نقد و بررسي كتاب ((خرافات وفور در زيارات قبور)) نوشته سيد ابوالفضل برقعي -5

عالم قبر و برزخ در سخنان حضرت علي عليه السلام (4)
در قسمت پيشين با استناد به فرمايش حضرت مولي الموحدين علي عليه السلام بيان كرديم كه انسان خردمند و مومن پس از عبور از گذرگاه دنيا در قبر خودش آسوده و ايمن است و ستوده شده است. آسودگي و احساس امنيت متعلق به روح با احساس و شعور است و براي مرده بي حركت و بدون علايم حيات، معنا ندارد.
در اين بخش از مقاله، به عبارات مورد استشهاد آقاي سيد ابوالفضل برقعي مي رسيم:
تَحْمِلُهُ حَفَدَةُ الْوِلْدَانِ وَ حَشَدَةُ الْإِخْوَانِ إِلَي دَارِ غُرْبَتِهِ وَ مُنْقَطَعِ زَوْرَتِهِ وَ مُفْرَدِ وَحْشَتِهِ
فرزندان خدمتگزار و برادران گرد آمده، او را به دوش مي‏كشند و به سوي خانه غربت و بي‏كسي، محل قطع ملاقات و تنهايي ترسناك اش مي برند
آقاي برقعي به عبارت (و مفرد وحشته) در اين بخش از خطبه حضرت امير عليه السلام هيچگونه توجهي نكرده است . ايشان به نسخه هايي از نهج البلاغه مراجعه كرده اند كه در آن عبارت (و مفرد وحشته) ذكر نشده است.
ابن ابي الحديد معتزلي شارح مشهور نهج البلاغه، ضمن درج عبارت (و مفرد وحشته) در خطبه 83 در جلد 6 صفحه 270 شرح نهج البلاغه خود مي نويسد:
دار غربته قبره و كذلك منقطع زورته لان الزياره تنقطع عنده. و مفرد وحشته نحو ذلك لإنفراده بعمله واستيحاش الناس منه حتي إذا انصرف المشيع و هو الخارج مع جنازته أقعد في حفرته. هذا تصريح بعذاب القبر و سنذكر ما يصلح ذكره في هذا الموضع.
ترجمه: خانه تنهايي او قبرش مي باشد و همچنين ملاقات در قبر او قطع شده است، زيرا ديدار با او منقطع مي باشد. همينگونه قبر او محل تنهايي وحشت او مي باشد ، به دليل اينكه عملش باعث تنهايي اش و دوري مردم از او شده است. تا اينكه تشييع كننده در خارج از قبر باز مي گردد و او با جنازه اش، در حاليكه در قبرش نشانده شده است، تنها مي ماند. اين مطلب صراحت بر عذاب در قبر دارد و ما در آينده و در اين موضوع آنچه را كه صلاح باشد، ذكر خواهيم كرد.
ملاحظه مي كنيد كه ابن ابي الحديد معتزلي، در توضيح فرمايش اميرالمومنين عليه السلام، تنهايي و وحشت و و نشاندن انسان و عذاب او را، همانگونه كه توضيح داده شد، در قبر غيرمومن مي داند و قبر و برزخ را عالم سكون و بي حركتي و عدم ادراك ذكر نمي كند.
مضمون تنهايي و بي كسي و منزل وحشت در عالم قبر، در خطبه 158 نهج البلاغه نيز آمده است و حضرت امير عليه السلام از عالم قبر و برزخ قبل از فرارسيدن صيحه قيامت سخن مي گويند:
فكأن كل امري منكم قد بلغ من الارض منزل وحدته و مخط حفرته، فياله من بيت وحده و منزل وحشه و مفرد غربه و كان الصيحه قد أتتكم، والساعه قد غشيتكم

