شهيد آية الله سيد محمد باقر صدر

خاندان
شهيد گرانقدر، آية‏الله سيد محمد باقر صدر، ثمره شجره طيبه‏اي است از عالمان پاك نهاد و از خانداني كه همگي از چهره‏هاي تابناك دين و علم و فضيلت و از حماسه گستران جهاد فكري، نبردآوران مجاهدات سياسي و مردمي، قهرمانان مبارزه‏هاي ايديولوژيكي و از مشهورترين خاندان‏هاي علم و فقاهت و مرجعيت در ايران و عراق و لبنان‏اند.

پدر شهيد صدر، سيد حيدر، از اجلاي علماي عصر خويش بود. مادرش، فرزند شيخ عبدالحسين آل ياسين - كه از رجال برجسته عراق به شمار مي‏رفت - بانويي پرهيزكار بود. خانواده آل‏ياسين از لحاظ علمي و اجتماعي در عراق داراي تاريخي پرافتخار است. دودايي شهيد صدر، شيخ مرتضي و شيخ محمد رضا آل‏ياسين، از محققان و دانشمندان بزرگوار عصر خود بودند.


شهيد صدر در بيست وپنجم ذي‏قعده 1353 ق در كاظمين به دنيا آمد. در 14 سالگي از نعمت پدري ارجمند محروم گرديد. از دوران كودكي آثار نبوغ سرشار و استعدادي در خور توجه در او كاملا هويدا بود; چنان كه تحسين همگان را برمي‏انگيخت.

استادان و تحصيل
آية‏الله شهيد در سن ده سالگي مقدمات علوم را آموخت، سپس به فراگيري علم منطق پرداخت. علم اصول را در سن دوازده سالگي نزد برادرش آية‏الله سيد اسماعيل صدر، يكي از چهره‏هاي درخشان فقه شيعه، خواند و در اين زمينه، انظار صاحب‏نظران را نقد و بررسي مي‏كرد. در اوايل دومين دهه عمر پر بركتش، در معيت‏برادرش، جهت تكميل دروس و تهذيب نفس به نجف اشرف هجرت كرد و در مدت كوتاهي مراحل درسي قبل از خارج را، طي كرد و نزد دايي خود، فقيه بزرگوار شيخ محمد رضا آل‏ياسين به تحصيل اصول و فقه عالي پرداخت. نبوغ و هوشمندي او در اين ايام به حدي بود كه در بعضي موارد، استادان والا مقام در سخنان خود به نظر شهيد صدر اشاره و استناد مي‏كردند.

برخي از مهم‏ترين اساتيد شهيد صدر، عبارتند از:
1 - حضرت آية‏الله العظمي خويي كه در حدود هجده سال بين سال‏هاي 1369 تا 1386 ق در دوره‏هاي خارج فقه و اصول ايشان شركت كرده و در تمام اين مدت، روزي دو تا سه درس از ايشان فرا مي‏گرفته است. او مورد توجه خاص استاد خود بود، به طوري كه استاد، سؤال‏ها و اشكال‏هاي وي را با ديده خاصي مي‏نگريست و نوعا پاسخ مي‏گفت. بين اين دو، گفت‏وگوهاي خصوصي و كتبي در مسايل فقهي و اصولي برقرار بود.

2 - آية‏الله شيخ صدرا بادكوبه‏اي كه شهيد صدر، منظومه حاج ملاهادي سبزواري و اسفار صدرالمتالهين را از اين استاد درس گرفته است;

3 و 4 - آية‏الله شيخ مرتضي و شيخ محمد رضا آل‏ياسين، دو دايي شهيد صدر;

5 - آية‏الله سيد عبدالهادي شيرازي;

6 - آية‏الله حكيم (شهيد صدر قدس سره اندكي در محضر ايشان تلمذ كرده‏اند).

شاگردان
شاگردان آية‏الله صدر علم و عمل و مبارزه را با هم آموختند. عده بسياري از شاگردان ايشان طوري تربيت‏شده بودند كه همواره آماده هر نوع فداكاري و از خودگذشتگي در راه اسلام و دفاع از آن بودند. از اين رو، تعداد زيادي از آن‏ها در دوران اخير زندگي شهيد صدر به شهادت رسيده‏اند.

اسامي برخي از پروردگان شهيد صدر بدين قرار است:

1 - آية‏الله سيد محمود هاشمي فرزند سيد علي حسيني از مدرسان درس خارج حوزه علميه قم و يكي از شاگردان مبرز شهيد صدر كه برخي از تقريرات آن شهيد بزرگوار را نگاشته‏اند.

2 - حجة‏الاسلام والمسلمين سيد محمد باقر حكيم، فرزند مرجع عاليقدر و معروف شيعه، مرحوم آية‏الله العظمي سيد محسن حكيم. ايشان يكي از ياران نزديك و با وفا و مورد اعتماد شهيد صدر بودند و هم‏اكنون از چهره‏هاي برجسته جنبش اسلامي عراق است.

3 - آية‏الله سيد محمد كاظم حايري، از خواص شاگردان شهيد صدر كه بخشي از تقريرات مباحث اصول ايشان را نوشته‏اند. (1)

تاليفات
در باره چگونگي آثار قلمي شهيد صدر در اين جا، به آن چه نزديك‏ترين شاگردان ايشان نقل كرده‏اند مي‏پردازيم. در اين زمينه حجة‏الاسلام والمسلمين سيد محمد باقر حكيم مي‏گويند:

نوشته‏هاي آية‏الله شهيد، رضوان الله تعالي عليه را مي‏توان به گونه زير بررسي كرد:

نخست، تاليفات معمول و رايج‏حوزه‏ها كه غالبا در باره فقه و اصول است و ايشان سعي كرد تغييربنيادي در روش بررسي مسايل آن‏ها ايجاد كند; بدين گونه كه ابتدا قوانين و اصول تازه‏اي در فقه و اصول كشف كرد كه تاكنون كسي به آن‏ها دست نيافته و با انديشه‏هاي سنتي رايج اختلاف دارد و در اين زمينه مي‏بينيم كه ايشان توانستند ده‏ها قانون در اصول، استنباط و آن‏ها را در موارد مختلفي پياده و تطبيق كنند. (2)

اما روش دوم ايشان در اين زمينه، براين مبتني بوده است كه علاوه بر عمق انديشه‏هاي ايشان و بررسي اصولي مسايل فقهي كه ويژگي ساختمان فكري ايشان را تشكيل مي‏دهد، سعي مي‏كردند كه به مسايل فقهي به عنوان مسايلي در ارتباط با جامعه و با توجه به شرايط حاكم و نه به گونه‏اي جداگانه و فردي بنگرند.

