آيات نازله در غدير خم از ديدگاه مفسران اهل سنت-4

دستۀ دوم روايات:

مي‏گويد: آيۀ اكمال پس از معرفي امام علي (ع) در غدير خم نازل شد اين احتمال با محتويات آيه كاملا سازگار است زيرا روز غدير خم كه پيامبر اسلام ص ا مير مؤمنان علي ع را رسما براي جانشيني خود تعيين كرد، كفار دچاريأس شدند، چون انتظار داشتند كه آيين اسلام قايم به شخص باشد، و با از ميان رفتن پيغمبر (ص) اوضاع به حال سابق برگردد، و اسلام تدريجا بر چيده شود، اما هنگامي كه مشاهده كردند مردي كه از نظر علم و تقوا و قدرت و عدالت بعد از پيامبر ص در ميان مسلمانان بي‏نظير بود بعنوان جانشيني پيامبر (ص) انتخاب شد و از مردم براي او بيعت گرفت ياس و نوميدي نسبت به آينده اسلام آنها را فرا گرفت و فهميدند كه آييني ريشه‏دار و پايدار است. در اين روز بود كه آيين اسلام به تكامل نهايي خود رسيد، زيرا بدون تعيين جانشين براي پيامبر ص و بدون روشن شدن وضع آينده مسلمانان، اين آيين به تكامل نهايي نمي‏رسيد.روايات زير قول دوم را تاييد مي‏كند .اين مطلب را در مصادر سني به شرح زير آمده است.:

1. روايت ابو هريره: الخطيب البغدادي في تاريخه، اخبرنا عبدالله بن محمد بن علي بن بشر قال أخبرنا علي بن عمر الحافظ قال أخبرنا ابو نصر حبشون بن موسي بن أيوب أبو نصر الخلال(قال)أنبأنا عبد الله بن علي بن محمد بن بشران أنبأنا علي ابن عمر الحافظ حدثنا ضمرة بن ربيعة القرشي عن ابن شوذب عن مطر الوراق عن شهر بن حوشب عن أبي هريرة قال من صام يوم ثمان عشرة من ذي الحجة كتب له صيام ستين شهراً وهو يوم غدير خم لما أخذ النبي صلي الله عليه وسلم بيد علي بن أبي طالب فقال:"ألست ولي المؤمنين؟"قالوا بلي يا رسول الله قال:"من كنت مولاه فعلي مولاه"فقال عمر بن الخطاب بخ بخ لك يا ابن أبي طالب أصبحت مولاي ومولي كل مسلم فأنزل الله:"اليوم أكملت لكم دينكم .[1]

خطيب بغدادي با سند معتبر در تاريخ خود از ابو هريره نقل كرده است: هر كس روز هيجدهم ذيحجه را روزه بدارد خداوند براي او روزه شصت ماه را مي‏نويسد وآن روز روز غدير خم است. هنگامي كه پيامبر دست علي را گرفت و گفت: آيا من وليّ مؤمنان نيستم؟ گفتند: آري اي رسول خدا! پس گفت: هر كس كه من مولاي اويم، علي مولاي اوست. پس عمر بن خطاب گفت: به به تو را اي پسر ابي طالب، امروز مولاي من و مولاي هر مؤمني شدي! در اين جا خداوند اين آيه را نازل كرد: «اليوم اكملت لكم دينكم... المايدة 3 »

خطيب بغدادي مي گويد: اين حديث را تنها حبشون نقل كرده ولي عده اي در نقل اين حديث از او متابعت نمودند مانند أحمد بن عبد الله بن النيري از علي بن سعيد همان حديث را روايت نمود و هم چنين أزهري براي ما اين حديث را نقل كرد از محمد بن عبد الله بن أخي ميمي از أحمد بن عبد الله بن أحمد بن العباس بن سالم بن مهران معروف به ابن النيري از علي ابن سعيد الشامي از ضمرة بن ربيعة عن ابن شوذب از مطر از شهر بن حوشب از أبي هريره همان حديث را روايت نمودند.

ابن كثير پس از نقل اين روايتي كه ضمرة از ابن شوذب از مطر الوراق از شهر بن حوشب از ابي هريرة نقل كرده مي گويد : انه حديث منكر جدا بل كذب لمخالفته لما ثبت في الصحيحين عن أمير المؤمنين عمر بن الخطاب أن هذه الآيه نزلت في يوم الجمعة يوم عرفة يعني: اين حديث بسيار ناشناخته بلكه دروغ است. زيرا با حديثي كه در صحيح بخاري ومسلم از عمر بن خطاب رسيده كه اين آيه روز جمعة در روز عرفه نازل شده منافات دارد.

