پاسخ به شبهات دوران خلافت امام حسن(ع)

يك كارشناس تاريخ اسلام با اشاره به اينكه قيس بن سعد خدمت امام حسن(ع) رسيد و عرض كرد ما به شرطي با شما بيعت مي‌كنيم كه با ستمگران جهاد كنيد و امام فرمودند من هيچ شرطي را نمي‌پذيرم جز كتاب خدا و سنت پيامبر(ص)، گفت: اين موضوع را برخي مستمسك قرار دادند كه امام(ع) از اول ميل جهاد با ستمگران را نداشته است.

حجت الاسلام والمسلمين علي اميني، ‌پژوهشگر تاريخ و استاد مؤسسه آموزشي وپژوهشي امام خميني(ره) در گفتگو با خبرنگار مهر در مورد فضايل امام حسن مجتبي(ع) گفت: نكته اول اين است كه رسول خدا(ص) علاقه بسيار زيادي به امام حسن مجتبي و برادر ايشان امام حسين(ع) داشتند؛ علاقه‌اي كه فراتر از علاقه پدر يا پدربزرگ به فرزندانش است و اين علاقه به نوعي بيان رسالتي از طرف رسول خدا بود كه مقام و موقعيت اين دو امام را به نسل حاضر زمان خودشان و نسل‌هاي بعدي برسانند. مثلا كارهايي كه رسول خدا در مواجهه با امام حسن و امام حسين انجام مي‌دادند كارهاي در ظاهر طبيعي و شرايط عادي نيست كه كساني با فرزندان و يا نوه‌هاي خود چنين برخوردي را داشته باشند.

وي افزود: نكته دوم از فضايل امام حسن مجتبي، مسأله حضور حضرت در موضوع مباهله است. داستان مباهله مسيحيان نجران با رسول خدا(ص) را حتما مستحضر هستيد كه آيه قرآن در شأن اصحاب كساء نازل شده است. امام حسن مجتبي(ع) يكي از اين پنج تن است. نكته سوم روايتي است از رسول خدت كه حضرت مي‌‌فرمايد: «لوكان العقل رجل لكان الحسن» يعني اگر قرار باشد عقل در قالب يك انساني و جسمي خود را نشان دهد به صورت حسن مي‌بود. اين نهايت هوشياري و زيركي امام حسن مجتبي و بينش سياسي و الهي آن حضرت است كه در اين حديث رسول خدا جلوه كرده است.

اين محقق در پاسخ به اين سؤال كه چرا امام حسن به كريم اهل بيت(ع) مشهور شدند اظهار داشت: از ديگر فضايل امام حسن مجتبي(ع) پناهگاه بودن براي محرومان و مستضعفان است. اهل بيت(ع) همه اين گونه بودند، اما اين مسأله در زمان امام حسن مجتبي قدري برجسته‌تر است و امام حسن مجتبي كمك‌هاي مستقيم و غير مستقيمي به مردم زمان خودشان و پابرهنگان و مستضعفان داشتند. در تاريخ آمده كه حضرت دو بار همه اموال خود را در راه خدا ميان نيازمندان توزيع و سه بار اموال خود را با فقرا تقسيم كرد. اين صفت جود و سخاوت امام حسن مجتبي و پناهگاه بودن آن حضرت براي محرومان و مستضعفان يكي ديگر از ويژگي‌هاي امام حسن مجتبي و از فضايل آن حضرت به شمار مي‌رود.