ايشان در استنباط مسايل فقهي، از احاديث پيامبر و ايمه و هم‏چنين در استقراي اقوال علماي پيشين، همواره سعي داشته‏اند كه دقيقا شرايط حاكم آن زمان را بررسي كنند و اوضاع موجود را در مدنظر داشته باشند و از طريق اين بررسي، سرانجام به يك نتيجه فقهي يا اصولي برسند. ايشان، در بررسي يك متن فقهي، سعي داشتند كه آن را از نظر محتوا و مفهوم و به طور عمقي بررسي و با ساير متون مقايسه كنند، نه اين كه تنها ظاهر متون فقها را با هم بررسي و نتيجه نهايي را حاصل كنند. اين شيوه استنباط فقهي، اثر بزرگي داشته است و از اين طريق، ايشان توانستند برخي مضامين فقهي را كه با ساير مضامين فقهاي ديگر از نظر وسعت و همه جانبه بودنش تفاوت دارند، استنباط كنند. مثلا در مورد ربا، ايشان ضمن مقايسه متون فقهي و كشف واقعيت و حقيقت و عمق شرايط حاكم بر زمان نگارش آن‏ها، سعي مي‏كردند فتواي نهايي را استنباط و همه راه‏هايي كه نتيجه‏اي چون ربا دارند و زيان‏هاي ربا را دارند تحريم كنند، بدون اين كه در بند الفاظ و متن فقهي، جامد و ساكن بمانند.

همين‏طور قانون «لاضرر و لاضرار» كه ايشان با بررسي جو حاكم بر زمان صدور آن و شرايط حاكم آن روز، توانست اين قاعده را به شكلي استنباط كند كه مصداق‏هاي وسيعي داشته باشد و در همه زمينه‏ها آن را اجرا و پياده كند. ايشان، اين قانون را «قانون مبارك‏» نام مي‏نهاد.

بخش دوم تاليفاتشان، نوشته‏هايي است كه هدف از آن‏ها تشويق به بررسي عميق و اصيل اسلام بود. در آن زمان، ايشان مي‏خواست كه در كنار بررسي‏هاي سنتي و رايج، اين گونه مطالعات اسلامي جديد را نيز به وجود بياورد تا در نتيجه از نو به حوزه‏هاي علميه آگاهي ببخشد و آن را در اداي وظايف خويش توانا و نيرومند سازد. اين تاليفات، از جمله كتاب‏هاي فلسفتنا و اقتصادنا و... براي عامه مسلمانان نيز ارزش فراوان داشته است.

شهيد صدر، در كنار رفع اين كمبود حوزه‏ها و آغاز اين نوع بررسي‏ها، سعي كرد كه افكار و انديشه‏هاي تازه‏اي را نيز در اين زمينه‏ها ايجاد كند و تيوري‏هاي اسلام را در مورد مشكلات اجتماعي جامعه اسلامي استنباط و به شكل نو و اساسي عرضه كند و از نفوذ تيوري‏هاي اين عصر كه ادعاي حل مشكلات جامعه را دارند، جلوگيري كند.

بخش سوم نيز مربوط به روشمندنويسي، به زبان روزنگاري و پيروي از سبك‏ها و روش‏هاي جديد در نگارش است. كتاب‏ها و نوشته‏هاي معمول در حوزه‏ها، معمولا پيچيده و ناهماهنگ با شرايط روز است و با روش‏هاي قديمي آن روزها نوشته شده است. در اين كتاب‏ها، هم‏چنين مسايلي طرح شده كه امروزه ديگر منسوخ گرديده است. ايشان در همين زمينه، دست‏به تاليفاتي زد كه ضمن آسان‏نويسي كتاب‏هاي قديمي، آن‏ها را در طرحي نو و روشي جديد براي طلاب حوزه به نگارش درآورد و در اين كتاب‏ها، تازه‏ترين نظريات فقه و اصول را كه در حوزه‏ها پيدا شده بود، نيز منعكس كرد. از اين كتاب‏ها، دروس في الاصول و الفتاوي الواضحه را مي‏توان نام برد.

در حقيقت، ايشان با اين نوآوري‏ها و تطابق با شرايط روز، توانست تحول عظيمي را در حوزه به وجود آورد. (3)

آية‏الله سيد محمود هاشمي، در باره برخي از ويژگي‏هاي آثار آن شهيد مي‏گويند:

آثار و تاليفات استاد شهيد ما - حضرت آية‏الله صدر - داراي ويژگي‏هاي بسياري است كه مجموع آن‏ها شايد كم‏تر در تاليفات ديگران به چشم بخورد كه از آن جمله به موارد زير مي‏توان اشاره كرد:

1 - نوآوري و ابداع در انديشه‏ها چه از نظر محتوا و چه از نظر سبك و ترتيب.

2 - مقايسه‏اي بودن انديشه‏هاي ايشان در باره گفته‏ها و مكتب‏ها و نظريات ديگران.

3 - مستدل و منطقي و مستحكم بودن استدلالات ايشان.

4 - علمي بودن بيان مطالب به جاي شعري و خطابه‏اي بودن آن‏ها.

5 - جامعيت‏بيان و توجه داشتن به كليه احتمالات و شقوق و نظرها و اقوال.

6 - زنده و حياتي بودن مسايل مورد بحث و وجود بررسي و تحليل در انديشه‏هاي اين شهيد بزرگوار.

7 - نظام‏مند بودن طرز تفكر و قدرت بر ترسيم مكتب.

8 - شيوايي و جذابيت‏بيان از نظر تعبير و جمله‏بندي و طرز ورود و خروج در مطلب و تنظيم مقدمات و نتيجه‏گيري‏ها.

براي نمونه مي‏توان به بحث و بررسي اين متفكر بزرگ و شهيد مظلوم در باره نقد نظريه ماترياليسم تاريخي در كتاب‏اقتصادنا رجوع كرد، كه انصافا يكي از شيرين‏ترين و زنده‏ترين بخش‏ها و بحث‏هاي اين كتاب است و در آن سعي شده اين نظريه از ديدگاه‏هاي فلسفي، علمي، تاريخي، اجتماعي بررسي و نقد گردد و در هر يك از اين نظرها اين دانشمند عظيم‏الشان و نابغه عصر ما توانسته است‏با سبكي بسيار شيرين و نظمي بسيار متين و علمي ماترياليسم تاريخي را بي‏اساس و مخالف علم و فلسفه و تاريخ نشان دهد. (4)

در اين جا مجموعه مؤلفات گرانسنگ آن شهيد بزرگوار را - كه اغلب آن‏ها به فارسي و برخي از زبان‏هاي ديگر ترجمه شده - در دو بخش «چاپ شده (عربي)» و «آثار چاپ نشده‏» تنظيم كرده و در پايان برخي از تقريرات مباحث ايشان را كه شاگردان مبرزشان نگاشته‏اند آورده‏ايم:

الف) آثار چاپ شده
1 - الاسس العامة للبنك في المجتمع الاسلامي;

2 - الاسس المنطقية لاستقراء;

3 - اقتصادنا;

