حجاب از منظر قرآن

"حجاب از منظر قرآن"عنوان گفتاري است از «حجت الاسلام و المسلمين دكتر محمدحسين الهي زاده» محقق و پژوهشگر ديني كه در نشستي با همين عنوان در بيستمين نمايشگاه بين المللي قرآن كريم ايراد شده است.
آنچه در پي مي آيد خلاصه اي از گفتار ايشان در اين نشست است:

در ابتدا بايد واژه هاي مرتبط با مبحث حجاب را انتخاب و با تعريف دقيق و صحيح از هر يك، مرزها و تفاوت هاي هر يك را روشن كرد كه در نتيجه تعريف دقيقتري از حجاب خواهيم داشت.

حجاب يك پديده و مفهوم اجتماعي است. بايد بين واژه پوشش كه فردي و شخصي است و واژه حجاب كه جمعي و مربوط به اجتماع است، تفاوت قايل شد.

من هفت واژه را مورد بررسي قرار مي دهم كه بايد ها و نبايدهاي حجاب در لابلاي اين تعاريف و در پايان نيز دستور العمل چگونگي حجاب نيز اسخراج خواهد شد.

1ـ عقل: مراد عقل نظري نيست بلكه عقل عملي است كه منشأ تصميمات انسان است. اين عقل مهم ترين عنصر اعمال و رفتار انساني است كه به صورت كاملا مستقيم با اركان حجاب در ارتباط مي باشد.

2ـ حيا: «اعقل الناس احياء الناس، عاقل ترين انسان با حياترين انسان است.» حيا هم يكي از مهم ترين اركان عقل است. روايت است كه جبرييل بر حضرت آدم سه صفت ايمان، حيا و عقل را عرضه كرد و به او اختيار داد كه يكي را انتخاب كند. حضرت آدم عقل را انتخاب اما حيا و ايمان هم به او داده شد چرا كه خداوند حيا و ايمان را ملازم عقل قرار داده است و هرجا كه عقل باشد ايمان و حيا نيز حضور خواهند داشت، ثمره حيا عفاف است.

3ـ عفت: كه يك امر باطني و نفساني است. اما حجاب مربوط به اعضا و جوارح است كه مي شود امري ظاهري. ايمه مي فرمايند: «و علي النساء الحياء و العفة»، يعني اول بايد حياء وجود داشته باشد و بعد عفت.

4ـ غض بصر: حفظ كردن ديدگان «قُل لِّلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِكَ أَزْكَي لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا يَصْنَعُونَ»، آيه 30 سوره نور؛ يعني وسيع كردن ديدگان و عدم تمركز بر روي اشياء و افعال.كسي كه سه عنصر عقل، حيا و عفت را داشته باشد مي تواند به راحتي غز بصر را نيز داشته باشد. اگر عقل نبود حيا نبود عفت نبود هواي نفس بر انسان حاكم مي شود و انسان را مديريت ميكند.

5ـ حفظ فروج: كه در آيه شريفه «قُل لِّلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِكَ أَزْكَي لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا يَصْنَعُونَ» هم مردان و هم زنان به پاك دامني امر شده اند و اختصاص به زنان ندارد. پاكدامني در اين آيه شريفه را مي توان به پاكدامني جمعي و حفظ فروج در جمع دانست و هم پاكدامني در خلوت. در خلوت نيز انسان بايد حفظ پاكدامني خود را داشته باشد تا خدايي ناكرده به استمناء و خود ارضايي تبديل نشود.

6ـ پوشش: كه زينت انسان به حساب مي آيد. در قرآن واژگان مختلفي مانند مدثر و مزمر نيز آمده است. در حديثي از پيامبر ص آمده است كه سازاوار نيست زنان در هنگام خروج از منزل لباس را به خود بپيچند. اين يعني اينكه نبايد پوشش تنگ و چسبان باشد كه بدن نما گردد.

7ـ هفتمين و آخرين واژه حجاب: معناي حجاب به غير از پوشش، لباس و جامه مي باشد. به نظر من حجاب يعني فاصله بين زنان و مردان. حجاب به مانند پرده اي عمل مي كند كه حد فاصل زنان و مردان باشد و اين دو گروه را از هم جدا كند.در اين زمان مصداق بارز آن ميشود چادر كه به درستي اين كار را انجام مي دهد.

فرهنگ ايراني از ابتدا ـ و حتي پيش از اسلام ـ با حجاب بود. براي اولين بار «خانم قرة العين» كه يكي از سردمداران بهاييت بود در ايران كشف حجاب كرد و با اين ترفند، افراد زيادي را به بهاييت متوجه نمود.

امروزه نيز تمام ارگان ها و جريان هاي سياسي وابسته به استكبار ـ علي الخصوص بهاييت ـ تلاش مي كنند كه حجاب را از ايرانيان جدا كنند تا به اهداف شوم خود برسند.

ابنا