اميني در پاسخ به اين شبهه كه امام حسن پس از شهادت امام علي(ع) داعيه خلافت نداشت، گفت: برخي‌ها در برخي از منابع تاريخي مطرح كردند كه از ابتدا امام حسن علاقه‌اي به خلافت نداشته و منتظر فرصتي بود كه خلافت را به معاويه واگذار كند؛ اين تهمت به آن حضرت است. امام حسن، امام معصوم و از طرف خداوند به اين مقام انتخاب شده است و به تصريح رسول خدا(ص) و اميرالمؤمنين(ع) و در انجام وظيفه امامت حضرت ذره‌اي مماشات با كسي نداشتند و كوتاه نمي‌آيند و شرايط سياسي و اجتماعي به گونه‌اي رقم خورد كه امام راهي جز پذيرش صلح نداشتند. امام حسن اگر مايل نبودند اين اقدامات را انجام نمي دادند؛ مثلا وقتي كه اميرالمؤمنين به شهادت رسيد فرداي آن روز امام حسن در اجتماع مردم حضور پيدا مي كنند و سخنراني كامل و قراحي در جمع مردم انجام مي‌‌دهند.

وي افزود: ايشان مي‌فرمايند كه هر كس مرا نمي‌شناسد من حسن، فرزند محمد رسول‌الله(ص) هستم؛ اينكه امام حسن مستقيم خود را به پيغمبر منتسب و از مردم دعوت مي‌كنند كه بايد از ما اطاعت كنند نشان از چه دارد؟! ايشان مي‌فرمايند ما يكي از ثقلين هستيم؛ از ما اطاعت كنيد. اولي‌الامر ما هستيم. حضرت آيه تطهير را مي‌خوانند و خودشان را مصداق آيه تطهير معرفي مي‌كنند. اگر كسي مايل به حكومت نباشد اين گونه خود را در مقابل چنين جمعي معرفي و عرضه و مردم را به تبعيت از خودشان دعوت نمي‌كند!

اين كارشناس تاريخ اسلام در ادامه سخنانش تأكيد كرد: موضوع ديگر از سوي برخي از مخالفان مورد انتقاد هم واقع شده و آن اين است كه قيس بن سعد خدمت حضرت رسيد و خدمت ايشان عرض كرد كه ما به شرطي با شما بيعت مي‌كنيم كه با ستمگران جهاد كنيد يعني بيعت به شرط با جهاد با ستمگران. امام(ع) فرمود كه من هيچ شرطي را نمي‌پذيرم جز كتاب خدا و سنت پيامبر(ص). اين موضوع را برخي مستمسك قرار دادند كه امام(ع) از اول ميل جهاد با ستمگران را نداشته است. اين مسأله را نبايد اين گونه تلقي كرد اگر امام بخواهد براي بيعت و امامت كردنش شرط و شروطي را از سوي افراد مختلف بپذيرد كه امكان‌پذير نيست. امام اين شرط را نپذيرفتند تا براي امامت جامعه دستشان باز باشد. امام و رهبر بايد طبق تشخيص خودشان عمل كنند اگر قرار باشد ديگران با شرط و شروط بيعت كنند در حقيقت آنها با شرط‌شان بيعت كردند نه با رهبر و امام.

وي تصريح كرد: امام براي حفظ حوزه اقتدار رهبري بايد شرطي را نپذيرد اگر قرار است كه ايشان امام باشد و مردم از او تبعيت كنند كه مردم نبايد براي ايشان شرط تعيين كنند. در اين صورت امامت امام مقيد به ده‌ها شرط و قيود مي‌شود. طبيعتا امام در مسأله امامت دستش باز نخواهد بود. بنابراين امام براي اينكه وظيفه امامت خود را انجام بدهد هميشه كه وظيفه امام جنگيدن نيست گاهي وقت ها ممكن است صلح انجام شود زماني هم كارهاي ديگر. دست رهبر براي انجام امور بايد باز باشد. بنابراين امام اين شرط را نپذيرفتند و گفتند كه من فقط با شرط كتاب خدا و سنت پيغمبر(ص) بيعت مي‌كنم.