4 - الانسان المعاصر والمشكلة الاجتماعية;

5 - بحث‏حول المهدي;

6 - بحث‏حول الولاية; اين كتاب تحت عنوان التشيع والاسلام نيز چاپ شده است;

7 - بحوث في شرح العروة الوثقي; از امتيازات اين كتاب است كه در شرح مسايل فقهي عروة، آفاق جديدي را در روش‏هاي استنباطي گشوده، از تتبع و نظر به كلمات ديگران - چه از فقهاي شيعه و چه از فقيهان اهل سنت - برخوردار است. استظهاراتش در فقه قانون‏مند است، نه ادعايي، و با بيان نكته‏هاي استظهار، شخص را اقناع مي‏كند. شرحي است همراه با كثرت تفريع و تشقيق مسايل. داراي دقت در تطبيق اصول با فقه و كارآيي مسايل اصولي در استنباطهاي فقهي است. به مناسبت، بعضي از نكات رجالي (مانند وثاقت من يروي عنه احد الثلاثة، قاعده تعويض سندي و...) را طرح كرده است، در شرح كتاب الطهارة، «طهارت كتابي‏» را بسيار جالب طرح و بحث كرده و سزاوار است‏به طور جداگانه نيز چاپ شود;

8 - البنك اللاربوي في الاسلام;

9 - خطوط تفصيلية عن اقتصاد المجتمع الاسلامي;

10 - خلافة الانسان و شهادة الانبياء;

11 - دروس في علم الاصول. اين اثر ارزشمند يك دوره كامل اصول است، براي مشتغلان به «سطح‏» كه جهت تدريس در سه سطح ابتدايي و متوسطه و عالي نگاشته شده و هر دوره، مباحث دوره قبلي را داراست و به نحوي تاليف شده كه طلاب را به تدريج و گام به گام - در سه مرحله - براي ورود به دوره خارج اصول آماده مي‏كند.

12 - رسالتنا. مجموعه سرمقاله‏هاي شهيد صدر است كه پيش‏تر در مجله الاضواء منتشر مي‏شده است;

13 - صورة عن اقتصاد المجتمع الاسلامي، اين رساله، اولين بخش از يك طرح كلي و فشرده در باره نظام اقتصادي در جامعه اسلامي است;

14 - غاية الفكر في علم الاصول. اين كتاب نخستين اثر شهيد صدر در علم اصول است كه در 22 سالگي نگاشته;

15 - الفتاوي الواضحة. اولين اثر فقهي و نيز رساله عمليه ايشان است كه فكر عميق و دگرگون كننده او را در فقه نشان مي‏دهد;

16 - فدك في التاريخ. اين كتاب نابه‏كاري‏هاي پس از وفات پيامبر صلي الله عليه وآله را آشكار ساخته و جنايت‏هاي رندانه دشمنان حضرت زهرا عليها السلام را بيان كرده است، جالب توجه است كه شهيد صدر اين اثر را در سنين 14 - 17 سالگي نگاشته است.

17 - فلسفتنا;

18 - لمحة فقهية عن مشروع دستور الجمهورية الاسلامية في ايران;

19 - ماذا تعرف عن الاقتصاد الاسلامي؟;

20 - مدرسة القرآنية: 1) التفسير الموضوعي والتفسير التجزييي في القرآن الكريم، 2) السنن التاريخي في القرآن الكريم. عنوان ديگر اين مجموعه، «مقدمات في تفسير الموضوعي للقرآن‏» است و با دو عنوان انسان مسؤول و تاريخ ساز و سنت‏هاي تاريخي در قرآن به فارسي ترجمه شده است;

21 - المرسل والرسول والرسالة. اين كتاب تحت عنوان موجز في اصول الدين نيز چاپ شده و در مقدمه الفتاوي الواضحة هم به چاپ رسيده است;

22 - المعالم الجديدة للاصول. اقتباس و خلاصه كتاب معروف معالم الاصول است كه بنا به تقاضاي دانشكده اصول دين در بغداد نوشته شد. امتياز اين كتاب بر معالم الاصول علاوه بر ايجاز، درج تكامل تاريخي علم اصول و تاريخچه اجتهاد است;

23 - منابع القدرة في الدولة الاسلامية. اين رساله، پنجمين بخش از مجموعه الاسلام يقود الحياة است و در آن، منشا و انگيزه و هدف از قدرت در حكومت اسلامي بحث و تبيين شده است;

24 - المنطق الوضعي واليقين الرياضي في الفلسفة;

25 - منهاج الصالحين... والتعليقة عليه. مؤلف منهاج، آية‏الله العظمي حكيم است و شهيد صدر بر آن حاشيه و تعليق نگاشته‏اند;

26 - موجز احكام الحج;

27 - نظرة عامة في العبادات. اين رساله در پايان كتاب الفتاوي الواضحة نيز چاپ شده و ترجمه فارسي هم دارد.

ب) آثار چاپ نشده
برخي از آثار ارزشمند شهيد صدر كه اسامي آن‏ها در ذيل آمده، تاكنون چاپ نشده است:

1 - تعليقه‏اي بر «صلاة الجمعة‏» از كتاب شرايع الاسلام;

2 - تعليقه‏اي بر رساله عمليه مرحوم آية‏الله شيخ محمد رضا آل‏ياسين موسوم به بلغة الراغبين;

3 - تعليقه‏اي بر «مناسك الحج‏» استادشان مرحوم آية‏الله العظمي خويي;

4 - دراسات في الفلسفة الاسلامية المقارنة. مجموعه محاضرات آن شهيد بزرگوار است كه بر افاضل و خواص شاگردانش در منزل افاضه كرده و يكي از شاگردانشان آن دفاتر را شروع به استنساخ كرده است، ولي پس از آن كه كتابخانه ايشان مصادره شد، تاكنون اطلاعي از آن در دست نيست;

5 - العقيدة الالهية في الاسلام كه شهيد صدر در حاشيه كتاب فدك في التاريخ (بيروت، دارالتعارف، 1980 م، ص 92 و 134) بدان اشاره كرده است.

ج) تقريرات
1 - بحوث في علم الاصول، هفت مجلد (به ترتيب در 391، 442، 455، 456، 524، 368 و 427 صفحه)، ناشر: المجمع العلمي للشهيد الصدر قدس سره، قم، 1405 ق.

تقريرات اصول آن شهيد پاكباخته است، شامل مباحث دليل لفظي، حجت و اصول عمليه كه آية‏الله سيد محمود هاشمي آن را نگاشته‏اند.

2 - مباحث الاصول. آية‏الله سيد كاظم حسيني حايري، دفتر تبليغات اسلامي، قم، 1407، ج 1، 168 (مقدمه) + 432 صفحه، وزيري.

اين كتاب، تقريرات اصول شهيد صدر است و مباحث آن عبارتند از: 1) حجيت قطع; 2) تجري; 3) اقسام قطع; 4) موافقت التزامية; 5) دليل عقلي; 6) علم اجمالي.