از طرفي هر روز رمضان ثواب ده ماه روزه دارد چگونه روز هيجدهم ذي حجه ثواب شصت ماه داشته باشد؟ [2]

پاسخ: ا قضاوت ابن كثير غير منصفانه و از روي تعصب است، زيرا چنانكه استاد محقق ميلاني دامت افاضاته اثبات كرده اند: روايان اين حديث همگي افراد موثق به توثيقات خاصه به وسيلۀ بزرگان رجالي اهل سنت هستند، افزون بر آنكه آنان از راويان صحيحين و سنن مي باشند.[3]

پس وجهي براي تضعيف اين حديث نيست چه رسد به آنكه تكذيب شود

و اما ثواب عظيم روزۀ غدير، به جهت آنست كه‌ ثواب‌ هر عملي به‌ مقدار كشف‌ آن عمل‌ از حقيقت‌ ايمان‌ است‌. هر چه‌ ايمان‌ و خلوص‌ بيشتر باشد، ثواب‌ افزون‌تر است‌. و معلوم‌ است‌ كه‌ ايمان‌ واخلاص‌ كه‌ از صفات‌ و حالات‌ نفسي‌ است‌، براي‌ ارايه‌ بنده‌ در مقام‌ امتثال‌، و نمايش مقدار محبّت‌ و واقعيّت‌ او از اعمال‌ بدني‌ و خارجي‌ دقيق‌تر و لطيف‌تر و ظريف‌تر است‌. زيرا وقتي‌ بنده‌ در عمل‌ و نيّت‌ خالص شود آنجا با خداوند و جمال‌ او و جلال‌ او، و اقيانوس‌ بي‌منتهاي‌ علم‌ و حيات‌ و قدرت‌ و فضل و ثواب بي نهايت او مواجه است. و در اين‌ صورت‌ ديگر، عنوان‌ ثواب‌ شصت‌ ماه‌ روزه‌ نيست‌. بلكه‌ شصت‌ سال‌ است‌، و يا به‌ اندازۀ عمر روزگار و دهر است‌، چنانكه‌ در بعضي‌ مستحبات در روايات‌ ديگر آمده‌ است‌.

چنان كه در روايات‌، پاداش‌هاي‌ فراوان‌ براي‌ روزههاي مستحب‌ بيان شده است‌، مانند روزه‌ داشتن‌ در دهۀ ذوالحجّة‌ كه‌ ثواب‌ روزه‌ يكسال‌ دارد، و هر شب‌ آن‌ مساوي‌ شب‌ قدر است.[4]

و مانند روايت‌ عبدالله‌ بن‌ عمر كه‌ مي‌گفت‌: ما با رسول‌ خدا صلّي‌ الله‌ عليه‌ وآله‌ وسلّم‌ چنين‌ بوديم‌ كه‌: روزۀ روز عرفه‌ را معادل‌ دو سال‌ روزه‌ مي‌دانستيم‌. [5]

و دربارۀ روزه‌ بيست‌ و هفتم‌ از ماه‌ رجب‌ آمده‌ است‌ كه‌: ثواب‌ شصت‌ ماه‌ روزه‌ را دارد.[6]

وقال فيمن صام ثلاثة أيام من كل شهر إن ذلك يعدل صوم الدهر [7] كسي كه سه روز از ماه روزه بگيرد مانند كسي است كه همۀ روزگار دنيا روزه گرفته است.

2. روايت أبي سعيد الخدري و ربيع بن أنس: ابن كثير در تفسيرش مي گويد: قال ابن جرير قال: وقد قيل: إنها نزلت علي رسول الله صلي الله عليه وسلم في مسِيره إلي حجة الوداع. ثم رواه من طريق أبي جعفر الرازي، عن الربيع بن أنس. قلت: وقد روي ابن مَرْدُويه من طريق أبي هارون العَيْدي، عن أبي سعيد الخدري حين قال لعلي:"من كنتُ مولاه فَعَليٌّ مولاه".

ثم رواه عن ابي هريرة وفيه: أنه اليوم الثامن عشر من ذي الحجة، يعني مرجعه عليه السلام من حجة الوداع. [8]

ابن كثير مي گويد: ابن جرير طبري نقل مي كند، گفته شده اين آيه در حال سفر آن حضرت به حجه الوداع نازل شد اين مطلب را ابن جرير طبري از طريق أبي جعفر الرازي، از ربيع بن أنس از ابن مردويه از طريق أبي هارون العَيْدي، از أبي سعيد الخدري من كنتُ مولاه فَعَليٌّ مولاه. سپس از ابو هريره آورده است آن روز هيجدهم ذي الحجه هنگام باز گشت حضرت رسول (ص) از حجه الوداع بود.