پس همانا هر فردي از شما از زمين به منزل تنهايي و محل زير زميني خود مي رسد، پس واي بر او از خانه تنهايي و منزل وحشت و بي كسي غريبانه او، پس آنگاه صيحه آسماني بر شما فرا مي رسد و قيامت شمارا در بر مي گيرد.
در كتاب شريف بحارالانوار جلد 74 صفحه 434، عين عبارات خطبه 158 نهج البلاغه، به شرح ذيل ذكر گرديده است:
((فكأن كل امري منكم قد بلغ من الارض منزل وحدته و محط حفرته، فياله من بيت وحده و منزل وحشه و مفرد غربه و كان الصيحه قد أتتكم، والساعه قد غشيتكم)).
آيا ترجمه عبارت ((و مفرد وحشته)) به معناي (به تنهايي ترسيدن او)، تمام ادعاي آقاي برقعي (عدم وجود علايم حياتي در قبر) را باطل نمي كند؟
چرا آقاي برقعي عبارت ((و مفرد وحشته)) را از كلام حضرت علي عليه السلام با توجه به مذكور بودن در اكثر نسخ نهج البلاغه و ساير كتب معتبر، حذف نموده است؟
هدف آقاي برقعي و انديشه وهابيت اين است كه بگويد: انسان پس از مرگ و در عالم برزخ فاقد حركت و علايم حياتي بوده و هيچ ارتباطي با عالم خارج ندارد و اين بي خبري شامل حال امام معصوم (ع) نيز مي شود و بنابراين كار شيعه در زيارت امامان غلط است.
چگونه آقاي برقعي از فرمايشات اميرالمومنين عليه السلام ، بي حركتي و سكون و قطع علايم حياتي را استخراج فرموده اند؟
در صورتيكه اگر به فرمايشات حضرت امير عليه السلام دقت كنيم، ملاحظه مي كنيم كه حضرت از غربت و بي كسي غير مومنين در قبر سخن مي گويند و اين حالات شامل ارواح زنده اي است كه قدرت فهم و شعور را دارا مي باشند، و هرگز از كلام حضرت امير (ع) بي كسي و تنهايي براي مومنين و امامان (ع) استفاده نمي شود. در فرمايشات قبلي امام علي عليه السلام بخوبي مشهود گرديد كه انسانهاي خارج از قلمرو اطاعت و بندگي خدا، دچار بي كسي و تنهايي و وحشت و بي فريادرسي مي شوند و عبارت ((منقطع زورته)) شامل مقتولين في سبيل الله، مومنين، انبياء و ايمه معصومين عليهم السلام نيست.
توجه خوانندگان محترم را به اين نكته مهم جلب مي كنيم كه تفكر وهابيت و آقاي برقعي در صدد القاء اين مطلب مي باشد كه شيعه بر مزار امام عليه السلام جسمي را از امام زيارت مي كند كه مرده و بي روح و بي حركت و بي اطلاع است. درحاليكه آقاي برقعي و وهابيت در فهم مدعاي اعتقادي شيعه به اشتباه بزرگي دچار شده اند.

عالم قبر و برزخ در سخنان حضرت علي عليه السلام (5)
در قسمت پيشين بيان كرديم كه حضرت علي عليه السلام در خطبه 83 نهج البلاغه از غربت و بي كسي غير مومنين در قبر سخن مي گويند و هرگز از كلام حضرت امير (ع) بي كسي و تنهايي براي مومنين و امامان (ع) استفاده نمي شود و عبارت ((منقطع زورته)) كه مورد استشهاد آقاي برقعي قرار گرفته است، شامل مقتولين في سبيل الله، مومنين، انبياء و ايمه معصومين عليهم السلام نمي باشد. همچنين عرضه داشتيم كه قبر و برزخ، عالم ارواح زنده اي است كه داراي فهم و شعور مي باشند.
اكنون در ادامه مطلب لازم است كه چندنكته مهم را پيرامون زيارت ياد آوري كنيم:

1 - دليل زيارت قبر امام عليه السلام توسط شيعه، توجه روح مطهر امام (ع) به قبر و بدن مبارك اش مي باشد.
توجه به اين نكته حايز اهميت است كه در زيارات معصومين عليهم السلام كلمه (زيارت) به معناي لغوي آن يعني (ديدن) به كار نمي رود، بلكه معناي اصطلاحي (زيارت) مد نظر مي باشد و در زيارت مشاهد مشرفه، لزومي به رويت و مشاهده امام عليه السلام با چشمان ظاهري وجود ندارد. به عبارت ديگر كسي براي ديدن جسد و يا روح امام عليه السلام به زيارت ايشان نمي رود و اگر كسي زيارت قبر نبي مكرم (ص) را انجام دهد، به معناي اين نيست كه آن شخص جسد پيامبر را زيارت كرده باشد.
ما بر سر قبر امام حسين عليه السلام جسد امام را زيارت نمي كنيم، بلكه قبر اورا زيارت مي كنيم. در زيارت قبور، كسي نمي تواند روح امام را با چشم ظاهري اش ببيند،زيرا جنبه روحاني امام عليه السلام قابل ديدن با چشم ظاهري نيست.
در توجه و احاطه حضرت امام حسين عليه السلام به زوار خويش، فرقي ندارد كه جمله زيارتي ((السلام عليك يا ابا عبدلله)) در كنار قبر مطهرش و يا در مكان ديگر ي گفته شود. البته واضح است كه قصد ما از جمله فوق، برقراري تساوي فضيلت حرم امام حسين عليه السلام با ساير مكانها به هنگام زيارت ايشان نيست.
قبور و مشاهد مشرفه امامان عليهم السلام، مكانهايي هستند كه ياد آور همان روح وجسم مي باشند و ايمه اطهار به هنگام زيارت به آنها توجه داشته و زوار خود را تحت نظر گرفته و ممكن است نداها و زيارات آنها را پاسخگويي كنند.
در كنار قبر، حضرت متوجه قبرشان هستند و به قبرشان نظارت دارند. شب جمعه خدا به روح مومن اذن مي دهد كه به قبرش اشراف پيدا كند. در اين حالت است كه او شما را در كنار قبرش مي بيند و به شما كه به زيارتش رفته ايد، توجه دارد. در فاتحه خواني براي اموات نيز مطلب به اين صورت است كه ارواح اموات به شما توجه پيدا مي كنند.

2 - ما ميگويم: پيامبر و امام و يا هر شخص ديگري از جسم و روح تشكيل شده است. امام حسين عليه السلام روح تنها نيست، همانگونه كه جسم تنها هم نيست.
اگر ما به زيارت قبر امام حسين عليه السلام مي رويم، در واقع، زيارت روح و جسم را انجام داده ايم. جسم مطهر امام عليه السلام مركوب روح والا ي اوست و الان نيز اينچنين است. پس هم جسم حضرت ارزش دارد و هم روح او عظمت دارد.
((َ وَ أَسْمَاؤُكُمْ فِي الْأَسْمَاءِ وَ أَجْسَادُكُمْ فِي الْأَجْسَادِ وَ أَرْوَاحُكُمْ فِي الْأَرْوَاحِ وَ أَنْفُسُكُمْ فِي النُّفُوسِ وَ آثَارُكُمْ فِي الْآثَارِ وَ قُبُورُكُمْ فِي الْقُبُور))
ما براي جسد مومن هم احترام قايل هستيم. لذا شرع بما اجازه نمي دهد كه به جسد مرده ضربه بزنيم و يا اگر احيانا دستش كج باشد، دست او را بشكنيم وراست كنيم و حتي شرع مقدس اجازه توهين به جنازه مومن را نيز نمي دهد.
پس جسم چيزي نيست كه اگر روح از آن جدا شد، تبديل به جسد بي ارزشي مي شود و ما مي توانيم به آن توهين كنيم.جسم مركب روح است و در قيامت نيز جسم با آن روح محشور ميشود.
در نتيجه ما نمي توانيم جسم امام را كم ارزش بدانيم و بگوييم كه جسم امام از روح مقدسش جدا مانده و پوسيده شده است.
آقاي برقعي و انديشه سلفي و وهابيت مي خواهد روح را بدون توجه به جسم در نظر بگيرد و اين اشتباه فاحشي است.

3 – امام عليه السلام عبارت (وَ مُنْقَطَعِ زَوْرَتِهِ) را در باره فردي فرموده اند كه مشكل داشته و دنيا پرست بوده است و اين جمله شامل شهدايي كه خداوند آنها را (احياء) ناميده است، نمي شود.
وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلُوا في‏ سَبيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ (169)
فَرِحينَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ يَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلاَّ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ (170)
يَسْتَبْشِرُونَ بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ وَ أَنَّ اللَّهَ لا يُضيعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنينَ (171)
آنها زنده شادمان و خوشحال و كنار هم بوده و به يكديگر ملحق مي شوند.
بنابراين عبارت ((وَ مُنْقَطَعِ زَوْرَتِهِ)) شامل مومنين نمي باشد، و حضرت امير عليه السلام اين سخن را در باره افراد بد و غير مومن فرموده اند.