شمه‏اي از ويژگي‏هاي اخلاقي
1 - علاقه و توسل به ايمه اطهار عليهم السلام
او خود در اين باره نقل مي‏كند:

در ايام طلبگي‏ام، هر شب، يك ساعت‏به حرم امام امير المؤمنين عليه السلام مي‏رفتم و در برابر قبر آن حضرت مي‏نشستم و به درس‏ها و مطالب علمي خود فكر مي‏كردم. معتقد بودم كه از جو حرم و روح پاك و مطهر اميرالمؤمنين الهام مي‏گيرم. پس از مدتي، اين كار را ترك كردم و كسي هم غير از خداي خودم خبر نداشت.

چندي بعد، يكي از بانوان اقوام ايشان، حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام را به خواب مي‏بيند كه مي‏فرمايد: «به باقر بگوييد او هر شب مي‏آمد و نزد ما درس مي‏خواند، چرا اين كار را ترك كرده است‏».

2 - بزرگواري
يكي از شاگردان استاد شهيد، راه خويش را از او جدا كرد و در غياب، استاد را مورد حمله قرار مي‏داد و از او بدگويي مي‏كرد. روزي كه در محضر ايشان بوديم از آن شخص سخن به ميان آمد. فرمودند من هنوز او را عادل مي‏دانم. آن چه او مي‏گويد: به خاطر اعتقاد خطايي است كه پيدا كرده است نه از روي بي‏توجهي به دين. (5)

3 - بلندهمتي
مي‏فرمودند: در ايامي كه مشغول تحصيل بودم، هر روز به قدر پنج طلبه پركار، درس مي‏خواندم. (6)

4 - عزت نفس
شيخ نعماني، يكي از شاگردان شهيد صدر كه در ايام حبس در منزل، همراه ايشان بوده گويد:

«در ايام حبس، عده‏اي از مؤمنان براي ايشان مبلغي پول فرستادند، ولي امتناع كرده و با وجود احتياج شديد، قبول نمي‏كردند. عرض كردم شما در اين زمان احتياج به پول داريد و شايد مدتي همين طور بمانيد. در جواب فرمودند: «مرحوم پدرم، سيد حيدر، شبي كه از دنيا رفتند، هيچ خوراكي در منزل باقي نگذاشته بودند كه شام ما باشد. پس من و برادرم سيد اسماعيل و خواهرم آمنه شب را گرسنه خوابيديم، چون پولي نداشتيم كه چيزي بخريم. اكنون ميان من و ملاقات پروردگار مانعي نيست جز اين كه اين ظالمان بيايند و مرا بكشند و به اجداد طاهرينم خود ملحق كنند. پس مال براي چه بيندوزم؟». (7)

5 - اهتمام به امور مسلمين
شهيد صدر نه فقط به حل مشكلات ملت مسلمان عراق مي‏پرداخت، (8) بلكه رسيدگي به مشكلات همه مسلمانان در كشورهاي اسلامي و غيراسلامي اهتمام مي‏ورزيد به ويژه ملت ايران كه از سال 1342 تا لحظه شهادت آن را پي‏گيري مي‏كرد.

در سن 27 سالگي، پس از آن كه رژيم شاه، اسراييل را به رسميت‏شناخت، به اين عمل ننگين و ضد اسلامي و ضد فلسطيني شاه اعتراض كرده و آن را به شدت محكوم كرد.

هنگامي كه سادات خاين سرسپردگي خود را با رفتن به بيت‏المقدس اشغالي و امضاي قرارداد كمپ ديويد در سال 1399 ق اظهار كرد، آية‏الله شهيد صدر در تلگرافي اين عمل را محكوم كرد و او را از عذاب خداوند برحذر داشت. و تاكيد كرد كه ملل مسلمان، نااميدي و سرسپردگي را نمي‏شناسد و اين امت تا بازگشت نخستين قبله مسلمانان به آغوش خويش، از پاي نخواهند نشست.

هنگامي كه ملت مسلمان افغانستان بر ضد تجاوز شوروي سابق شوريد، آية‏الله شهيد، غم بزرگ اين ملت را مي‏شناخت و اعلاميه‏اي مبني بر محكوميت تجاوز به حريم اسلام و آزادي يك ملت و سبك شمردن ارزش‏هاي انساني، انتشار داد و افزود كه اين تجاوز، عقيده و ايمان ملت افغان را به دين حنيف اسلام پايدارتر خواهد كرد.

افزون براين، به همه امور مسلمانان جهان اهتمام مي‏رزيد و نمايندگاني براي بررسي اوضاع مسلمانان به اروپا گسيل مي‏داشت.

6 - شجاعت
هنگامي كه مزدوران رژيم بعث، فرزند برومند آية‏الله حكيم را بازداشت كردند و ديگران از بيم حمله و تعدي مزدوران رژيم نمي‏توانستند به منزل آية‏الله حكيم بروند، آية‏الله شهيد صدر، اولين كسي بود كه بي‏پروا به آن منزل رفت و در باره اين عمل گفت: «ما بايد اعلاميه‏اي مبني بر مخالفت‏با اقدامات وحشيانه رژيم، صادر كرده و به امضا برسانيم; هر چند كه اين كار به كشته شدن ما تمام شود».

در پي شهادت آية‏الله مطهري، آية‏الله صدر مجلس ترحيمي در مسجد شيخ طوسي در نجف اشرف برگزار كرد و از طرف حكومت‏خونخوار بعثي، هياتي نزد او آمد و گفتند: «مطهري يك فرد ايراني است و ما عربيم چگونه مجلس ترحيم براي او برگزار مي‏كنيد؟» آية‏الله صدر در پاسخ گفتند: «من، آن چه به آن معتقدم عمل مي‏كنم و به قوميت و مرزهاي بين‏المللي توجهي نمي‏كنم و آن را قبول ندارم. اين موضع من است و از آن عقب‏نشيني نخواهم كرد».

7 - ژرف‏نگري
حجة‏الاسلام آصفي، يكي از شاگردان شهيد صدر، نقل مي‏كنند كه ايشان مي‏فرمود:

«بعضي از آقايان همه تلاش خود را صرف مبارزه با منكرات كوچك جامعه مي‏كنند و منكرات و دزدي‏هاي بزرگ را از ياد برده‏اند. غارت نفت، ثروت‏هاي زيرزميني، ذخاير، منابع و معادن، به انحراف كشاندن جوانان و نيروهاي انساني را به عنوان گناه و معصيت نمي‏شناسند، و فقط اگر گناه كوچكي در محل زندگي خود ببينند، به دست و پا مي‏افتند و با آن مبارزه مي‏كنند».

