آيا هر حاجتي را از هر نقطه از جهان از اهل بيت (ع‌) درخواست كنيم، همان موقع مي‌شنوند؟

توضيح سؤال:
آيا حاجتي كه در هر نقطه از جهان كه هستيم و از پيامبران و امامان در خواست ميكنيم همان موقع مي‌شنوند يا اين حاجتها به وسيله خداوند به انها ميرسد؟ مثلا در دو نقطه از اين جهان و در يك زمان حاجتهايي در خواست ميشود چطور ميشود كه امامان از اين حاجت ها مطلع ميشوند؟

چرا كه اين خداوند است كه در همه جا است و نه كس ديگر.

پاسخ اجمالي:
آري، در هر زمان و مكاني كه از اهل بيت عليهم السلام طلب حاجت نماييم، درخواست ما را مي‌شنوند و به آن‌ پاسخ مي‌دهند و اين مطلب با دلايل ذيل قابل اثبات است:

الف: عرضه شدن اعمال امت بر پيامبر اكرم (ص)
اعمال امت همواره بر رسول خدا و بعد بر امام زمان عليه السلام عرضه مي‌شود و آن حضرت از تمامي اعمال ما آگاه است.

تعرض علي أعمالكم فما رأيت من خير حمدت الله عليه وما رأيت من شر استغفرت الله لكم. مجمع الزوايد، الهيثمي، ج 9 ص 24.

ب: شاهد بودن پيامبر و ايمه بر امت:
طبق آيات و روايات فروان، رسول خدا و ايمه عليهم السلام، شاهد بر اعمال امت هستند و اعمال همه را زير نظر دارند و در روز قيامت يكي از شاهدان خواهند بود و بر طبق آن‌چه ديده‌اند، شهادت خواهند داد.

يا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَرْسَلْناكَ شاهِداً وَ مُبَشِّراً وَ نَذيراً (الأحزاب /45).

ج: سلام خطابي مسلمانان در نماز
تمامي مسلمانان در پايان نماز به رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم) سلام مي‌دهند، اگر پيامبر خدا سلام آن‌ها را نمي‌شنود، پس اين كار همه مسلمانان لغو است و اگر مي‌شنوند، پس قطعاً توسلات ما را نيز مي‌شنوند و به آن‌ها پاسخ مي‌دهند.

د: تسلط عزراييل بر تمام جانداران:
طبق روايات موجود، عزراييل در آن واحد مي‌تواند جان همه خلايق را بگيرد. طبق روايات ديگر هر روز به تمامي خانه‌هاي روي زمين سر مي‌زند و تمام عالم همانند طشتي در برابر او است و....

إن اللّه حوي الدنيا لملك الموت حتي جعلها كالطست بين يدي أحدكم فهل يفوته منها شي. الدر المنثور، ج 5، ص 173، تفسير الثعالبي، ج 4، ص 328، تفسير ابن كثير، ج 3، ص 466.

پاسخ تفصيلي:
پيامبران و ايمه اهل البيت عليهم السلام به اذن خداوند و قدرتي كه باريتعالي به آن‌ها عطا فرموده، حاجت مؤمنان را در هرجايي از عالم كه درخواست كنند،‌ در همان لحظه مي‌شنوند و اجابت مي‌كنند. اين مطلب با چندين دليل قابل اثبات است:

الف: عرضه اعمال امت بر پيامبر:
طبق روايات صحيح السندي كه از طريق اهل بيت عليهم السلام وارد شده و در كتاب‌هاي اهل تسنن وجود دارد، اعمال امت اسلامي همواره بر پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله وسلم عرضه مي‌شود و آن حضرت از تمامي اعمال ما آگاه است ؛ چنانچه نور الدين هيثمي در مجمع الزوايد مي‌نويسد:

عن عبد الله بن مسعود عن النبي صلي الله عليه وسلم قال إن لله ملايكة سياحين يبلغون عن أمتي السلام قال وقال رسول الله صلي الله عليه وسلم حياتي خير لكم تحدثون وتحدث لكم ووفاتي خير لكم تعرض علي أعمالكم فما رأيت من خير حمدت الله عليه وما رأيت من شر استغفرت الله لكم.