3. المناقب للخوارزمي الحنفي: أخبرنا الحافظ أبوسعد اسماعيل بن علي بن الحسين السمان، حدثنا أبومحمد عبدالرحمان بن عثمان بن أبي نصر بقراءتي عليه أخبرنا أبوالحسن خيثمة ابن سليمان بن حيدرة، حدثنا إسحاق بن علي بن الحسن، أبوالحسن العبدي، عن أبي هارون العبدي، عن أبي سعيد الخدري:ان النبي صلي الله عليه وآله يوم دعا الناس إلي غدير خم، امر بما كان تحت الشجرة من الشوك فقم وذلك يوم الخميس، ثم دعا الناس إلي علي فأخذ بضبعه فرفعها حتي نظر الناس إلي بياض ابطه، ثم لم يتفرقا حتي نزلت(اليوم أكملت لكم دينكم واتممت عليكم نعمتي ورضيت لكم الاسلام دينا) فقال رسول الله صلي الله عليه وآله: الله اكبر علي اكمال الدين، واتمام النعمة ورضي الرب برسالاتي، والولايه لعلي، ثم قال: أللهم وال من والاه، وعاد من عاداه، وانصر من نصره، واخذل من خذله.[9]

خوارزمي حنفي با سند متصل از ابو سعيد خدري روايت كرده كه او مي گويد: پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله مردم را به غدير خم فرا خواند و دستور داد زير درختان را تميز كنند و آن روز پنج شنبه بود آنگاه مردم را به سوي علي فرا خواند و بازوي علي را گرفت و بلند كرد به گونه اي كه مردم سفيدي زير بازوي اورا ديدند و از هم جدا نشدند تا اين آيه نازل شد (اليوم أكملت لكم دينكم واتممت عليكم نعمتي ورضيت لكم الاسلام دينا.)

در اينجا پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله فرمود: الله اكبر بر كامل شدن دين و تماميت نعمت و رضاي پروردگار با رسالت من و ولايت علي! سپس فرمود : خداوندا دوست بدار كسي را كه او را دوست بدارد و دشمن بدار كسي را كه او را دشمن بدارد و كمك كن كسي را كه او را كمك كند و خوار كن كسي را كه او را خوار كند.

ولي مهم دراين زمينه روايات از طرق شيعه به شرح زير است:

4. علي بن إبراهيم، عن ابيه، عن ابن أبي عمير، عن عمر بن اذينة، عن زرارة والفضيل بن يسار، و بكير بن أعين ومحمد بن مسلم وبريد بن معاوية وأبي الجارود جميعا عن أبي جعفر عليه السلام قال: أمر الله عزوجل رسوله بولاية علي وأنزل عليه"إنما وليكم الله ورسوله والذين آمنوا الذين يقيمون الصلاة ويؤتون الزكاة"وفرض ولاية أولي الامر، فلم يدروا ما هي، فأمر الله محمدا صلي الله عليه وآله أن يفسر لهم الولاية، كما فسر لهم الصلاة، والزكاة والصوم والحج، فلما أتاه ذلك من الله، ضاق بذلك صدر رسول الله صلي الله عليه وآله وتخوف أن يرتدوا عن دينهم وأن يكذبوه فضاق صدره وراجع ربه عزوجل فأوحي الله عزوجل إليه"يا أيها الرسول بلغ ما أنزل إليك من ربك وإن لم تفعل فما بلغت رسالته والله يعصمك من الناس"فصدع بأمر الله تعالي ذكره فقام بولاية علي عليه السلام يوم غدير خم، فنادي الصلاة جامعة وأمر الناس أن يبلغ الشاهد الغايب.

قال عمر بن اذنية: قالوا جميعا غير أبي الجارود - وقال أبوجعفر عليه السلام: وكانت الفريضة تنزل بعد الفريضة الاخري وكانت الولاية آخر الفرايض، فأنزل الله عزوجل"اليوم أكملت لكم دينكم وأتممت عليكم نعمتي"قال أبوجعفر عليه السلام: يقول الله عزوجل: لا انزل عليكم بعد هذه فريضة، قد أكملت لكم الفرايض.[10]