8 - مرجعيت‏با خانه استيجاري
آية‏الله شهيد، در طول زندگي، اجاره‏نشين بودند و در خانه محقري زندگي مي‏كردند. تاجر صالحي، مبلغي جهت‏خريد منزل به ايشان مي‏دهد، اما قبول نمي‏كنند و مي‏گويند: «مرجعيت‏با اجاره‏نشيني هم ممكن است‏». تاجر مي‏گويد: «پس با اين پول براي فرزندانتان خانه بخريد»، در پاسخ مي‏فرمايد: «فرزندانم به من تاسي كنند كه اجاره نشينم، پدرم هم منزل شخصي نداشت!». (9)

9 - ايثارگري در نيازمندي
در اوايل زندگي ايشان كه بسيار به عسرت گذشت كه حتي نقل مي‏كنند عبايشان وصله داشت، يك نفر ايراني، عباي ناييني بسيار گراني برايشان هديه مي‏آورد، ولي از آن استفاده نكرده مي‏فروشند و از قيمت آن ده عباي معمولي مي‏خرند و بين طلاب نجف توزيع مي‏كنند. اين سيره مستمره ايشان بود كه هرگاه برخي از تاجران كه مقلد او بودند، پارچه و لباسي مي‏آوردند، به طلاب مي‏دادند، به مفاد اين آيه عمل مي‏كردند: « و يؤثرون علي انفسهم ولو كان بهم خصاصة (10) ». (11)

شهيد صدر، امام و انقلاب
آية‏الله سيد محمود هاشمي در باره رابطه شهيد صدر با حضرت امام قدس سره مي‏گويد:

شهيد صدر پيش از پيروزي انقلاب اسلامي ايران، با امام امت ارتباط داشت. او در ابتداي حركت و نهضت امام در قم، يكي از مدافعان اصلي اين حركت در حوزه علميه و ميان علماي روشنفكر و آگاه به شمار مي‏رفت و پس از ورود امام به نجف اشرف همواره ميان ايشان و امام امت ارتباط برقرار بود. هنگامي كه امام بحث ولايت فقيه و حكومت اسلامي را در بحث‏هاي خارج خود مطرح كردند، شهيد صدر از اين بحث استقبال كرده و در مقابل كساني كه در حوزه انتقاد مي‏كردند، دستور داد كه كليه شاگردانش جزوه‏هاي ولايت فقيه امام را خريداري و استفاده كنند. او آن را يك فتح بزرگ كه به دست‏يك مرجع تقليد و براي اولين بار با اين صراحت و جرات و روشني و قاطعيت مطرح مي‏گرديد، اعلام كردند. و اين خود يكي از علل دشمني برخي از عوامل ضدانقلاب در حوزه با ايشان و هم‏چنين حساسيت رژيم شده بود. هم‏چنين، وقتي كه رژيم پليد بعث‏به دستور شاه مخلوع ايران، امام را تحت فشار و منزل ايشان را تحت كنترل قرار داد و سپس، رفت وآمد به آن را ممنوع كرد، شهيد صدر از جمله كساني بود كه در آن خفقان شديد و با حساسيتي كه نسبت‏به او بود، مبادرت به زيارت و ديدار ايشان كرد و پس از سفر امام به پاريس، نامه سرگشاده‏اي در تاييد انقلاب اسلامي و حقيقت اين نهضت‏بزرگ به رهبري مرجعي بزرگ و آگاه، فرستاد.

شهيد صدر، انقلاب اسلامي ايران را طليعه ظهور مجدد اسلام و مقدمه برپايي حكومت جهاني اسلام و رهبري انقلاب را، رهبري صددرصد اسلامي و واجب الاطاعة مي‏دانست. پس از پيروزي انقلاب، سلسله بحث‏هايي را به عنوان اسلام، رهبر زندگي نگاشته كه آن‏ها جهت هديه به انقلاب اسلامي و توضيح ابعاد مكتب انقلابي اسلام است و بارها تجديد چاپ شده است.

جلوه‏هايي كوتاه از آرا و افكار بلند
1 - اجتهاد واقعي
شهيد آية‏الله صدر در كتاب سنت‏هاي تاريخ در قرآن اشاره مي‏كند كه اجتهاد واقعي وقتي تحقق مي‏يابد كه مجتهد، در متن زمان حضور يابد و واقعيت‏ها و پديده‏هاي گوناگون سياسي، اجتماعي، اقتصادي و... را بشناسد. سپس در چارچوب اصول متخذه از قرآن و سنت، پاسخ آن‏ها را بيابد. وي معتقد به گسترش افقي فقه بود:

كار تحقيق مسايل فقهي از واقعيت‏هاي عيني، در زمان شيخ طوسي يا محقق حلي (اعلي الله مقامهما) با محدوديت‏هاي زمان شروع مي‏شود. زيرا واقعيت‏هاي زندگي آن‏ها فقط مي‏توانست نيازهاي زمان خود آن‏ها را كفايت كند و براي زمان ما، مسايل آن زمان كافي نيست. مثلا معاملاتي از قبيل اجاره، مزارعه، مساقات و مضاربه، نشان دهنده بازار هزار يا هشتصد سال پيش است، حال آن كه بازار امروز براي معاملات ديگر و انواع ضوابط اقتصادي جديد تشكيل شده است. فقه امروز بايد همان‏گونه كه در دست دانشمندان گذشته بود و بدان عمل مي‏شد; يعني هر چه در زندگي‏شان پديد مي‏آمد، فقه روي آن عكس‏العمل نشان مي‏داد تا حكمش را از دين استخراج كند، در دست دانشمندان زمان ما نيز بايد، به طور واقعي، مسايل روزمره را مورد تحقيق و بررسي قرار داده، حكم آن را از اصول كلي اسلام استنباط كنند تا از لحاظ افقي نيز گسترش لازم را پيدا كند.

2 - مسؤوليت‏خطير حوزويان
شهيد آية‏الله صدر در باره مسؤوليت‏خطير علماي حوزه در قبال جوانان - كه سال‏ها پيش در نجف اشرف در جمع روحانيان آن حوزه مقدسه ايراد شده و حاكي از ژرف‏نگري، تعهد، مسؤوليت‏شناسي و دردمندي آن شهيد بزرگوار است - مي‏گويد:

چرا بايد فرزندان همين سرزمين يا بعضي از آنان، موضع دشمني و كينه و حسد در برابر اين حوزه بگيرند و درصدد حمله به آن باشند؟!

آيا تصور نمي‏كنيد كه اين جنايت ماست، پيش از آن كه جنايت آنان باشد؟ مسؤوليت ماست پيش از آن كه مسؤوليت آنان باشد؟ چون ما، با آنان برخورد فعال نداشته‏ايم. با اجداد و پدرانشان كار كرده‏ايم و با آنان نه؟ اين نسل‏هايي كه امروزه به ما كينه مي‏ورزد و در انتظار انتقام‏جويي از ماست، به اين دليل است كه احساس مي‏كند ما تنها با مردگان سر و كار داريم و زندگان را اصلا در نظر نمي‏آوريم; از اين رو به ما كينه مي‏ورزد و مترصد فرصتي براي ضربه زدن به ماست، چون ما خدمتي به اين نسل‏ها نكرده‏ايم، چون در كنار آنان نبوده‏ايم و با آنان برخورد فعال نداشته‏ايم.