مجمع الزوايد، الهيثمي، ج 9 ص 24 و الجامع الصغير، جلال الدين السيوطي، ج 1 ص 582 و...

پيامبر فرمود: خداوند فرشتگاني دارد كه هميشه در حال سير و گردش هستند و سلامها و درودهاي امت مرا به من مي‌رسانند و در حديثي ديگر فرمود: زنده بودن من براي شما بهتر است. چون شما براي من سخن مي گوييد و من براي شما سخن مي گويم. مرگ من هم براي شما مفيد است ؛ چون اعمال شما بر من عرضه مي شود پس اگر اعمال شما نيكو بود، خدا را شكر مي گويم و اگر زشت بود، از خدا براي شما تقاضاي آمرزش مي كنم.

هيثمي بعد از نقل روايت مي‌گويد:

رواه البزار ورجاله رجال الصحيح.

و سيوطي بعد از نقل حديث مي‌گويد:

وأخرج البزار بسند صحيح من حديث ابن مسعود مثله.

الخصايص الكبري، السيوطي، ج2،‌ ص418.

و نيز روايات صحيح السند فراواني در كتاب‌هاي پيروان اهل بيت وجود دارد كه ثابت مي‌كند اعمال مسلمانان براي رسول خدا و اهل بيت عليهم السلام عرضه مي‌شود. به دو روايت از كتاب بصاير الدرجات اشاره مي‌كنيم:

يعقوب بْنُ يَزِيدَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلي الله عليه وآله وسلم لِأَصْحَابِهِ حَيَاتِي خَيْرٌ لَكُمْ وَ مَمَاتِي خَيْرٌ لَكُمْ قَالُوا أَمَّا حَيَاتُكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَدْ عَرَفْنَا فَمَا فِي وَفَاتِكَ قَالَ أَمَّا حَيَاتِي فَإِنَّ اللَّهَ يَقُولُ وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِيهِمْ وَ ما كانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ وَ أَمَّا وَفَاتِي فَتُعْرَضُ عَلَيَّ أَعْمَالُكُمْ فَأَسْتَغْفِرُ لَكُمْ.

بصاير الدرجات، محمد بن الحسن الصفار، ص 465.

امام صادق عليه السلام مي فرمايد: رسول خدا به يارانش فرمود: زندگي و مرگ من براي شما خير است. گفتند: زنده بودنت را مي دانيم براي ما خير و بركت است ؛ ولي مرگت را نمي فهميم. فرمود: بركات حيات و زنده بودن من براي شما را خداوند ترسيم فرموده است آنجا كه مي فرمايد: تا زماني كه تو در بين مردم هستي و طلب آمرزش مي كنند آنان را عذاب نمي‌كنم. واما پس از مرگ من نيز اعمال شما بر من عرضه مي شود براي شما تقاضاي بخشش مي كنم.

حدثنا السندي بن محمد عن عاصم بن حميد عن أبي بصير عن أبي جعفر عليه السلام قال قال رسول الله صلي الله عليه وآله وسلم لأصحابه حياتي خير لكم تحدثون و نحدث لكم و مماتي خير لكم تعرض علي أعمالكم فإن رأيت حسنا جميلا حمدت الله علي ذلك و إن رأيت غير ذلك استغفرت الله لكم.

زنده بودن من براي شما خوب است ؛ چون براي شما حرف مي‌زنم و مرگ من نيز چنين است چون پرونده اعمال شما را بر من عرضه كنند اگر در آن از اعمال نيك و شايسته خبري باشد، خدا را ستايش مي كنم و اگر غر از آن وجود داشت، براي شما از خدا طلب آمرزش مي‌كنم.

بصاير الدرجات، محمد بن الحسن الصفار، ص 464.

پيامبري كه از اعمال همه امت باخبر باشد، قطعاً از توسل آن‌ها نيز با خبر شده و جواب خواهد داد.

