چگونه شيعيان اعتقاد دارند كه پيامبر و ايمه بر عالم امكان ولايت و تسلط دارند در حالي كه برخي مضاميني كه در روايات هست با اين عقيده منافات دارد؟

توضيح: در بخش نودم دعاي جوشن كبير چنين آمده است: « يامن لا يدبر الامر الا هو: اي خدايي كه غير از او امر را تدبير نمي كند. »چگونه شيعه عقيده دارد كه تدبير عالم به دست ايمه است؟

پاسخ 1: تدبير استقلالي مختص خداست.
اين عبارت به اين معناست كه فقط او به ذات خود امور خلق را تدبير مي كند ودر راي مستقل است و فرمان كسي را تابع نيست ؛ پس عبارت, با اين كه عده اي در تحت فرمان او و به اذن او امور را تدبير كنند ؛ منافات ندارد.

پاسخ 2: ادعاي مستشكل مبني بر انحصار تدبير در خدا, با مفاد متون ديني سازگار نيست.
1-2- خداوند در آيه ي 5 سوره ي نازعات مي فرمايد: « فالمدبرات امرا » اين موضوع با كلام فوق و آياتي كه تدبير امور را به خداوند نسبت مي دهد منافات ندارد و از آنجا كه اين مدبرات (تدبير كنندگان) مطيع اوامر پروردگارند و به امر خدا تدبير مي كنند ؛ صحيح است كه اين تدبير به خداوند نسبت داده شود .(*)
چنان كه بين آياتي كه مي فرمايد « خداوند حافظ و حفيظ است » و آياتي كه مي فرمايد « ملايكه اي حافظ بندگانند » تنافي نيست و نيز بين آيه ي 79 سوره ي نسا (كفي بالله شهيدا يعني خداوند براي شاهد بودن كافي است) و آياتي كه مي فرمايد « خداوند در بين خلق شهيد, شهدا و اشهاد قرار داده است » منافاتي وجود ندارد.
2-2- از رواياتي كه بر ترغيب حسن تدبير درامور دلالت دارد استفاده مي شود كه مقداري از امر تدبير در امور در اختيار بشر است.پس بين آيات تدبير حق و آيه ي مدبرات امر و اين روايات تنافي نيست.


پاسخ 3: بر اساس روايات, پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ مدبر امور پروردگار هستند و اين ويژگي ايشان براي ايمه – عليهم السلام - نيز جاري است.
در كتاب شريف كافي باب تاريخ پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ به سند صحيح از امام صادق ـ عليه السلام ـ اين عبارت نقل شده است:« اللهم صل علي محمد صفيك و خليلك و نجيبك المدبر لامرك يعني خدايا, به محمد ـ صلي الله عليه و آله ـ برگزيده و خليل تو كه تدبير كننده امر توست به نظر لطف توجه فرما.» علامه ي مجلسي در شرح اين روايت مي گويد:"دلالت دارد بر اين كه در تدبير امور عالم براي پيامبر مدخليتي است و ملايكه ي موكل به اين امور مامور انجام فرمان هاي او هستند."


٭ شيخ طبرسي در تفسير آيه ي مذكور اقوالي نقل كرده است:
1- از اميرالمؤمنين - عليه السلام - نقل شده است كه اين مدبرات ملايكه اي هستند كه امور بندگان را از اين سال تا سال آينده تدبير مي كنند. (شايد شب قدر تا شب قدر آينده باشد).

2- در تفسير برهان و تفسير نور الثقلين از كتاب عيون اخبار الرضا - عليه السلام - از امام صادق - عليه السلام - نقل شده است كه مراد از مدبرات جبرييل, ميكاييل, اسرافيل و عزراييل مي باشند.
سپس طبرسي فرموده است: اينان اند كه امور دنيا را تدبير مي كنند. اما جبرييل موكل به بادها و جنود (حق) مي باشد ؛ ميكاييل موكل به قطرات باران, برف, گياه و اشجار مي باشد ؛ عزراييل موكل به قبض ارواح است و اسرافيل مامور آوردن دستور از جانب پروردگار است. (اين مفاد را علامه ي مجلسي نيز در بحار ج 59/245 باب وصف ملايكه ي مقربين در ضمن رواياتي بيان كرده است.

3- علي بن ابراهيم روايت كرده است كه مراد از مدبرات, افلاك است كه مورد نزول امر حق است و به سبب آن قضا و قدر پروردگار در دنيا واقع مي شود. (و شايد دعاي امام سجاد - عليه السلام - در وقت رؤيت هلال كه فرموده اند: « المتصرف في فلك التدبير... » مؤيد اين قول باشد.)
بنا بر روايات اين شان براي ايمه ي هدي نيز ثابت است. فيض كاشاني در منهاج و ديگران از امام صادق - عليه السلام- نقل كرده اند كه فرمود: « كل ما كان لرسول الله فلنا مثله الا النبوه والزواج يعني هرچه براي پيامبر ثابت شد براي ما نيز هست مگر نبوت و ازدواج. » (اين روايت شريفه را در بحار ج 26/317 از آن امام به حق ناطق نقل كرده است.)
همچنين در كتاب شريف كافي باب « تفسير انا انزلناه » به سند معتبر از امام باقر - عليه السلام- نقل شده است كه در ضمن حديثي فرمود: « لا يستخلف رسول الله الا من يحكم بحكمه و الا من يكون مثله الا النبوه يعني پيامبر اكرم خليفه اي براي خود نمي گيرد و قرار نمي دهد مگر كسي را كه به حكم او حكم كند و مگر كسي را كه مثل و مانند پيامبر باشد (در همه ي كمالات) مگر مقام نبوت و رسالت. » (يعني خليفه ي پيامبر مقام نبوت و رسالت را ندارد.) و مشابه اين است روايت محمد بن مسلم كه در كافي باب « ان الايمه بمن يشبهون » از امام صادق - عليه السلام- نقل كرده است كه فرمود:« ايمه ي هدي به منزله ي رسول الله مي باشند مگر آن كه مقام نبوت و رسالت را ندارند و مختصات پيامبر در امر ازدواج براي ايمه ي هدي نيست.»

سايت فطرت