من از يك سال پيش و بلكه بيش‏تر از آن با برادران و با عزيزان بارها سخن گفته‏ام و توصيه كرده‏ام اگر هر يك از اهل علم، يك جلسه تربيتي و تبليغي، در نجف اشرف، متشكل از پنج نفر از جوانان - نه بيش‏تر -، تشكيل مي‏دادند، امروزه داراي پايگاهي مردمي متشكل از هزاران تن بوديم و مردم و بچه‏هاي اين سرزمين احساس مي‏كردند كه ما در كنار آنان هستيم و با آنان برخوردي فعال داريم; احساس مي‏كردند كه به آنان مي‏انديشيديم و خدمت مي‏كنيم; وجودمان به وجود آنان مرتبط و پيوسته است; زندگي‏مان منبع فيض و بركت‏براي آنان است و مصدر خدمتي براي آنان هستيم.

اما ما چنين نكرده‏ايم، با آنان نبوده‏ايم و طبيعي است كه آنان نيز در كنار ما نباشند; چون ما هم با آنان كاري نداشته‏ايم. بنابراين، بايد در دگرگون كردن روش‏هاي كار بينديشيم، بايد همواره در جست‏وجوي روش‏هاي بهتر و برتر باشيم. (12)

شهادت
سرانجام، پس از بيست‏سال مبارزه، رژيم عراق با اميد اين كه آتش شعله‏ور انقلاب اسلامي در عراق را خاموش كند، در روز شنبه شانزدهم فروردين 1359 مزدوران صدام تكريتي به منزل آية‏الله صدر يورش برده و ايشان را در سياهچال‏هاي رژيم فاشيستي بعث عراق زنداني مي‏كنند و صبح روز بعد مزدوران و دژخيمان صدام به منزل آية‏الله صدر ريخته و خواهر مظلومه و مكرمه و دانشمند ايشان، نويسنده معروف عراق، علويه «بنت الهدي‏» را نيز دستگير و به طرف بغداد مي‏برند و در شب سه‏شنبه 19 فروردين 1359 آية‏الله مجاهد صدر همراه با خواهر مكرمه و دانشمندش به دست مزدوران امپرياليسم جهانخوار و صهيونيسم بين‏المللي يعني صدام تكريتي - در يكي از زندان‏هاي نظامي بغداد - به فيض شهادت نايل مي‏شوند. سلام عليهما يوم ولدا و يوم استشهدا و يوم يبعثان حيا. (13)

در شب چهارشنبه بيستم فروردين دژخيمان بعث عراق به منزل پسر عموي ايشان آية‏الله سيد محمد صادق صدر در نجف اشرف رفته و با حالت‏بسيار فجيعي ايشان را از منزل بيرون كشيده و به غسالخانه نجف اشرف كه در وادي‏السلام واقع است مي‏برند و جسد دو شهيد را تحويل وي داده و با تهديدهاي شديد از او مي‏خواهند كه به هيچ وجه خبر شهادت را منتشر نكند و در صورت نشر خبر، او را تهديد به قتل مي‏كنند و منزلش را هم تحت كنترل شديد قرار مي‏دهند.

آية‏الله سيد محمد صادق صدر، كه خود جسد مبارك آية‏الله شهيد صدر را غسل داده، گفته است: «به هنگام غسل، آثار شكنجه قرون وسطايي بر بدن ايشان نمودار بود و جسد شهيد آية‏الله صدر غرقه به خون و نيلگون شده بود و با اين كه وزن معظم‏له سنگين بود، ولي بسيار لاغر به نظر مي‏رسيد و محاسن مباركش كاملا سوخته بود».

پس از مراسم غسل و كفن آية‏الله صدر و خواهرش در جوار قبر مطهر حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام و در مقبره خانوادگي خود كه به نام مقبره مرحوم آية‏الله شرف‏الدين است، در كنار قبر برادرش سيد اسماعيل صدر به خاك سپرده شدند. (14) در اين جا بايد افزود كه قتل فجيع و شتابزده آية‏الله صدر، با تجربيات استكبار جهاني و آمريكا از پانزدهم خرداد 1342 و تبعيد امام و سپس رهبري انقلاب اسلامي ايران، در رابطه است. آن‏ها اين بار ديگر معطل نشدند. آمريكا و شاه معتقد بودند كه امام را نبايد زنده مي‏گذاشتند و صدام در شهادت آية‏الله صدر گفت: «ما سيد صدر را كشتيم تا يك خميني ديگر در عراق پيدا نشود. ولي غافل از اين كه:

كه گفت كه آن زنده جاويد بمرد؟

كه گفت كه آفتاب اميد بمرد؟

آن دشمن خورشيد برآمد بربام

دو چشم ببست و گفت‏خورشيد بمرد

گزيده‏هايي از پيام‏ها
1 - بخشي از پيام تاريخي شهيد صدر به ملت مسلمان عراق
اي ملت عظيم و شريف عراق! من در اين لحظات حساس كه دچار چنين مصيبت‏بزرگي شده‏ايد و هم‏چنان به مبارزه پيگير خود ادامه مي‏دهيد، با تمام طوايف و گروه‏ها سخن مي‏گويم، با عرب، كرد، سني، شيعه، زيرا اين دردها و رنج‏ها تنها به يك مذهب و يا نژاد مشخص اختصاص ندارد همان‏گونه كه همه ملت عراق در اين دردها و رنج‏ها شريكند، بايد در مبارزه و جهاد قهرمانانه خود نيز در كنار هم شركت جويند.

اين جانب از آن زمان كه خود را شناخته و مسؤوليت‏خود را در ميان مردم تشخيص داده‏ام، موجوديت‏خود را به طور يكسان وقف شيعه و سني و عرب و كرد كرده‏ام. زيرا من از مكتبي دفاع مي‏كنم كه همه آن‏ها را يكسان مي‏داند... تاكنون در فكر و هستي من چيزي جز اسلام كه راه رهايي و هدايت همگان است نبوده است. پس اي برادر و فرزند اهل تسنن، من به همان اندازه با توام كه با برادر و فرزند اهل تشيع و من به همان اندازه با شمايم كه شما با اسلاميد و اين چراغ هدايت اسلام عظيم را به خاطر رهايي عراق از كابوس وحشتناك زور و ستم با خود به دوش مي‏كشيد و بدانيد كه طاغوت و يارانش مي‏كوشند تا به برادران اهل تسنن چنين القا كنيد كه مساله مهم و اساسي، مساله بين شيعه و سني است. زيرا مي‏خواهند پيروان تسنن را از مبارزه عليه دشمن مشترك غافل ساخته و او را از ميدان كنار نگه دارند....