4 - ما در عبارات قسمت اول خطبه اميرالمومنين (ع) گفتيم كه كسي به فرياد انسان هاي غير مومن نمي رسد و او هر چقدر فرياد مي زند، كسي به صدايش جواب نمي دهد و به او اعتنا ء نمي كند و آنجا برايش دار قربتش است.و قبر يك چنين فردي ((وَ مُنْقَطَعِ زَوْرَتِهِ)) مي باشد.
در آنجا حضرت فرمودند:كه او هر چه فرياد ميزند كسي كمكش نمي كند و حتي استخوانهايش هم به كمكش نمي آيند و همسايه ها به او اعتنا نمي كنند و آنجا برايش دار تنهايي و بي كسي و وحشت است. عبارت (منقطع زورته) در اين قسمت از فرمايشات مولا امير المومنين عليه السلام توضيح ديگري براي تنهايي و بي كسي و غربت و وحشت و بي فرياد رسي غيرمومنين است.
توجه داريم كه هيچكدام از مطالب فوق ربطي به حيات شهيد ندارد و بي كسي و ((منقطع زورته)) بودن متعلق به افراد بد و گنهكار و غير مومن مي باشد.
اصلا فرد ي با چنين هويت فوق شامل فرمايش امام (ع) مي باشد و اين شخص زيارت كردن ندارد
ما ميخواهيم بگوييم كه اين خطبه در باره افراد دنيا پرست است وربطي به امام وشهيد ندارد ((يرزقون)) و ((يستبشرون)) هم صفات جسم وروح با هم مي باشند و اينها صفات روح تنها نيست. لذا ما حق نداريم جسم امام را از روحش تفكيك كنيم

5 – آقاي برقعي و همفكرانش دنبال چه چيزي هستند؟
آنها مي خواهند بگويند: روح امام عليه السلام در بهشت است و جسم او هم پوسيده و خاك شده است.
مبتني بر ادعاي بي دليل آقاي برقعي، ديگر شيعيان و مسلمانان دنبال چه چيزي هستند؟ آيا اگر چنين باشد، چرا بايد مسلمانان دنبال مردگاني باشند كه اصلا ارتباطي با زنده هاي اين دنيا ندارند و دست از آنها كوتاه است؟
آقاي برقعي و وهابيت به دنبال تفكيك روح امام از جسم اش مي باشند، تا بگويند: روح امام در بهشت است وجسمش هم كه پوسيده وتمام شده و از بين رفته است.
چنانچه وهابيت جسم اميرالمومنين عليه السلام را از ما بگيرد، متعاقبا روحش را هم خواهد گرفت.
آقاي برقعي در تلاش است كه بگويد جسم امام مرد ه و روحش هم كه در بهشت است و امام عليه السلام در دنياي ديگر به ما ربطي ندارد.
در حاليكه شيعه مي گويد: اين جسم نشان از آن روح دارد. ما بوضوح روشن ساختيم كه تفكيك روح امام از جسم اش اشتباه و مغاير اصول قران و اسلام و فرمايشات معصومين عليهم السلام مي باشد.
ادامه فرمايش اميرالمومنين عليه السلام:
((حَتَّي إِذَا انْصَرَفَ الْمُشَيِّعُ وَ رَجَعَ الْمُتَفَجِّعُ أُقْعِدَ فِي حُفْرَتِهِ نَجِيّاً لِبَهْتَةِ السُّؤَالِ
آيا سخن از نشاندن در قبر مربوط به روح كسي است كه اين مقام را مي فهمد يا بدن بي حركت و خالي از علايم حياتي؟
در اينجا و در ادامه بحث پيرامون خطبه 83 نهج البلاغه در رابطه با حيات و آگاهي در عالم برزخ، با مددجويي از ساير فرمايشات معصومين (ع)، اشاره مي كنيم :
((وقتي درب قبر را ميپوشانند، ملايكه ميآيند واز او سوال ميكنند. در اينجا صحبت روح است وروح هم تنها نيست، بلكه جسم نيز فشار قبر را همراه روح تحمل مي كند.))

