پيشگويي امام علي(ع) درباره شهادت يار ايراني خود «ميثم تمار»

22 ذي‌الحجه سالروز شهادت «ميثم تمار» است. با توجه به اينكه حجت‌الاسلام ابوالفضل هادي‌منش در كتاب «ياران ايراني اهل بيت عليهم‌السلام» در كنار پرداختن به ياران ايراني و مخلص اهل بيت عليهم‌السلام، «ميثم تمار» را نيز در زمره ياران ايراني معرفي كرده است، با اين نويسنده حوزوي به گفت‌وگو نشستيم.

موالي و مواليان يعني چه؟

حجت‌الاسلام هادي‌منش در ابتداي اين گفت‌وگو اظهار داشت: ميثم تمار همان‌طور كه از اسمش مشخص است، خرما فروشي بود كه در كوفه زندگي مي‌كرد و از مواليان بود. «مواليان» عجم‌هايي بودند كه در بين عرب‌ها زندگي مي‌كردند. موالي به خصوص به ايرانياني گفته مي‌شد كه در بلاد اسلامي زندگي مي‌كردند. به بيان ديگر به ايرانياني كه از شهر و كاشانه خود آمده بودند و در مناطق عرب‌نشين دنياي اسلام مثل كوفه كه يكي از مراكز تشيع بوده، با قبايل عرب زندگي مي‌كردند، موالي گفته مي‌شد.

نويسنده كتاب ياران ايراني اهل بيت افزود: مواليان در دوره‌هاي غير از خلافت حضرت اميرالمومنين عليه‌السلام، نسبت به عرب‌ها بهره كمي از بيت‌المال داشتند. اما حضرت امير عليه‌السلام در دوران خلافت خودشان اين تبعيض‌هاي اقتصادي را برداشتند.

مدير گروه علمي نويسندگي مركز تخصصي تبليغ با بيان اينكه حضرت امير عليه‌السلام بهره‌برداري مواليان از بيت‌المال را مساوي با عرب‌ها قرار دادند، عنوان كرد: آن حضرت بين عرب و عجم در بهره‌برداري از بيت‌المال، فرقي نگذاشتند و از ايشان معروف است كه عرب و عجم را به يك چشم مي‌ديدند.

ميثم تمار اهل آذربايجان بود

مدير گروه علمي روش تحقيق و نويسندگي شوراي عالي مديريت حوزه علميه قم ادامه داد: منطقه‌اي كه جناب ميثم پيش از اسلام ساكن آنجا بودند و در آن متولد شده بودند، منطقه‌اي به نام ران است كه در آذربايجان قرار داشت.

وي با بيان اينكه موارد ديگري هم در مورد شهر محل تولد و اقامت ميثم ذكر شده است، اضافه كرد: شهرهايي از جمله كرمان و فارس گفته شده، اما در ظاهر، نقل قوي‌‌تر اين است كه زادگاه جناب ميثم منطقه آذربايجان بوده است.

هادي‌منش گفت: براي نوشتن كتاب ياران ايراني اهل بيت عليهم‌السلام، ابتكاري كه در اين كتاب انجام داديم، اين بود كه سعي كرديم جغرافياي قديم را با جغرافياي جديد انطباق بدهيم. اين كار با استفاده از كتاب «فرهنگ تطبيقي جغرافياي قديم و جديد» كه آستان قدس رضوي منتشر كرده انجام شد.

وي گفت: كتاب «فرهنگ تطبيقي جغرافياي قديم و جديد» يكي از منابع مهم ما در تأليف كتاب ياران ايراني اهل بيت عليهم‌السلام بود. سعي كرديم محدوده جغرافيايي قديم را با امروز تطبيق دهيم و با اسم شهرهاي امروزي نام ببريم. به اين ترتيب جناب ميثم تمار، ايراني و اهل منطقه آذربايجان بوده‌اند.