اين روايت فضلا است كه كليني با سند صحيح از عمر بن اذينه از زراره و فضيل و بكير و ابن مسلم و بريد و ابي الجارود، وآنان همگي از امام باقر عليه السلام روايت مي كنند كه فرمود: خداي عز و جل رسولش را به ولايت علي عليه السلام امر كرد و آيه «سرپرست شما تنها خدا و رسولش و كساني هستند كه ايمان آورده، نماز بپا دارند و زكاة دهند- 55 / مايده-» را بر او نازل فرمود و ولايت اولو الامر (كار داران) را واجب ساخت، مردم ندانستند مقصود از ولايت چيست، خدا به محمد صلّي اللَّه عليه و آله امر فرمود تا ولايت را براي آنها توضيح دهد، چنان كه نماز و زكاة و روزه و حج را توضيح داد، و چون امر ولايت از جانب خدا به پيغمبر رسيد حضرت ترسيد مردم از دين برگردند و او را تكذيب كنند! از اين جهت دلتنگ شد و به پروردگار مراجعه كرد، خداي عز و جل به او وحي فرستاد «اي پيغمبر آنچه از پروردگارت بتو نازل شده برسان، و اگر نكني پيام او را نرسانيده‏يي، خدا ترا از گزند مردم حفظ ميكند- 67 سوره مايده-» او هم امر خداي متعال را اعلان كرد و به امر ولايت علي عليه السلام در روز غدير خم قيام نمود و مردم را براي نماز جماعت بانگ زد و فرمان داد كه حاضرين به غايبين برسانند.

عمر بن اذينه (كه از آن شش نفر روايت مي كند) گويد: همگي جز ابي الجارود گفتند: امام باقر عليه السلام فرمود: واجبات خدا يكي پس از ديگري نازل ميشد و امر ولايت آخرين آنها بود، كه خداي عز و جل اين آيه را نازل فرمود: «امروز دين شما را كامل كردم و نعمتم را بر شما تمام نمودم- 3 سوره مايده-» امام باقر عليه السلام فرمود: خداي عز و جل مي فرمايد: بعد از اين واجبي بر شما نازل نكنم، واجبات را براي شما كامل كردم.

6. كليني في خطبة الوسيلة- محمد بن علي بن معمر، عن محمد بن علي بن عكاية التميمي، عن الحسين بن النضر الفهري، عن أبي عمرو الاوزاعي، عن عمرو بن شمر، عن جابر بن يزيد قال: دخلت علي أبي جعفر (ع) فقلت: يا ابن رسول الله قد أرمضني اختلاف الشيعة في مذاهبها فقال....

فخرج رسول الله صلي الله عليه وآله إلي حجة الوادع ثم صار إلي غديرخم فأمر فأصلح له شبه المنبر ثم علاه وأخذ بعضدي حتي ريي بياض إبطيه رافعا صوته قايلا في محفله"من كنت مولاه فعلي مولاه اللهم وآل من والاه و عاد من عاداه"فكانت علي ولايتي ولاية الله وعلي عداوتي عداوة الله. وأنزل الله عز و جل في ذلك اليوم"اليوم أكملت لكم دينكم وأتممت عليكم نعمتي ورضيت لكم الاسلام دينا"فكانت ولايتي كمال الدين و رضا الرب جل ذكره...[11]

خطبه‏اي از اميرالمؤمنين(ع) معروف به خطبه وسيله است و وجه اينكه اين خطبه را خطبه وسيله ناميده‏اند تعريفي است كه امير مؤمنان عليه السّلام در اين خطبه از مقام وسيله (كه مقامي مخصوص رسول خدا (ص) در روز محشر است) نموده است

جابر بن يزيد گويد: من خدمت امام باقر عليه السّلام شرفياب شدم و بآن حضرت عرض كردم: اي فرزند رسول خدا براستي كه اين اختلاف شيعه در مذهبشان درون مرا مي سوزاند! حضرت فرمود...

امير مؤمنان عليه السّلام پس از هفت روز از وفات پيغمبر (ص) در مدينه براي مردم خطبه‏اي خواند - و اين خطبه پس از آن بود كه از جمع‏آوري قرآن فراغت جسته بود- و در آن خطبه چنين فرمود:

ستايش خدايي را است كه پندارها را جلوگيري كرد از اينكه به كنه او رسد جز به همين مقدار كه او وجود دارد.....

پس رسول خدا به حجة الوداع رفت و سپس به غدير خم آمد و در آنجا دستور داد شبيه منبري برايش ساختند و بالاي آن رفت و بازوي مرا گرفته بلند كرد بدانسان كه زير بغلش نمودار شد و با آواز بلند در آن انجمن فرمود:

«هر كه را من سرور و مولي هستم علي سرور و مولاي او است، خدايا دوست بدار هر كه دوستش دارد و دشمن بدار هر كه دشمنش دارد» پس دوستي من است دوستي خدا، و دشمني من دشمني خدا است، و خداي عز و جل در باره جريان آن روز اين آيه را نازل فرمود: «امروز دين شما را برايتان كامل كردم و نعمت خود را بر شما تمام كردم و اسلام را دين شما انتخاب كردم» (مايده / 3) پس ولايت من كمال دين و انتخاب و پسند پروردگار جل ذكره گرديد...