ب: پيامبر اسلام (ص) شاهد اعمال امت.
در قرآن كريم چندين آيه وجود دارد كه رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم را «شاهد» معرفي مي‌كند.

يا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَرْسَلْناكَ شاهِداً وَ مُبَشِّراً وَ نَذيراً (الأحزاب /45).

اي پيامبر! ما تو را گواه فرستاديم و بشارت‏دهنده و انذاركننده!

إِنَّا أَرْسَلْنا إِلَيْكُمْ رَسُولاً شاهِداً عَلَيْكُمْ كَما أَرْسَلْنا إِلي‏ فِرْعَوْنَ رَسُولاً. (المزمل /15).

ما پيامبري به سوي شما فرستاديم كه گواه بر شماست، همان گونه كه به سوي فرعون رسولي فرستاديم!.

عيني در شرح صحيح بخاري در اين باره مي‌نويسد:

فسمي شاهدا لمشاهدته الحال والحقيقة فكأنه الناظر بما شاهد ويشهد عليهم أيضا بالتبليغ وبأعمالهم من طاعة ومعصية، ويبين ما أرسل به إليهم، وأصله الإخبار بما شوهد....

عمدة القاري، العيني، ج 19 ص 177.

به رسولش لقب شاهد داده است ؛ زيرا اوضاع و احوال افراد را مي‌بيند ؛ همانند كسي كه حقيقتاً شاهد و ناظر كوچكترين اعمال افراد از اطاعت و تخلف است.

و مرحوم شيخ طوسي مي‌نويسد:

(يا أيها النبي إنا أرسلناك شاهدا ومبشرا ونذيرا) * أي شاهدا علي أمتك في ما يفعلونه من طاعة الله أو معصيته أو إيمان به أو كفر، لتشهد لهم يوم القيامة أو عليهم، فأجازيهم بحسبه.

التبيان، الشيخ الطوسي، ج 8 ص 349.

يعني تو را ناظر و آگاه بر اعمال امتت از بندگي و عصيان و ايمان و كفر قرارداديم تا در قيامت به نفع و ضرر آنان گواه و شاهد باشي.

و مرحوم علامه طباطبايي در تفسير آيه 143 سوره بقره (وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَكُونُوا شُهَداءَ عَلَي النَّاسِ، وَ يَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيدا) مي‌نويسد:

"شهادتي كه در آيه آمده، خود يكي از حقايق قرآني است كه منحصرا در اينجا ذكر نشده، بلكه در كلام خداي سبحان مكرر نامش برده شده، و از مواردي كه ذكر شده بر مي‏آيد كه معنايي غير از اين معنا دارد، اينك موارد قرآني آن.

فَكَيْفَ إِذا جِيْنا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ، وَ جِيْنا بِكَ عَلي‏ هؤُلاءِ شَهِيداً،

(پس چگونه‏اند، وقتي كه ما از هر امتي شهيدي بياوريم، و تو را هم شهيد بر اينان بياوريم) (سوره نساء آيه 41)؟.

وَ يَوْمَ نَبْعَثُ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيداً، ثُمَّ لا يُؤْذَنُ لِلَّذِينَ كَفَرُوا، وَ لا هُمْ يُسْتَعْتَبُونَ

(و روزي كه از هر امتي شهيدي مبعوث كنيم و ديگر بانان كه كافر شدند اجازه داده نشود و عذرشان پذيرفته نشود) (سوره نحل آيه 84).

وَ وُضِعَ الْكِتابُ وَ جِي‏ءَ بِالنَّبِيِّينَ، وَ الشُّهَداءِ

(و كتاب را مي‏گذارند، و انبياء و شهداء را مي‏آورند) (سوره زمر آيه 69).