اي برادران و فرزندان من!

اي مردم موصل و بصره!

اي فرزندان بغداد و كربلا و نجف!

اي مردم سامرا و كاظميه...!

اي مردم عماره و كوت و سليمانيه... عراق! در هر كجا كه هستيد، من با شما پيمان مي‏بندم كه براي شما زيسته و به خاطر شما براي اسلام و قرآن تلاش كنم; زيرا تنها هدف حال و آينده شما هستيد و بس. پس وحدت داشته باشيد و صفوف خود را تحت لواي اسلام فشرده سازيد.

... اي ملت‏بزرگ، امروز يك بلايي هولناك به دست آدم‏كشان و قاتلاني كه از غضب و خروش ملت‏به ترس افتاده و شما را با زنجيره‏هايي از آهن، استبداد و وحشت زنداني كرده‏اند، گرفتار شده‏ايد. آدم‏كشان چنين مي‏پنداشته‏اند كه با اين كار خود احساس عزت و كرامت را از ملت گرفته و آنان را از هر گونه پيوندي با دين و حضرت محمد صلي الله عليه وآله جدا ساخته‏اند تا اين جمعيت ميليوني قهرمان و مؤمن و سرافراز عراق را به عروسك و ماشين‏هايي تبديل كرده تا به طور دلخواه بر آن‏ها حكومت رانده و ولاي عفلق و امثال او (مزدوران تبشير و استعمار) را به جاي ولاي محمد و علي (صلوات‏الله عليهما) به آن‏ها تحميل كنند....

در اين هنگام كه عمق فاجعه‏اي را كه بر تو اي ملت من و پدران و نياكانم مي‏گذرد، درك مي‏كنم، ايمان واثق دارم كه شهادت اين علما و به شهادت رسيدن بهترين جوانان برومند و سرافرازت در زير شكنجه‏هاي عفلقيان نتيجه‏اي جز ايمان بيشتر، پايداري روزافزون و تصميم قاطع تو در پيمودن اين راه تا سرحد شهادت و يا پيروزي نخواهد داشت....

من به شما فرزندان برومندم اعلام مي‏كنم كه من بر شهادت تصميم گرفته‏ام و شايد اين آخرين حرفي است كه از من مي‏شنويد. بدانيد كه درهاي بهشت‏براي استقبال كاروان‏هاي شهدا - تا وقتي كه خداوند پيروزي را نصيبتان فرمايد - باز شده‏اند. شهادت بي‏اندازه گواراست. پيامبر صلي الله عليه وآله در مورد آن فرمود كه آن «حسنة لاتضر معها سيية‏» و شهيد با شهادت خويش تمام گناهان خود را - هر چند زياد - پاك خواهد كرد.

پس هر مسلماني در عراق و هر عراقي در خارج از عراق، بايد آن چه را كه در توان داشته، حتي اگر به قيمت زندگي‏اش تمام شود، براي ادامه جهاد و مبارزه به منظور نابود كردن اين كابوس، از روي سر عراق عزيز و آزادي آن از دست اين تبهكاران ضد انسان انجام دهد و تا استقرار نظامي صالح و نيك و شرافتمند كه متكي بر اسلام باشد كوشش كند». (15) دهم شعبان 1399

2 - گزينه‏اي از پيام شهيد صدر به ملت مسلمان ايران به مناسبت پيروزي

در خود احساس عزت و افتخار بسيار مي‏كنم و اين احساس سراسر وجودم را فرا مي‏گيرد آن گاه كه با اين ملت عظيم، ملت مسلمان ايران سخن مي‏گويم. ملتي كه با جهاد و خون و دلاوري‏هاي بي‏نظير خود، تاريخ اسلام را از نو نوشت و تجسم و تجلي زنده و گويايي از روزهاي نخستين اسلام با همه درخشاني‏هايش گرديد.

اين احساس من آن گاه عمق مي‏يابد كه اين ملت را در برابر لحظه‏اي بزرگ مي‏يابم كه نه تنها نقطه عطفي در تاريخ اين ملت كه آغاز دوران جديدي در حيات امت اسلامي شد. اين لحظه، هنگامي است كه اين ملت مجاهد مي‏خواهد با «آري‏» گفتن خويش به جمهوري اسلامي كه رهبر گرانقدر، آية‏الله العظمي امام خميني پايه‏گذار آن است، ايمان راستين و وفاداري شگرف خويش را به اسلام نشان دهد، و اين خود مرحله نويني در حيات مسلمين گشوده و آنان را از ظلمت جاهليت‏به نور توحيد رهنمون خواهد گشت....

... شكي نيست كه شما مردم پرتوان ايران با برگزيدن جمهوري اسلامي به عنوان روش زندگي و چارچوب حكومت، به اداي فريضه‏اي از بزرگ‏ترين فريضه‏هاي خداوند تعالي دست‏يازيده‏ايد و هدفي را پي گرفته‏ايد كه پيامبر بزرگ اسلام زندگاني گرانقدر خويش را بر سر آن نهاده و اميرمؤمنان علي عليه السلام به خاطرش با قاسطين و مارقين و ناكثين به ستيز پرداخته و رهبر آزادگان امام حسين عليه السلام آخرين قطرات خون پاكش را در راه آن نثار كرده است. شما با اين گزينش پر ارج، اهداف والاي خون‏هاي پاكي را كه سيزده قرن پيش از اين در ميدان كربلا بر زمين ريخت، محقق مي‏سازيد... بايد امروز هم با همان توان و بهره‏مند از همان مكتب، در تحقق بخشيدن به آرمان‏هاي اسلامي خود بكوشيد....

پيام تسليت امام خميني قدس سره به مناسبت‏شهادت شهيد صدر
بسم الله الرحمن الرحيم

انا لله و انا اليه راجعون

با كمال تاسف، حسب گزارش جناب آقاي وزيرامورخارجه، كه از منابع متعدده و مقامات كشورهاي اسلامي به دست آورده است، و حسب گزارشاتي كه از منابع ديگر به دست آمد، مرحوم آية‏الله شهيد سيد محمد باقر صدر و همشيره مكرمه مظلومه او - كه از معلمين دانش و اخلاق و مفاخر علم و ادب بود - به دست رژيم منحط بعث عراق با وضع دلخراشي به درجه رفيعه شهادت رسيده‏اند. شهادت، ارثي است كه امثال اين شخصيت‏هاي عزيز از مواليان خود برده‏اند و جنايت و ستمكاري نيز ارثي است كه امثال اين جنايتكاران تاريخ از اسلاف ستم پيشه خود مي‏برند. شهادت اين بزرگواران كه عمري را به مجاهدت در راه اهداف اسلام گذرانده‏اند، به دست اشخاص جنايتكاري كه عمري به خونخواري و ستم‏پيشگي گذرانده‏اند، عجيب نيست. عجيب آن است كه مجاهدان راه حق در بستر بميرند و ستمگران جنايت پيشه، دست‏خبيث‏خود را به خون آن‏ها آغشته نكنند. عجيب نيست كه مرحوم صدر و همشيره مظلومه‏اش به شهادت نايل شدند، عجيب آن است كه ملت‏هاي اسلامي و خصوصا ملت‏شريف عراق و عشاير دجله و فرات و جوانان غيور دانشگاه‏ها و ساير جوانان عزيز عراق از كنار اين مصيبت‏بزرگ، كه به اسلام و اهل‏بيت رسول الله صلي الله عليه وآله وارد مي‏شود، بي‏تفاوت بگذرند و به حزب ملعون بعث فرصت دهند كه مفاخر آنان را يكي پس از ديگري مظلومانه شهيد كنند. و عجيب‏تر آن كه ارتش عراق و ساير قواي انتظامي آلت دست اين جنايتكاران واقع شوند و در هدم اسلام و قرآن كريم با آن كمك كنند.