ميثم، آزاد شده اميرالمومنين علي عليه‌السلام

محقق كتاب «اخلاق نبوت و امامت» ابراز داشت: جناب ميثم نيز مانند بقيه مواليان كه پس از اسلام براي نزديكي بيشتر به خاندان طهارت به مناطق عرب نشين آمده بودند، به كوفه آمده بود. ايشان اولين بار اميرالمومنين را در كوفه ديدار مي‌كند و در آن زمان جناب ميثم غلام يك زن عرب بوده و چون موالي بوده خدمتگزاري اين خانواده را در كوفه انجام مي‌داده است.

نويسنده كتاب «ياران ايراني اهل بيت» با بيان اين مطلب كه اميرالمؤمنين عليه‌السلام، ميثم را كه غلام و برده آن زن عرب بوده، مي‌خرد و آزاد مي‌كند، يادآور شد: ميثم آزاد شده اميرالمومنين عليه‌السلام است.

وي افزود: در مورد شخصيت‌هاي تاريخ اسلام، غير از ايمه اطهار عليهم‌السلام و نزديكانشان مطالب زيادي نداريم كه بتوانيم دقيقا در مورد آنها صحبت كنيم. متأسفانه سند محكمي از زندگي اين بزرگواران در دست نيست. اما اين مطالب و اسنادي كه مي‌گويم، كليت آن چيزي است كه در منابع معتبر ما ذكر شده است.

كشف راز اول؛ ماجراي عجيب نام «ميثم تمار»

اين نويسنده با اشاره به داستان نام ميثم گفت: در ديدار اولي كه بين ميثم و اميرالمومنين عليه‌السلام اتفاق مي‌افتد، حضرت از ايشان مي‌پرسد كه اسم تو چيست؟ و ايشان در پاسخ مي‌گويد: «سالم». حضرت مي‌فرمايند: اما پيامبر خدا صلي الله عليه و آله به من فرمود كه پدرت اسم تو را در ايران و در سرزمين خودت، ميثم گذاشته است.

هادي منش اظهار داشت: ميثم بسيار متعجب مي‌شود كه رسول خدا صلي الله عليه و آله و جانشين او اميرالمومنين عليه‌السلام، درست مي‌گويند و اسمش قبلا ميثم بوده است. اما در اين منطقه و كوفه هيچكس اين را نمي‌داند و كسي از اين موضوع با خبر نيست.

وي ادامه داد: حضرت به ميثم مي‌فرمايد: از امروز نامت همان ميثم باشد و همان نامي كه پدرت بر تو گذاشت و همان نامي كه رسول خدا صلي الله و عليه و آله مرا از آن نام باخبرم كرد. حضرت به ميثم كه نامش را از ميثم به سالم تغيير داده بود، دستور مي‌دهند كه دوباره به همان نام قبلي برگردد.

مدير گروه علمي نويسندگي مركز تخصصي تبليغ گفت: در واقع ميثم، جزو حلقه اول ياران اميرالمومنين عليه‌السلام و شيعيان خاص حضرت قرار مي‌گيرد. اين مطالبي بود كه از آمدن جناب ميثم تمار به كوفه و ديدارشان با اميرالمومنين عليه‌السلام و بحث نامگذاري ايشان حكايت مي‌كرد.

كشف راز دوم؛ پيشگويي حضرت علي عليه‌السلام از شهادت ميثم

وي افزود: ما يك صحنه پررنگ ديگري از جناب ميثم داريم كه در لايه‌هاي تاريخ ذكر شده و بسيار روشن است و آن داستان از اين قرار است كه ايشان يك صبحي خدمت اميرالمومنين عليه‌السلام مي‌رسد و به منزل حضرت مي‌رود. حضرت در چشمان ميثم خيره مي‌شود و مي‌فرمايد: به خدا قسم روزي را مي‌بينم كه به خاطر دوستي تو با من، دست و زبانت را مي‌برند و تو را از نخل آويزان مي‌كنند.