به طوري كه ملاحظه مي‏كنيد، در اين آيات شهادت مطلق آمده، و از ظاهر همه مواردش بر مي‏آيد كه منظور از شهادت، شهادت بر اعمال امتها، و نيز بر تبليغ رسالت است، هم چنان كه آيه:

فَلَنَسْيَلَنَّ الَّذِينَ أُرْسِلَ إِلَيْهِمْ، وَ لَنَسْيَلَنَّ الْمُرْسَلِينَ

(سوگند كه از مردمي كه فرستادگان بسويشان گسيل شدند، و نيز از فرستادگان پرسش خواهيم كرد) (سوره اعراف آيه 6).

نيز باين معنا اشاره مي‏كند، چون هر چند كه اين پرسش در آخرت و در قيامت صورت مي‏گيرد، ولي تحمل اين شهادت در دنيا خواهد بود، هم چنان كه اين آيه از زبان عيسي(ع) نقل مي كند:

وَ كُنْتُ عَلَيْهِمْ شَهِيداً ما دُمْتُ فِيهِمْ، فَلَمَّا تَوَفَّيْتَنِي، كُنْتَ أَنْتَ الرَّقِيبَ عَلَيْهِمْ، وَ أَنْتَ عَلي‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ شَهِيدٌ.

(من تا در ميانه آنان بودم، شاهد بر آنان بودم، ولي همين كه مرا ميراندي، ديگر خودت مراقب آنان بودي، و تو بر هر چيزي شهيد و مراقبي) (سوره مايده آيه 117)

ونيز آيه:

وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ يَكُونُ عَلَيْهِمْ شَهِيداً

(روز قيامت عيسي بر مردم خود گواه است) (سوره نساء آيه 159)

همين معنا را بدست ميدهد.

واضح است كه حواس عادي و معمولي ما و نيز قواي متعلق به آن حواس، تنها و تنها ميتواند شكل ظاهري اعمال را ببيند، و گيرم كه ما شاهد بر اعمال ساير امتها باشيم در صورتي كه بسياري از اعمال آنها در خلوت انجام ميشود وتحمل شهادت ما از اعمال آنها تنها مربوط به ظاهر و موجود آن اعمال ميشود، نه آنچه كه براي حس ما معدوم، و غايب است، و حقايق و باطن اعمال، و معاني نفساني از كفر و ايمان و فوز و خسران و بالأخره هر آنچه كه از حس آدمي پنهان است، كه راهي براي درك و احساس آن نيست احوالي دروني است، كه مدار حساب و جزاي رب العالمين در قيامت و روز بروز سريره‏ها بر آنست، هم چنان كه خودش فرمود:

وَ لكِنْ يُؤاخِذُكُمْ بِما كَسَبَتْ قُلُوبُكُمْ

(خدا شما را بآنچه در دلهايتان پيدا شده مؤاخذه مي‏كند. (سوره بقره آيه 225).

پس اين احوال چيزي نيست كه انسان بتواند آن را درك نموده، و بشمارد، و از انسانهاي معاصر تشخيص دهد، تا چه رسد به انسانهاي غايب، مگر كسي كه خدا متولي امر او باشد، و بدست خود اينگونه اسرار را براي او كشف كند، كه وجود چنين فردي از آيه (وَ لا يَمْلِكُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الشَّفاعَةَ، إِلَّا مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ، اين خدايان دروغين كه مشركين بجاي خدا ميخوانند، مالك شفاعت نيستند، تنها مالك شفاعت كسي است كه به حق شاهد باشد، و هم علم داشته باشند) (سوره زخرف آيه 86) استفاده ميشود كه عيسي عليه السلام به طور قطع از اين افراد است، كه خداي تعالي در باره‏اش فرموده كه از شهيدان است هم چنان كه در دو آيه قبل گذشت، پس او شهيد بحق است، و عالم به حقيقت.

و خلاصه كلام اين شد كه شهادت مورد نظر آيه، اين نيست كه بقول آن مفسر، امت داراي ديني كامل و جامع حوايج جسماني و روحاني باشد، چون علاوه بر اينكه معنايي است خلاف ظاهر كلمه شهادت، خلاف ظاهر آيات شريفه قرآن نيز هست.