6. علي بن ابراهيم قال حدثني أبي، عن صفوان بن يحيي، عن العلاء، عن محمد بن مسلم، عن أبي جعفر (عليه السلام)، قال: «آخر فريضة أنزلها الله تعالي الولاية، ثم لم ينزل بعدها فريضة، ثم أنزل: الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ بكراع الغميم فأقامها رسول الله (صلي الله عليه و آله) بالجحفة «1»، فلم ينزل بعدها فريضة».

علي بن ابراهيم در تفسير خود مي گويد پدرم از صفوان، از علا از محمد بن مسلم (سند معتبر است) از امام باقر (ع) روايت كرده‏اند كه: اين آيه در «كراع الغميم»- ميان مكه و مدينه- نازل گرديد و پيامبر در جحفه آن را برپا داشت.[12].[13]

افزون بر اين احاديث دو قرينه هم بر نزول آيۀ اكمال در روز غدير داريم:

الف: نزول آيۀ اكمال در روز دو شنبه:

ابن كثير از ابن عباس نقل مي كند : فأما ما رواه ابن جرير وابن مردويه، والطبراني من طريق ابن لَهيعَة، عن خالد بن أبي عمران، عن حَنَش بن عبد الله الصنعاني، عن ابن عباس قال: ولد نبيكم صلي الله عليه وسلم يوم الاثنين، [ونبي يوم الاثنين] وخرج من مكة يوم الاثنين، ودخل المدينة يوم الاثنين، وأنزلت سورة المايدة يوم الاثنين: { الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ } ورفع الذكر يوم الاثنين، فإنه أثر غريب وإسناده ضعيف. وقد رواه الإمام أحمد....هذا لفظ أحمد، ولم يذكر نزول المايدة يوم الاثنين فالله أعلم. ولعل ابن عباس أراد أنها نزلت يوم عيدين اثنين كما تقدم، فاشتبه علي الراوي، والله أعلم.[14]

ابن عباس گفته است: پيامبر شما صلي الله عليه وسلم روز دو شنبه متولد شد و دو شنبه به نبوت مبعوث و دو شنبه از مكه خارج شد و دو شنبه مكه فتح و سورۀ مايده و آيۀ"اليوم أكملت لكم دينكم"دوشنبه نازل شد و آن حضرت دو شنبه وفات نمود و ذكر (وحي يا قرآن) بالا رفت.

و با توجه به اينكه نهم ذي الحجه يعني عرفۀ سال دهم طبق روايات معتبر اهل سنت روز جمعه بود.در نتيجه نزول آيۀ اكمال نمي تواند در عرفه باشد.

ابن كثير كه متوجه نتيجۀ اين خبر شده، مي گويد اين روايت غريبي است و سند آن ضعيف مي باشد آنرا احمد بن حنبل نقل كرده ولي نزول سورۀ مايده را نياورده است. آنگاه توجيه مضحكي مي كند مي گويد: شايد منظور ابن عباس آنست كه اين سوره روز دو عيد (نه دو شنبه) نازل شد! [15]

با اينكه ابن كثير در تاريخش و ذهبي با سند ازابن عباس روايت كرده اند كه او مي گويد: پيامبر صلي الله عليه وسلم روز دو شنبه متولد شد و دو شنبه به نبوت مبعوث و دو شنبه از مكه خارج شد و دو شنبه مكه فتح و سورۀ مايده و آيۀ"اليوم أكملت لكم دينكم"دوشنبه نازل شد و آن حضرت دو شنبه وفات نمود. [16] [17]

هيثمي هم همۀ رجال روايت غير از ابن لهيعة توثيق مي كند [18]

مي گوييم: عبدالله بن لهيعه از رجال صحيح مسلم وابو داود وترمذي و ابن ماجه بوده . احمد وابن شاهين و ذهبي وي راتوثيق كرده اند تنها مشكل او سوختن كتب وي و نقل از حفظ اوست.[19] پس اين سند صيح است.

و با توجه به اينكه نهم ذي الحجه يعني عرفۀ سال دهم طبق روايات معتبر اهل سنت روز جمعه بود.در نتيجه نزول آيۀ اكمال نمي تواند در عرفه باشد. بلكه از آنجا كه روز غدير هيجدهم ذي الحجه يكشنبه بود، پس نزول آيۀ اكمال روز دو شنبۀ بعد از واقعۀ غدير و اعلام امامت حضرت مي شود.