حجت‌الاسلام هادي‌منش با اشاره به اين مطلب كه طبيعتا ميثم بسيار تعجب مي‌كند، عنوان كرد: ميثم مي‌پرسد: آيا واقعا اين اتفاق مي‌‌افتد؟ حضرت مي‌فرمايند: آري به خداي كعبه قسم كه اين اتفاق مي‌افتد و اين رازي است كه پيامبر صلي الله عليه و آله به من گفته است. ميثم در پاسخ به اميرالمومنين مي‌گويد: هرگز پيامبر اكرم دروغ نمي‌گويد و من ايمان دارم همان چيزي كه شما فرموديد، اتفاق مي‌افتد.

وي با بيان اينكه ميثم از اين خبر كه با محبت اميرالمومنين عليه‌السلام و به واسطه همين محبت، شهيد مي‌شود، بسيار خوشحال مي‌شود گفت: در واقع در زندگي ميثم، دو راز (نام قبلي و كيفيت از دنيا رفتن ميثم) مكشوف مي‌شود كه هر دو، رازهايي هستند كه اميرالمومنين عليه‌السلام از زبان پيامبر صلي الله عليه و آله آنها را براي ميثم مي‌گويد.

امام حسين عليه‌السلام نيز از ميثم ياد مي‌كند

نويسنده كتاب ياران ايراني اهل بيت ادامه داد: 20 سال از اين ماجرا مي‌گذرد. اميرالمومنين و امام حسن مجتبي عليهم‌السلام به شهادت رسيده‌اند.

وي با پرداختن به اين موضوع كه در اين زمان امام حسين عليه‌السلام به امامت رسيده‌اند، گفت: جناب ميثم براي ملاقات امام حسين عليه‌السلام به سمت شهر مدينه حركت مي‌كند. ظاهرا ايشان تا آن موقع مدينه را زيارت نكرده است و براي اولين بار به مدينه مي‌آيد. ميثم سراغ خانه امام حسين عليه‌السلام را مي‌گيرد و در آنجا ام سلمه، همسر پيامبر صلي الله عليه و آله را مي‌بيند.

هادي‌منش بيان داشت: ميثم در مورد امام حسين عليه‌السلام سوال مي‌كند. جالب اينجاست ام سلمه به ميثم مي‌گويد امام حسين عليه‌السلام نيز از شما زياد ياد مي‌كنند. طبيعتا در دوره‌‌اي كه اميرالمومنين عليه‌السلام در كوفه بوده و حسنين عليهم‌السلام نيز در كوفه بودند، مطمينا ملاقات‌هايي بين ميثم و اباعبدلله اتفاق افتاده بود و وقتي ام سلمه اين خبر را به ميثم مي‌دهد، ميثم خيلي خوشحال مي‌شود و مي‌گويد دلم مي‌خواهد زودتر امام را ببينم.

نويسنده كتاب ياران ايراني اهل بيت ادامه داد: ام سلمه مي‌گويد ايشان در منزل تشريف ندارند و به باغشان رفته‌اند. ميثم به ديدار امام حسين عليه‌السلام مي‌رود و با اين ديدار خاطرات اميرالمومنين عليه‌السلام، در دل امام حسين‌ عليه‌السلام و ميثم زنده مي‌شود.

پرده برداري ميثم از راز شهادت خود نزد ابن زياد

وي به ماجراي شهات ميثم اشاره كرده و گفت: در نهايت پيشگويي كه اميرالمومنين عليه‌السلام درمورد شهادت ميثم تمار مي‌كند، به واقعيت مي‌پيوندد. وقتي عبيدالله بن زياد حاكم كوفه مي‌شود، دستور مي‌دهد تا ياران و مرتبطين با امام حسين عليه‌السلام را دستگير كنند.

حجت‌الاسلام هادي منش با بيان دستگيري جناب ميثم توسط حكومت، افزود: ميثم نيز دستگير مي‌شود و هنگامي كه با دستان بسته او را به ديدار عبيد الله مي‌برند، عبيدالله با تمسخر مي‌گويد اين برده ايراني اينقدر مهم شده است كه با حسين عليه‌السلام ديدار مي‌كند و وارد نهاد سياست شده است.