بلكه عبارتست از تحمل، ديدن، حقايق اعمال، كه مردم در دنيا انجام مي‏دهند، چه آن حقيقت سعادت باشد چه شقاوت چه رد، و چه قبول، چه انقياد، و چه تمرد.

و سپس در روز قيامت بر طبق آنچه ديده شهادت دهد، روزي كه خداي تعالي از هر چيز استشهاد مي‏كند، حتي از اعضاء بدن انسان شهادت مي‏گيرد، روزي كه رسول مي‏گويد:

يا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً

(پروردگارا امت من اين قرآن را متروك گذاشتند). (سوره فرقان آيه 30).

و معلوم است كه چنين مقام كريمي شان همه امت نيست، چون كرامت خاصه‏ايست براي اولياء طاهرين از ايشان، و اما صاحبان مرتبه پايين‏تر از اولياء كه مرتبه افراد عادي و مؤمنين متوسط در سعادت است، چنين شهادتي ندارند، تا چه رسد به افراد جلف و تو خالي، و از آن پايين‏تر، فرعونهاي طاغي اين امت، (كه هيچ عاقلي جرأت نمي‏كند بگويد اين طبقه از امت نيز مقام شهادت بر باطن اعمال مردم را دارا هستند).

پس مراد از شهيد بودن امت، اين است كه شهداء نامبرده و داراي آن خصوصيات، در اين‏ امت هستند، هم چنان كه در قضيه تفضيل بني اسراييل بر عالميان معنايش اينست كه افرادي كه بر همه عالميان برتري دارند، در اين امتند، نه اينكه تك تك بني اسراييليان بر عالميان برترند، بلكه وصف بعض را به كل نسبت داده، براي اينكه اين بعض در آن كل هستند، و از آن جمعيتند، پس شهيد بودن امت اسلام به همين معناست، كه در اين امت كساني هستند كه شاهد بر مردم باشند، و رسول، شاهد بر آنان باشد".
ترجمه الميزان، ج‏1، ص 483 - 485.

و مرحوم كليني رضوان الله عليه در كتاب كافي مي‌نويسد:

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ يَحْيَي الْحَلَبِيِّ عَنْ عَبْدِ الْحَمِيدِ الطَّايِيِّ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ شُعَيْبٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ، اعْمَلُوا فَسَيَرَي اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ قَالَ هُمُ الْأَيِمَّةُ.
الكافي، ج1، ص219.


يعقوب بن شعيب گويد: از امام صادق عليه السلام راجع به سخن خداوند عزوجل كه فرمود: « عمل كنيد كه خدا و پيغمبر و مؤمنين كردار شما را مي‏بينند» پرسيدم، فرمود: مؤمنين ايمه (عليهم السلام) هستند.

و در روايت ديگري نقل مي‌كند:

عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عليه السلام أَنَّهُ ذَكَرَ هَذِهِ الْآيَةَ، فَسَيَرَي اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ قَالَ هُوَ وَ اللَّهِ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ عليه السلام.
الكافي، ج1، ص220


امام باقر (عليه السلام) اين آيه را: فَسَيَرَي اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ را تلاوت كرد و فرمود: به خدا سوگند كه آن مؤمن علي بن ابي طالب بود.

بنابراين، وقتي رسول خدا و ايمه صلوات الله عليهم اجمعين شاهد بر اعمال ما هستند، قطعاً توسل مردم را نيز مي‌شنوند و به آن‌ها پاسخ مي‌دهند.

ج: پيامبر (ص) سلام همه نمازگذاران را مي‌شنود:
يكي از واجبات نماز، سلام دادن در پايان آن است. هر نمازگذاري در پايان آن مي‌گويد:

السلام عليك ايها النبي ورحمت الله وبركاته.