ب: وفات پيامبر(ص) هشتاد و يك روز بعد از نزول اين آيه:

در تفسير فخر رازي و تفسير روح المعاني و تفسير المنار در ذيل اين آيه آمده است كه پيامبر ص بعد از نزول اين آيه بيش از هشتاد و يك روز عمر نكرد. قال الرازي المسألة الرابعة: قال أصحاب الآثار: إنه لما نزلت هذه الآية علي النبي صلي اللَّه عليه و سلم لم يعمر بعد نزولها إلا أحدا و ثمانين يوما، أو اثنين و ثمانين يوما، و لم يحصل في الشريعه بعدها زياده و لا نسخ و لا تبديل ألبتة. [20]

مورخان و محدثان گفته اند: هنگامي كه اين آيه نازل شد پيامبر(ص) هشتاد و يك يا دو روز بيشتر عمر نكرد و پس از آن هيچ زياده و نسخ و تغييري در شريعت حاصل نشد.

و سيوطي در تفسيرش آورده است: أخرج ابن جرير 11082- حدثنا القاسم قال، حدثنا الحسين قال، حدثني حجاج، عن ابن جريج قال مكث النبي صلي الله عليه و سلم بعد ما نزلت هذه الآية احدي وثمانين ليلة قوله: الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُم‏.[21]

ابن جرير طبري با سند متصل از ابن جريج (تابعي مفسر) نقل كرده پيامبر(ص) پس از نزول آيۀ اكمال هشتاد و يك روز بيشتر عمر نكرد.

و با توجه به اينكه وفات پيامبر ص در روايات أهل تسنن و بعضي از روايات شيعه (مانند آنچه كليني در كتاب معروف كافي نقل كرده است) روز دوازدهم ماه ربيع الاول بود، نتيجه مي‏گيريم كه روز نزول آيه درست روز هيجدهم ذي الحجه بوده است

البته اين در صورتي است كه روز وفات پيامبر ص را محاسبه نكنيم و دو ماه وسط را (29) روز بگيريم كه اين موضوع كاملا امكان‏پذير است و با توجه به اينكه در روزهاي قبل و بعد از روز غدير حادثه مهمي در تاريخ اسلام رخ نداده است كه تاريخ فوق قابل تطبيق بر آن باشد مسلم مي‏شود كه منظور از آن جز روز غدير نيست..

از آنچه در بالا گفتيم روشن مي‏شود كه: اخباري كه نزول آيۀ اكمال را در جريان غدير بيان كرده در رديف خبر واحد نيست كه بتوان با تضعيف بعضي‏اسناد آن، آنها را ناديده گرفت بلكه اخباري معتبر و مستفيض وهمراه قرينه است، و در منابع متعدد و معروف اسلامي نقل شده است.

اگر چه بعضي از دانشمندان متعصب أهل تسنن، مانند نويسنده تفسير"المنار"با تفسير ساده‏اي از آيه گذشته، وكمترين اشاره‏اي به اين روايات نمي كند، يا مانند"آلوسي در تفسير روح المعاني جسارت كرده و مي گويد:

أخرج الشيعة عن أبي سعيد الخدري أن هذه الآية نزلت بعد أن قال النبي صلي الله عليه وسلم لعلي كرم الله وجهه في غدير خم: من كنت مولاه فعلي مولاه. فلما نزلت قال عليه الصلاة والسلام: الله أكبر علي إكمال الدين، وإتمام النعمة، ورضي الرب برسالتي، وولاية علي كرم الله تعالي وجهه بعدي. ولا يخفي أن هذا من مفترياتهم، وركاكة الخبر شاهد علي ذلك في مبتدأ الأمر...[22]

شيعه از ابو سعيد خدري خبر نزول آيۀ اكمال را پس از واقعۀ غدير نقل كرده واين كه پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله فرمود: الله اكبر بر كامل شدن دين و تماميت نعمت و رضاي پروردگار با رسالت من و ولايت علي كرم الله تعالي وجهه بعد ازخودم! و اين حديث از دروغ هاي شيعه بوده و ركيك بودن عبارت حديث شاهد بر دروغ بودن آنست.

مي گوييم اولاً: روايت نزول آيۀ اكمال در غدير اختصاص به روايت شيعه و روايت أبي سعيد خدري ندارد بلكه اهل سنت به طرق متعدد كه بعضي از آنان معتبر است از صحابۀ نقل كرده اند. چگونه وي با تضعيف سند يكي از اين اخبار كوشيده‏ تا بقيه را به دست فراموشي بسپارد و چون روايت را بر خلاف مذاق خويش ديده‏ آنرا مجعول و نادرست قلمداد كند.

