب كنايه و مجاز است و در واقع قول امام (عليه السلام) يكي از تأويلها و مصداقهاي سخن پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) است كه فرمود: «لا تُعادوا الأيام فتُعاديكم» و اين نام‌گذاري از باب توسل به ايمه صورت گرفته تا شيعيان همه‌روزه به صورت خاص به ايمه متوسل شوند تا از نحوست ايام در امان باشند.


به نقل از وبلاگ كبوتران عاشق


وبلاگ كبوتران عاشق