ابن قدامه مقدسي حنبلي در اين باره مي‌نويسد:

ويتشهد فيقول: التحيات للّه، والصلوات والطيبات، السلام عليك أيها النبي ورحمة الله وبركاته، السلام علينا وعلي عباد الله الصالحين، أشهد أن لا إله الا الله، واشهد أن محمدا عبده ورسوله، وهو التشهد الذي علمه النبي صلي الله عليه وسلم لعبد الله بن مسعود رضي الله عنه) هذا التشهد هو المختار عند إمامنا وعليه أكثر أهل العلم من أصحاب النبي صلي الله عليه وسلم ومن بعدهم من التابعين قاله الترمذي وبه يقول الثوري وإسحاق وأبو ثور وأصحاب الرأي وكثير من أهل المشرق.
المغني، ج 1، ص 573.

در تشهد بايد گفت: التحيات لله... السلام عليك ايها النبي و رحمت الله وبركاته... اين تشهدي است كه سول خدا (ص) به عبد الله بن مسعود آموزش داده است كه پيشواي ما نيز آن را برگزيده است و بيشتر علما و بزرگان از اصحاب و تابعان نيز اينگونه تشهد خوانده و نقل كرده اند و به تبع آنان افرادي از قبيل ترمذي و ثوري و اسحاق و ابوثور و ديگران نيز آن را پذيرفته‌اند.

و هيأت افتاء عربستان سعودي در پاسخي پيرامون تشهد اين چنين فتوي داده است:

صفة التشهد الذي كان يقوله رسول الله (ص) في صلاته ويأمر أصحابه بها هي ما أخرجه الشيخان في الصحيحين عن عبد اللّه بن مسعود رضي الله عنه قال: علمني رسول الله (ص) كفي بين كفيه كما يعلمني السورة من القرآن التحيات لله والصلوات والطيبات السلام عليك أيها النبي ورحمة الله وبركاته السلام علينا وعلي عباد الله الصالحين أشهد أن لا إله إلا الله وأشهد أن محمدا عبده ورسوله.

وهذا هو الأصح لأن النبي (ص) علمه أصحابه ولم يقل إذا مت فقولوا السلام علي النبي.. وبالله التوفيق وصلي الله علي نبينا محمد وآله وصحبه وسلم.

تشهد در نماز آنگونه كه رسول خدا (ص) مي‌گفته و يارانش را به آن دستور داده است به نقل بخاري ومسلم از عبد الله بن مسعود چنين است كه گفت: دستم در دست رسول خدا بود همانگونه كه سوره هاي قرآن را به من مي آموخت تشهد را نيز به من آموخت: التحيات لله و الصلوات و الطيبات السلام عليك أيها النبي ورحمة الله وبركاته.....

وسخن درست هم همين است ؛ زيرا رسول خدا به يارانش همان گونه تعليم داد و نفرمود: كه پس از مرگ من «السلام علي النبي» بگوييد.

فتاوي اللجنة الدايمة للبحوث العلمية والإفتاء، ج 7، ص 7، الفتوي رقم 6035.

جالب اين است كه هيأت افتاء، در پاسخ به سؤالي در همين رابطه «السلام علي النبي» را مجزي ندانسته و سلام صحيح را سلام خطابي و به صورت «السلام عليك ايها النبي» لازم دانسته است:

في التشهد، هل يقول الإنسان السلام عليك أيها النبي أم يقول السلام علي النبي؟ لأنّ عبد الله بن مسعود رضي الله عنه قال كنا نقول قبل وفاة النبي (ص) السلام عليك أيها النبي وبعد موته صلي الله عليه وسلم كنا نقول السلام علي النبي؟

در تشهد آيا گفتن السلام علي النبي كافي است؟ زيرا عبد الله بن مسعود گفته است كه قبل از وفات پيامبر مي گفتيم: السلام عليك ايها النبي و بعد از مرگ آن حضرت مي گفتيم: السلام علي النبي.

در پاسخ اين چنين فتوي داده‌اند:

الصحيح أن يقول المصلي في التشهد السلام عليك أيها النبي ورحمة الله وبركاته، لأن هذا هو الثابت في الأحاديث وأما ما روي عن ابن مسعود رضي الله عنه في ذلك إن صحّ عنه، فهو اجتهاد من فاعله لا يعارض به الأحاديث الثابتة، ولو كان الحكم يختلف بعد وفاته عنه في حياته لبيّنه لهم (ص). وبالله التوفيق وصلي الله علي نبينا محمد وآله وصحبه وسلم.