من از رده بالاي قواي انتظامي عراق مايوس هستم، ليكن از افسران و درجه‏داران و سربازان مايوس نيستم و از آنان چشمداشت آن دارم كه يا دلاورانه قيام كنند و اساس ستمكاري را برچينند، همان سان كه در ايران واقع شد، و يا از پادگان‏ها و سربازخانه‏ها فرار كنند و ننگ ستمكاري حزب بعث را تحمل نكنند. من از كارگران و كارمندان دولت غاصب بعث مايوس نيستم و اميدوارم كه با ملت عراق دست‏به دست هم دهند و اين لكه ننگ را از كشور عراق بزدانيد. من اميدوارم كه خداوند متعال، بساط ستمگري اين جنايتكاران را درهم پيچد.

اين جانب براي بزرگ‏داشت اين شخصيت علمي و مجاهد، كه از مفاخر حوزه‏هاي علميه و از مراجع ديني و متفكران اسلامي بود، از روز چهارشنبه سوم ارديبهشت‏به مدت سه روز عزاي عمومي اعلام مي‏كنم و روز پنجشنبه چهارم ارديبهشت را تعطيل عمومي اعلام مي‏نمايم. و از خداوند متعال خواستار جبران اين ضايعه بزرگ و عظمت اسلام و مسلمين مي‏باشم.

والسلام علي عبادالله الصالحين

روح الله الموسوي الخميني

3/2/1359

منابع و مآخذ عمده مقاله (16)
اطلاعات، شماره 17272 (20/1/1363); شماره 17563 (20/1/1364).

پليس انقلاب، شماره دوم، فروردين 1361.

پيام انقلاب، شماره 82 (27/1/1362); شماره 83 (10/2/1362) و 108 (25/1/1363).

تيوري شناخت در فلسفه ما (مقدمه).

جمهوري اسلامي، شماره‏هاي 1405 (19/1/63)، 1696 (19/1/64) و 2275 (19/1/66).

جهاد، (نشريه صداي انقلاب اسلامي افغانستان) شماره 23 (ماه رمضان 1410 ق).

رسالت، شماره 357 (19/1/66).

الشاهد الشهيد، (اضواء علي حياة الامام الشهيد - 2) به قلم ع. نجف.

طرح گسترده اقتصاد اسلامي (مقدمه).

كيهان، شماره‏هاي 11546 (18/1/61)، 11547 (19/1/61) و 13582 (19/1/68).

هفته نامه بعثت، (26/1/69).

پي‏نوشت‏ها:

1) به لحاظ اين كه صفحات مجله محدود و بناي اين مقال براختصار است، اسامي بيش از شصت تن از شاگردان، حذف گرديد.

2) مثلا: اصل حق الطاعة در كل شبهات كه اصلي است در مقابل قاعده «قبح عقاب بلا بيان‏»; قانون تزاحم حفظي در مقابل تزاحم ملاكي و تزاحم امتثالي; اصل عدم تنافي اصول متوافقه; استصحاب طهارت و قاعده طهارت در يك جا با هم، به خلاف مشهور كه قايلند، جاري نمي‏شود.

3) هفته نامه 19 دي (بعثت)، مورخه 18/1/61; گفت‏گو با حجة‏الاسلام والمسلمين، سيد محمد باقر حكيم، از شاگردان و ياران وفادار و نزديك آن شهيد، نقل، با اندكي تلخيص و تغيير.

4) كيهان فرهنگي.

5) از خاطرات آية‏الله سيد كاظم حايري كه در مقدمه مباحث الاصول نگاشته‏اند (نقل از قواعد كلي استنباط، ج 1، ص 22 و 23).

6) از خاطرات آية‏الله سيد كاظم حايري كه در مقدمه مباحث الاصول نگاشته‏اند (نقل از قواعد كلي استنباط، ج 1، ص 22 و 23).

7) قواعد كلي استنباط، ص 51 - 52.

8) از جمله گفته‏اند: رژيم حاكم در عراق چندين بار سعي كرد كه از آية‏الله صدر، فتوايي در تاييد سركوبي مسلمانان كرد شمال عراق بگيرد. ولي ايشان با اين امر مخالفت كرد و نماينده رژيم را از منزلشان اخراج كرد و از موضع آية‏الله حكيم كه فرموده بود: «نه كشتار، نه جدايي، جاي قاتل و مقتول هر دو در جهنم است‏» پشتيباني كرد.

9) از يادداشت‏هاي پراكنده راقم كه از بعضي شاگردان و نزديكان شهيد صدر شنيده است.

10) حشر (59): 9.

11) ماخذ شماره 1.

12) اطلاعات، شماره 18444 (13/1/67) ص 3; اين سخنراني در بهار سال 1348 شمسي در نجف اشرف به عربي ايراد شده و آن چه در متن آمده، بخشي از آن است.

13) آية‏الله صدر پيش از شهادت به شدت شكنجه مي‏شود و از او مي‏خواهند كه فقط چند كلمه در رد انقلاب اسلامي ايران و رهبريش بنويسد تا او را رها كنند اما پايبندي آن بزرگوار به اسلام و ايمانش به انقلاب اسلامي موجب شد تا شهادت را برگزيند.

14) از شهيد صدر شش فرزند به يادگار ماند، يك پسر به نام آقا سيد جعفر و پنج دختر.

15) كيهان، شماره 12128 (20/1/1363) ص 3.

16) در تهيه اين مقاله، افزون بر منابعي كه در متن آمده، از رهنمون‏هاي برخي از اعاظم شاگردان صاحب ترجمه (كثرالله امثالهم) نيز از حجج اسلام آقايان سيد حامد حسيني و شيخ ابوآمنه بهره برديم كه بدين وسيله از اظهار لطف همه آن عزيزان تشكر و قدرداني مي‏شود، شكرالله مساعيهم.

نويسنده: حسن فخر الشريعه

سايت ابنا