ثانياً: چه ركاكت و خلاف فصاحتي در عبارت حديث وجود دارد كه آنرا شاهد كذب روايت آن مي‏داند؟ بلكه آثار صدق و فصاحت در آن روشن است.

تحقيق نهايي

باتوجه به روايات معتبر دستۀ دوم روشن مي‏شود كه آيۀ اكمال پس از واقعۀ غدير نازل شده است. و بر فرض تعارض با دستۀ اول روايات دستۀ دوم به دو دليل بر آن ترجيح دارد:

1. وافقت آن با كتاب، زيرا اكمال دين و اتمام نعمت به نظر شيعه با اعلام امامت است كه ضامن حفظ و سلامت دين است مي باشد، به بياني كه در تفسير آيه گذشت.

ولي بر فرض نزول در عرفه، بنا بر نظر اهل سنت اكمال دين به جهت بيان آخرين احكام دين در عرفه است،

در حالي كه احكام فراواني پس از آيۀ اكمال بيان شده است. چنانكه طبري بر قول اول اشكال نموده كه حكم ميراث كلالة در آخرين آيۀ همين سوره پس از آيۀ اكمال نازل شده است.[23]

از اين رو شوكاني كه متوجه اشكال شده مي‏گويد: المراد بالإكمال هنا: نزول معظم الفرايض و التحليل و التحريم. مراد از اكمال نزول بيشتر، نه همۀ فرايض واحكام حلال وحرام است! زيرا علما گفته اند آيات و احكام زيادي مانند آية ربا و آية كلاله و غير اين پس از آيۀ اكمال نازل شد.[24]

ولي به نظر شيعه اكمال دين به اعلام امامت مي باشد پس با نزول احكام فرعي ديگر نقض نمي شود. وعبارت: لا انزل عليكم بعد هذه فريضة در صحيحۀ كافي دلالت بر عدم نزول احكام فرعي پس از آن ندارد زيرا فريضه اخص از حكم است و تنها بر اصول دين و اصول احكام صدق مي كند.

2. منبع روايت دستۀ اول عمر و ديگري معاويه است كه در اين مسيله متهم هستند! و چه بسا يهودي كه از شأن نزول آيه خبر داشت مي خواست با ياد آوري جريان غدير عمر را شرمنده كند، ولي او پيش دستي كرد و با دادن تاريخ غلطي از زمان نزول آيه خود را خلاص كرد. و شهادت ذي نفع متهم (دستۀ اول) اعتباري ندارد. پس روايات نزول آيۀ اكمال در عرفه ساقط است. در نتيجه روايات دستۀ اول ساقط است

ولي با توجه به تدريجي بودن اعلام امامت مي توان روايات دو طرف را صحيح دانسته و آنرا جمع كنيم و بگوييم آيه اكمال دو بار نازل شده است:

اول در ضمن نزول همۀ سوره در روز عرفۀ. دوم پس از واقعۀ غدير. چنانكه گفته اند: سورۀ فاتحه واخلاص دو بار نازل شده يك بار در مكه وبار ديگر در مدينه نازل شد[25] وآيۀ روح وخواتيم سورۀ نحل دو بار نازل شد[26] و در هر دو بار مقصود از (اليوم) در آيه روز اعلام امامت اهلبيت و امير المؤمنين است كه بار اول آنرا در عرفه به صورت كلي ضمن حديث ثقلين بيان نمود. و بار دوم در غدير خم مصداق آن مولي علي (ع) را تعيين نمود

و ممكن است بگوييم: مسيلۀ امامت سه مرحله دارد 1 مرحلۀ جعل،2-مرحلۀ نزول آيۀ آن 3-مرحلۀ تبليغ و (اليوم) در آيۀ اكمال ممكن است كه ناظر به يكي از دو مرحله اخير باشد.

پس نزول آيۀ اكمال در عرفه به جهت اين بود كه امر ولايت وامامت به حضرت نازل شده و از پيامبر اكرم (ص) مي خواست صريحا علي (ع) را معرفي كند ولي حضرت به علت نگراني از مخالفت قريش به معرفي كلي امامت أهلبيت و خلافت ثقلين اكتفاء نمود

و پس از اعلام امامت حضرت علي(ع) در غدير، بار دوم آيۀ اكمال نازل شد و حضرت آن را در جمع مردم قرايت كرد. به اين جهت آيۀ اكمال دو بار نازل شده است.