در تشهد درست آن است كه نماز گذار بگويد: السلام عليك ايها النبي ورحمه الله وبركاته زيرا در احاديث اين چنين است. و آنچه كه از ابن مسعود نقل شده است اگر درست هم باشد يك نوع اجتهاد است كه با احاديث تعارض نخواهد داشت. و اگر بنا بود كلمات تشهد در زمان حيات و پس از حيات رسول خدا (ص) با هم فرق داشته باشند بايد شخص رسول بيان مي‌كرد.

فتاوي اللجنة الدايمة للبحوث العلمية والإفتاء،ج 7، ص 8، الفتوي رقم 8571.

حال با توجه به توضيحات بالا، اگر بگوييم كه پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم در همان لحظه سلام آن‌ها را نمي‌شنود و جواب نمي‌دهد، لازمه اش اين است كه سلام دادن لغو و عبث خواهد بود. قطعاً كسي چنين مطلبي را نخواهد پذيرفت.

پس قطعاً رسول خدا صلي الله عليه وآله، سلام ميليون‌ها نمازگذار را از هر نقطه از جهان شنيده و در همان لحظه جواب آن‌ها را نيز خواهد داد.

پيامبري كه چنين قدرتي داشته باشد كه در يك لحظه سلام ميليون‌ها نفر را شنيده و در همان لحظه جواب آن‌ها را بدهد، قطعاً توسلات مردم را نيز از هر نقطه‌اي از جهان باشد، شنيده و در همان لحظه اجابت خواهد كرد.

د: قدرت پيامبر (ص) بالاتر از قدرت عزراييل:
تمامي مسلمين اتفاق دارند كه رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم برترين مخلوق خداوند و حتي از جبرييل، عزراييل و ديگر ملايكه نيز برتر است. از طرف ديگر مي‌دانيم كه عزراييل كه همان ملك الموت باشد، در هر آن مي‌تواند با اجازه خداوند جان همه مردم را بگيرد، فرقي نمي‌كند كه در شرق باشد يا در غرب.

عزراييل برشرق و غرب عالم احاطه دارد:
سيوطي در تفسيرش مي‌نويسد:

أخرج ابن أبي الدنيا في ذكر الموت و ابن أبي حاتم و أبو الشيخ في العظمة عن ابن عباس رضي اللّه عنهما انه سيل عن نفسين اتفق موتهما في طرفة عين واحد في المشرق وواحد في المغرب كيف قدرة ملك الموت عليهما قال ما قدرة ملك الموت علي أهل المشارق والمغارب والظلمات والهواء والبحور إلّا كرجل بين يديه مايدة يتناول من أيها شاء.

از ابن عباس از مرگ دو نفر همزمان در شرق وغرب عالم سؤال شد كه چگونه اين توانايي را ملك الموت دارد؟

در پاسخ گفت: قدرت وتسلط ملك الموت بر شرق وغرب عالم همانند تسلط كسي است كه بر سفره اي نشسته باشد وازهر جاي اين سفره كه بخواهد بر مي دارد.
الدر المنثور، ج 5، ص 172، 173.

جهان، همچون طشتي در منظر ملك الموت:
همچنين سيوطي در تفسيرش مي‌نويسد:

وأخرج ابن أبي حاتم عن زهير بن محمد رضي اللّه عنه قال قيل يا رسول اللّه ملك الموت واحد والزحفان يلتقيان من المشرق والمغرب وما بينهما من السقط والهلاك فقال إن اللّه حوي الدنيا لملك الموت حتي جعلها كالطست بين يدي أحدكم فهل يفوته منها شي.