عضو هييت علمي مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) اذعان كرد: نكته ديگر اين است كه وقتي مردم با امام حسن(ع) بيعت كردند نامه مقتدرانه‌اي به معاويه مي‌نويسند اگر امام در مقام اين بود كه با معاويه صلح كند و ميلي به خلافت نداشت اين گونه عمل نمي‌كرد. امام نامه‌اي به معاويه مي‌نويسند و از خلفاي قبلي انتقاد شديد مي‌كنند و به معاويه مي‌نويسند كه اكنون شما بايد با من بيعت كنيد. اين نشان‌دهنده اين است كه امام در پذيرش مسأله خلافت و امامت جدي است. آنجا كه اختلافات ميان معاويه و اميرالمؤمنين(ع) از قبل مطرح بود و اين اختلاف‌ها به امام حسن مجتبي(ع) رسيد طبيعي است كه كماكان ادامه پيدا كند و معاويه از پذيرش بيعت با امام حسن مجتبي(ع) تمرد مي‌كند و به جاي اينكه بيعت كند جاسوساني را به كوفه و بصره ‌فرستاد كه شناسايي شدند و امام حكم اعدامشان را صادر ‌كرد. آيا اقدامات اين گونه علامت كنار آمدن با معاويه است؟! قطعا اين گونه نيست و علامت مقابله جدي است.

وي يادآور شد: يا در يكي از نامه‌ها امام حسن مجتبي به معاويه مي‌نويسد حال كه شما بيعت نمي‌كنيد ميان ما جز شمشير حاكم نخواهد بود. اين گونه برخوردهاي شديد نشان دهنده اين است كه اگر مردم ياري مي كردند قطعا ايشان در نبرد با معاويه ذره‌اي كوتاه نمي‌آمدند. معاويه خبر شهادت امام علي(ع) را به مناطق مختلف فرستاد و حاميان خود را براي نبرد با كوفه و عراق و جنگ با امام حسن مجتبي فراخواند. حضرت وقتي اين خبر را دريافت كردند، كوفيان را دعوت به مبارزه با شاميان و معاويه ‌كردند. اما مشكلي كه در كوفه و عراق وجود دارد كار را براي امام حسن(ع) سخت ‌كرد.

اميني در پايان سخنانش تصريح كرد: مردم با انگيزه‌هاي مختلف با امام حسن بيعت كردند اما چند مشكل دارند؛ اول اينكه با ماجراي حكميت در جنگ صفين به نوعي روحيه مردم كوفه دچار لطمه شده بود و روحيه خود را از دست داده بودند. بنابراين عده‌اي اين گونه ضعيف شده بودند و روحيه جنگيدن نداشتند. عده‌اي از كوفيان هم به دليل تبليغات معاويه دچار شك و ترديد بودند اما امام(ع) تدابيري را براي تقويت روحيه و تهييج سپاه ‌انديشيدند و سپاه را به فرماندهي عبيدالله بن عباس روانه كردند. در منطقه‌اي كه دو سپاه روبروي همديگر قرار ‌گرفتند با تبليغات و فريب معاويه، عبيدالله بن عباس با دو سوم سپاه يعني حدود هشت هزار نفر به معاويه مي‌پيوندد و اين لطمه جبران‌ناپذيري به سپاه حضرت بود. معاويه جاسوساني را به درون سپاه امام حسن(ع) گسيل مي‌كند كه اينها شايعه مي‌كنند كه امام حسن(ع) صلح كرده و اين بيشتر به روحيه مردم لطمه مي‌زند. وقتي كه امام به سپاه مي‌پيوندد مذاكراتي ميان دو سپاه انجام مي‌شود. اما چون صداقتي در كار شاميان نبود مذاكره بي نتيجه بود. به دنبال آن معاويه با جنگ رواني مردم را بر عليه امام حسن مجتبي(ع) تحريك كرد و خوارج به امام(ع) حمله ‌كردند كه ايشان مجروح ‌شدند و مردم خواهان صلح شده و از جنگ كناره گرفتند و امام راهي جز پذيرش صلح نداشت.

تابناك