[1] - تاريخ بغداد للخطيب البغدادي ج 3 ص 4980 ذكر من اسمه خالد، و الدر المنثور في تفسير القران لجلال الدين السيوطي الشافعي ج 2 ص 259 ط 1 بمصر.

افزون بر مصدر فوق اين روايت در مصادر زير نيز آمده است:-تاريخ دمشق لابن عساكر الشافعي ترجمة الامام علي بن أبي طالب: 2/75 ح575 و576 و577 و585 ط1 بيروت.

و شواهد التنزيل للحسكاني الحنفي: 1/157 ح211 و212 و213 و214 و215 و250 ط1 بيروت از ابو هريره و با سه سند ديگر ا ز ابوسعيد خدري.

و -مناقب علي بن أبي طالب لابن المغازلي الشافعي: 19 ح24 ط1 طهران، تاريخ بغداد للخطيب البغدادي: 8/290 ط السعادة بمصر،

- و الدر المنثور في تفسير القرآن لجلال الدين السيوطي الشافعي: 2/259 ط1 بمصر. ذيل تفسير آيۀ 3 مايده

[2] - البدايه و النهايه 5 / 214.

[3] - نفحات الازهار في خلاصه عبقات الانوار 8 269.

[4] -ـ «سنن‌ ابن‌ ماجه‌» طبع‌ دار إحياء الكتب‌ العربيّة‌ ج‌ 1، ص‌ 551 باب‌ صيام‌ العشر، و «احياء العلوم.

[5] - «الغدير» ج‌ 1، ص‌ 407 از طبراني‌ در «أوسط‌».

[6] - «سيرۀ حلبيّه‌» ج‌ 1، ص‌ 272 از دَمياطي‌ در سيره‌اش‌.

[7] - مسند احمد در مواضع و به بيانهاي مختلف و السنن الكبري – النسايي ج 2 / 131 و132.

[8] - تفسير ابن كثير مايده آيه 4 2/14 ط1 بمصر و: 3/281 ط بولاق ابن كثير مي گويد در اين اسناده أبو هارون العبدي است كه شيعي متروك است، و لي همان را عطية العوفي روايت كرده و طبراني در الأوسط برقم (3737) وحديث أبي هريرة را در الأوسط برقم (3738) آنرا روايت نموده است!!

در اين قضاوت متعصبانه وي راوي را تنها به جرم تشيع يعني نقل همين گونه روايات تضعيف نموده است. ببينيد آقايان چگونه روايتي كه موافق ميل آنان نيست رد مي كنند.

[9] - المناقب للخوارزمي الحنفي 1 /117 تذكرة الخواص للسبط بن الجوزي الحنفي: 30 ط الحيدرية وص18 ط آخر كتاب مايةمنقبة لابن شاذان 25 / نظيره في كنزالعمال (2) 127 / 15

[10] - اصول كافي 1 / 429.

[11] - الكافي 8 / 38 خطبة لامير المؤمنين (عليه السلام) خطبة الوسيلة

[12] - تفسير برهان و نور الثقلين و قمي ذيل آيۀ 3 / مايده.

[13] - احتجاج طبرسي ج 1 / 66 از امام صادق (ع) و روضه الواعظين ابن فتال نيشابوري 89 از امام باقر (ع) هر دو بخشي از حديث مفصلي كه حضرت ضمن آن خطبۀ غديريه را نقل مي كند.

[14] - تفسير القرآن العظيم المؤلف: 3 / 28 أبو الفداء إسماعيل بن عمر بن كثير القرشي الدمشقي [ 700 -774 هـ ]: دار طيبة للنشر و التوزيع.

[15] - تفسير القرآن العظيم المؤلف: 3 / 28

[16] - البدايه و النهايه 2 /260 و سيره ابن كثير 1 /198.

[17] -تاريخ الاسلام ذهبي 1 / 160.

[18] - مجمع الزوايد (1/196).

[19] - تهذيب الكمال ج 15 / 494 ط م الرساله بيروت. و تهذيب التهذيب عسقلاني ج51 / 331ط دار الفكر بيروت و تذكره الحفاظ ج 1 / 237

[20] - تفسير مفاتيح الغيب، ذيل مايده / 3.

[21] ـ الدر المنثور، و تفسير جامع البيان ، ذيل آيه.

[22] - روح المعاني / ذيل آيۀ 3 مايده .

[23] - روح المعاني ذيل آيه.

[24] - تفسير فتح القدير، ذيل آيه.

[25] - الاتقان 1 /62 نوع 27 و البرهان زركشي 1 /29.

[26] - لباب النزول سيوطي 1 /5.

حجت الاسلام والمسلمين ابوالقاسم صلواتي گلستاني

ابنا