از رسول خدا(ص) سؤال شد: ملك الموت يك نفر بيشتر نيست و از طرفي امكان دارد گروه هايي در شرق وغرب عالم با يكديگر بجنگند و افرادي از طرفين هلاك و نابود شوند آيا امكان دارد عزراييل در آن واحد همه جا باشد؟

فرمود: خداوند دنيا را براي ملك الموت به اندازه طشتي قرار داده است،آيا با اين حساب چيزي از نگاهش مخفي مي ماند؟

الدر المنثور، ج 5، ص 173 و تفسير الثعالبي، ج 4، ص 328 و تفسير ابن كثير، ج 3، ص 466.

خانه‌اي در جهان نيست كه ملك الموت هر روز به آن سر نزند:
ابن كثير دمشقي در تفسرش مي‌نويسد‌:

عن جعفر بن محمد قال سمعت أبي يقول: نظر رسول اللّه صلي اللّه عليه وسلم إلي ملك الموت عند رأس رجل من الأنصار فقال له النبي صلي اللّه عليه وسلم يا ملك الموت أرفق بصاحبي فإنه مؤمن.

فقال ملك الموت: يا محمد طب نفسا وقر عينا فإني بكل مؤمن رفيق واعلم أن ما في الأرض بيت مدر ولا شعر في بر ولا بحر إلا وأنا أتصفحهم في كلّ يوم خمس مرات حتي أني

أعرف بصغيرهم وكبيرهم منهم بأنفسهم واللّه يا محمد لو أنّي أردت أن أقبض روح بعوضة ما قدرت علي ذلك حتي يكون اللّه هو الآمر بقبضها

امام صادق از پدرش امام باقر (عليهما السلام) نقل مي كند كه فرمود: رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم) عزراييل را بالاي سر يكي از انصار مشاهده نمود فرمود: اي ملك الموت با دوست و ياور من مهربان باش.

ملك الموت گفت: اي محمد خيالت راحت باشد كه من با همه مومنان مهربانم. و بدان كه من هر روز پنج مرتبه همه خانه ها را جستجو مي كنم. كوچك و بزرگ را مي شناسم.

و بدان كه من بر قبض روح پشه‌اي بدون اذن و اراده خداوند قدرت ندارم.

تفسير ابن كثير، ج 3، ص 466.

ارواح همه عالميان در ميان دو انگشت عزراييل:
سيوطي در تفسيرش مي‌نويسد:

وأخرج ابن أبي الدنيا وأبو الشيخ في العظمة عن أشعث بن شعيب رضي اللّه عنه قال سأل إبراهيم عليه السلام ملك الموت واسمه عزراييل وله عينان في وجهه وعين في قفاه فقال يا ملك الموت ما تصنع إذا كانت نفس بالمشرق ونفس بالمغرب ووضع الوباء بأرض والتقي الزحفان كيف تصنع قال أدعو الأرواح بإذن اللّه فتكون بين أصبعي هاتين.

ابراهيم پيامبر خدا از عزراييل پرسيد: اگر فرمان قبض روح انساني در شرق و از ديگري در غرب عالم در يك لحظه صادر شود و گروه هايي با يكديگر وارد جنگ شوند و بيماري وبا سرزميني را فرا گرفته باشد تو چكار مي كني؟

گفت: به اذن پروردگار روح همه را فرا مي خوانم تا بين دو انگشت من قرار بگيرند.
الدر المنثور، ج 5، ص 173.

نتيجه:
خداوندي كه تمام جهان و جهانيان را با همه وسعت وعظمت و بزرگي كه دارد در منظر و مقابل چشم عزراييل قرار مي دهد و اين توانايي را به وي داده است، به پيامبران و ايمه عليهم السلام نيز مي‌تواند همان قدرت را بدهد.

و نيز وقتي عزراييل چنين قدرتي داشته باشد، رسول خدا كه برتر از او است، قطعاً قدرت دارد كه توسلات مؤمنان را بشنود و در همان حال به آن‌ها پاسخ دهد. وايمه اهل بيت عليهم السلام هم كه جانشينان آن گرامي هستند،‌ قطعاً داراي چنين قدرتي هستند.

گروه پاسخ به شبهات

مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عج)



سايت حضرت ولي عصر(عج)