سكوت در...

قريب به چهارده قرن است كه از ظهور اسلام در سرزمين حجاز، پايگاه بت و بت‌پرستي و مدفن دختر بچگان معصوم، مي‌گذرد؛ زماني كه سال هاي سال، بي گناهان را به خاطر اشتري، به خاك و خون مي‌كشيد. در چنين مجالي رحمت و رأفت الهي، پيامبري را برانگيخت تا بندگان به جمال و جلالش تسبيح گويند. خورشيد اسلام در مكه طلوع كرد و كم‌كم سرتاسر اين كره‌ي خاكي را دربرگرفت. زماني كه بلال حبشي در بالاي كعبه طنين خوش اذان را سر داد، شميم دلاراي ايمان سرتاسر حجاز را دربرگرفته و گلبوته‌هاي اميد در دل مسلمانان جوانه زده بود و عشق و محبّت خدايي قلب‌ها را به يكديگر گره مي‌زد.

پس از گذشت اندك زماني، پيامبر زيبايي و رحمت، امتش را تنها گذاشت تا بار ديگر زنگ امتحان و ابتلا به صدا در آيد و ايمان مسلمانان محك سختي بخورد. اما سنت پروردگار اين است كه زمين خالي از حجت نماند. پس حضرت علي -عليه السلام- از جانب خدا براي ولايت امت رسول انتخاب شد و اين امر الاهي توسط پيامبر ابلاغ شده بود؛ ولي مسلمانان در اين امتحان الهي شكست خوردند! كه در و ديوار خانه‌ي حضرت زهرا-سلام الله عليها- پاره‌ي تن پيامبر، خود از گواهان بي‌زبان اين فاجعه‌ي تلخ مي‌باشند.

متأسفانه گاهي از سوي برخي از مخالفان و دشمنان مكتب اهل بيت، سخناني در رد اين مظلوميت تاريخي شنيده مي شود كه شايد بررسي آن براي دلباختگان اين شريعت خالي از لطف نباشد. گفته‌ مي‌شود: اصلا ً در زمان ظهور اسلام و دوران پس از پيامبر"در"اختراع نشده بوده و به عنوان در چوبي يا فلزي كه امروزه استفاده مي‌شود، نبوده است. بلكه حجاب و پرده‌اي بوده كه با آن مدخل خانه را مي‌پوشاندند! و نتيجه‌اي كه از اين نظريه گرفته‌اند اين است كه:

شهادت حضرت زهرا -سلام الله عليها- افسانه‌اي است ساختگي كه غاليان شيعه و مداحان تندرو به‌وجود آورده‌اند!

در پاسخ به اين شبهه، ابتدا به نظر مي‌رسد كه طراحان و بيان كنندگان اين عقيده، از مطالعه و تتبع در كتب اسلامي - چه اهل تشيع و چه اهل سنت- به‌دور بوده‌اند و بدون دقت و تحقيق، شبهه‌اي در اذهان ايجاد كرده‌اند كه هر چند از پايه ضعيف و بي اساس است، اما ممكن است باعث كج‌روي و گمراهي معتقدين كم مطالعه ي شيعي شود.

با كمي جستجو در كتب اسلامي به سادگي بسياري از روايات صحيح و قطعي يافت مي شود كه چه شيعيان و چه پيروان خلفاء سوختن در خانه ي امير مؤمنان شكسته شدن پهلوي حضرت فاطمه -سلام الله عليها- و... را نقل كرده‌اند. با شبهه‌ي نبود"در"، مظلوميت امير مؤمنان -عليه السلام- و شهادت حضرت زهرا -سلام الله عليها- كتمان نمي‌شود و درد غربت و مظلوميت، تا ساليان سال قلب و جان شيعه را مي‌سوزاند.

اما اگر بخواهيم كه به گونه‌اي مجزا شبهه را در نظر بگيريم و بودن"در"در آن زمان را ثابت كنيم بيان مي‌كنيم كه روايات زيادي در اين مورد پيدا مي‌شود (حتي در نزد اهل سنت) كه در آن‌ها لغت باب به معناي"در"به كار رفته و آن قدر رقم و تعداد اين موارد بالاست كه مجال شايبه‌اي باقي نمي‌گذارد. تعدادي از اين روايات به نوعي مطرح شده كه امكان اطلاق لغت"باب"به مدخل را از بين مي‌برد. در ذيل به رواياتي از اين‌گونه كه در كتب معتبر اهل سنت وجود دارد، اشاره مي شود:

در مسند احمد در قسمتي از حديثي كه از پيامبر در مورد نگاه كردن نقل شده، آمده است:"ان مرّ رجل ٌ علي باب لا ستر له ُ غير مغلق ٍ..."اگر مردي از دري كه پوششي نداشت و قفل هم نبود عبور كرد... (1)

در همان كتاب در نقلي ديگر آمده‌است كه پيامبر"درِ خانه ابابكر را زد""دقّ رسول الله باب ابي‌بكر رضي الله عنه فقال رسول الله..."(2)

موارد ديگري هم در كتب اهل سنت هست كه در آن ها واژه‌ي"باب"به نوعي به كار رفته كه به هيچ وجه نمي توان آن را به پرده يا پوششي بر مدخل، نسبت داد. در ذيل به بيان سند تعدادي از اين موارد مي پردازيم.

1- صحيح بخاري حديث 5781 كتاب الاستيذان

2- صحيح بخاري حديث 4532 تفسير قرآن

3- صحيح مسلم حديث 2705 كتاب الطلاق

4- صحيح مسلم حديث 5150 كتاب الفتن

5- سنن الترمذي حديث 1253 كتاب الاحكام

6- سنن ابي داوود حديث 2514 كتاب الادب

با توجه به مواردي كه گذشت شايد بهتر مي بود كه طراحان اين اشكال ابتدا كمي به كتب اسلامي رجوع مي كردند و پس از آن سعي در خدشه دار كردن اعتقادات شيعه مي نمودند.

به هر روي وجود چنين شك و ترديدها گواه اين حقيقت تلخ است كه مظلوميت بانوي دو عالم حضرت زهراء(سلام الله عليها) منحصر به روزهاي پس از وفات پيامبر نمي‌شود بلكه تا ظهور فرزندش، مهدي آل محمّد(عليه السلام)، پيروان و حافظان حريم ولايت علي بن ابي طالب دامن‌گير چنين غربتي مي‌باشند.

به اميد روزي كه منتقم اين درد جانسوز محبينش هويدا گردد و معرفت حقيقي مظلومه‌ي اهل‌بيت را در دل شيعيان تجلي بخشد.

(1) مسند احمد - حديث 20397

(2) مسند احمد- حديث 18823

سايت والقلم