فقط علماي اهل سنت بخوانند(14)
پاسخ ما را به روز قيامت مؤكول كنيد

انصاف استاد:
ابن ابي الحديد در كتاب شرح نهج البلاغه خود مي‌گويد:
از علي بن فارقي، مدرس و استاد مدرسه غربيّه در شهر بغداد پرسيدم:

آيا فاطمه در ادعاي خويش در ماجراي فدك صادق بود؟
علي بن فارقي پاسخ داد: آري.
گفتم: پس چگونه است كه ابوبكر فدك را پس نداد در حالي كه مي‌دانست او راستگو مي‌باشد؟
استاد لبخندي زد و سخن لطيفي گفت:
اگر آن روز ابوبكر به محض ادعاي فاطمه [سلام الله عليها] فدك را مسترد مي ساخت (و به راست‌گويي وي اعترف مي كرد)، فاطمه [سلام الله عليها] فردا روزي مي‌آمد و خلافت همسرش را مطرح مي كرد و ابوبكر را از مقامش دور مي‌كرد و ابوبكر نيز در عدم قبول گفتار او عذر و بهانه اي نداشت، زيرا خودش از قبل، به صداقت آن بانو اعتراف كرده بود و بدون گواه و بينه ادعاي وي را پذيرفته بود.

سَأَلتُ عليَّ بن الفارقيَّ مَدَّرس المَدرسه الغَربِيَّه بِبَغدادِ،
فَقُلت لَهُ: أَكانَت فاطِمةُ صادِقهً؟
قال: نَعم، قُلت: فَلِمَ يَدفَع إلَيها أبوبكرٍ فَدَكَ وَهِيَ عِندَهُ صادِقةُ؟
قال: لَو أَعطا ها اليَوم فَدَكَ بِمُجَرَدِ دَعواها، لَجاءت إِليه غَداً و ادَّعت لِزوجها الخِلافَتَه وزَحزَحَتهُ عَن مقامِهِ،
وَلَم يَكُن يُمكِنُهُ الإعتذارُ وَالمُوافَقَةُ بِشَيءِ لِاَنَّهُ يَكُونُ قَد اسجَلَ عَلي نَفسِهِ أنَها صادِقَةُ فيما تَدَّعِي مِن غَيرِ
حاجَةٍ إلي بَيِّنَةٍ ولا شُهُودٍ.

ابن ابي الحديد در انتهاي اين داستان مي¬نويسد:
و هَذا كلامٌ صحيحٌ
واين سخن، مطلبي درست و صحيح است
شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد، ج16، ص284

فطرت