وي اظهار داشت: ميثم از چهره‌هاي سرشناس كوفه بوده و همه او را به عنوان شيعه ايمه اطهار مي‌شناختند. در جايي نقل شده كه ابن زياد به جناب ميثم جسارت مي‌كند و از اينكه ميثم با دشمنان خليفه كه يزيد بوده، رويارويي مي‌كند و با امام حسين عليه‌السلام ارتباط گرفته، ايشان را مورد آزار و اذيت قرار مي‌دهد.

كارشناس محصولات فرهنگي بعثه مقام معظم رهبري گفت: ابن زياد تا حدي پيش مي‌رود كه مي‌گويد الآن خداي تو كجاست كه تو را كمك كند. ميثم خون از چهره پاك مي‌كند و مي‌گويد در كمين تو و دشمنان است. در نهايت ميثم اينقدر درشت‌گويي مي‌كند و پاسخ‌هاي دندان شكن به ابن زياد مي‌دهد كه وي مي‌گويد چطور جرأت مي‌كني با من اين‌گونه صحبت كني؟

هادي‌منش با اشاره به اينكه در اينجا ميثم پرده از پيشگويي حضرت برمي‌دارد، افزود: ميثم مي‌گويد اميرالمومنين عليه‌السلام به من گفته تو زبان مرا مي‌بري و از نخلي آويزانم مي‌كني و در پايان مرا مي‌كشي. جالب اينجاست كه جناب ميثم مي‌گويد حتي من مي‌دانم آن نخل كجاست و آن را مي‌شناسم و اگر بخواهي به تو نشان مي‌دهم.

سخنراني با دست و پاي بريده بالاي نخل

مدير گروه علمي نويسندگي مركز تخصصي تبليغ خاطر نشان كرد: ابن زياد براي اينكه اميرالمومنين عليه‌السلام را دروغگو خطاب كرده باشد، مي‌گويد حالا كه اين‌طور است، من برخلاف آن گفته كار مي كنم. اما ميثم كه ايمان كامل به ايمه خود داشته، مي‌گويد مولاي من هرگز دروغ نمي‌گويد و اين به واقعيت مي‌پيوندد.

وي با اشاره به اين مطلب كه در اينجا عبيدالله، ميثم را زنداني مي‌كند، ادامه داد: ميثم در زندان كوفه شروع به سخنراني مي‌كند و زندانيان را عليه حكومت مركزي بني‌اميه و يزيد و حاكميت كوفه يعني عبيدالله، بر مي‌شوراند. ميثم تمار اينقدر از اينها بدگويي مي‌كند تا نظام سلطه مجبور مي‌شود ايشان را از زندان خارج كرده و دست و پاي ايشان را بريده و بر نخلي آويزان كند.

نوسنده كتاب ياران ايراني اهل بيت اشاره داشت: جناب ميثم هنوز بر بالاي دار با دست و پاي بريده، دست از برداشتن پرده از چهره كريه نظام سلطه اموي نمي‌كشد و براي مردم صحبت مي‌كند و ظلم حكومت را افشا مي‌كند. تا جايي پيش مي‌رود كه در روز سوم همان جا بالاي دار عبيدالله مجبور مي‌شود همان پيش‌گويي حضرت امير عليه‌السلام را رقم بزند.

تحقق وعده اميرالمؤمنين (ع) درباره شهادت ميثم تمار

وي گفت: عبيدالله بن زياد دستور مي‌دهد تا زبان جناب ميثم را مي‌برند و سپس ايشان با نيزه‌اي توسط عبيدالله به شهادت مي‌رسد. اين‌گونه وعده پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و اميرالمومنين عليه‌السلام درباره جناب ميثم به واقعيت مي‌پيوندد.

منابع معتبر براي مطالعه درباره زندگي و احوال ميثم تمار

حجت‌الاسلام هادي‌منش در پايان ابراز داشت: اگر خوانندگان راغب باشند مطالب بيشتري از ايشان بخوانند، در «الارشاد» مرحوم شيخ مفيد و جلد ششم «الإصابة» و جلد سي و چهارم «بحارالانوار» اين مطالب نقل شده و قابل دسترسي و استفاده است.

ابنا