ادامه خطبه:
وَ عَثْرَةِ الِامْتِحَانِ وَ أَعْظَمُ مَا هُنَالِكَ بَلِيَّةً نُزُولُ الْحَمِيمِ وَ تَصْلِيَةُ الْجَحِيمِ وَ فَوْرَاتُ السَّعِيرِوَ سَوْرَاتُ الزَّفِيرِلَا فَتْرَةٌ مُرِيحَةٌ وَ لَا دَعَةٌ مُزِيحَةٌ لَا قُوَّةٌ حَاجِزَةٌ وَ لَا مَوْتَةٌ نَاجِزَةٌ وَ لَا سِنَةٌ مُسْلِيَةٌ
توجه داشته باشيم كه خطبه به توصيف انسان گنه كار و يا كافري كه اعتقادي به قيامت ندارد، مي پردازد و اين فضا متفاوت با حالات مومنين و مقتولين در راه خدا مي باشد

عالم قبر و برزخ در سخنان حضرت علي عليه السلام (6)
در مقاله قبل توضيح داديم كه قبور و مشاهد مشرفه امامان عليهم السلام، ياد آور روح وجسم آن بزرگواران مي باشند و ايمه اطهار به هنگام زيارت به آنها توجه داشته و زوار خود را تحت نظر مي گيرند و ما در زيارت قبر امام عليه السلام زيارت روح و جسم را انجام مي دهيم، و همچنين بيان كرديم كه جسم مطهر امام عليه السلام مركوب روح والا ي اوست و عظمت به روح و جسم مربوط است. در مقاله قبل انگيزه آقاي برقعي و وهابيت را در تفكيك روح امام عليه السلام از جسم اش توضيح داديم.

و اينك ادامه مطلب:
آقاي برقعي ميگويد: از كلمات حضرت امير (ع) بر مي آيد كه آن عالم خالي از حركات حياتي و مقامي است كه ارتباطش با دنيا قطع ميشود و در حالت خواب يا بيهوشي به سر مي برد.
ايشان در رابطه با عالم برزخ فراز و فرود هاي متعدد داشته است.(به خواست و قوه الهي تناقضات گفتاري ايشان را در رابطه با عالم برزخ ضمن مقاله اي جداگانه روشن خواهيم كرد). آقاي برقعي در بحث برزخ بطور دايم ذكر كرده كه عالم برزخ عالم خواب وبيهوشي و بدون اهميت و ناآگاهي است وبه خطبه 83 هم استناد كرده است.
آيا عبارات حضرت مولي الموحدين (ع) خواب درد ناك را توصيف مي كنند ويا بيداري درد ناك را؟ و آيا بيداري دردناك مدلولش بيهوشي است؟
چگونه ممكن است انسان فاقد حركت و حيات باشد و استراحت كردن براي او معنا داشته باشد، در حاليكه او حتي فرصت خواب كوتاه و چرت را نيز ندارد؟
جملات حضرت از قبيل (نه مرگي است كه او را برهاند و او را نجات دهد) و (براي او خواب هم نيست) چه معنا دارند؟ آيا به معناي بي هوش بودن است؟
حضرت علي عليه السلام نه تنها مرگ بلكه خواب را نيز در عالم برزخ نفي كرده و صحبت عذاب هاي گوناگون را براي گنهكاران و كافرين نموده است و قطعا در نقطه مقابل، پاداش و نعمت براي مومنين ومومنات وشهداء محفوظ است.
اي كاش آقاي برقعي و پيروان انديشه او توجه به سوالات ذيل داشته باشند؟
چرا توصيه شده است كه وقتي كسي را دفن ميكنيد سريع از سر مزار ش نرويد واو را تنها مگذاريد؟
چرا اگركسي بالاي سر قبر قران بخواند، بهتر است؟
به چه منظور كسي از شب تا صبح براي اموات قران بخواند، براي متوفي مفيد فايده است؟
اين مطالب و توصيه ها مستند به منابع اصيل اسلامي است و ساخته عوام الناس نيست.
در پايان اين قسمت به فرمايش ديگري از مولا علي عليه السلام كه گواه ديگري بر حيات و ارتباط ارواح در عالم برزخ مي باشد اشاره مي كنيم و از جويندگان راه حق و حقيقت سوال مي كنيم كه رويت و شناخت حضرت امير (ع) براي انسانها نشان حيات و زندگي است يا خواب و بيهوشي و ناآگاهي؟
يَا حَارِ هَمْدَانَ مَنْ يَمُتْ يَرَنِي مِنْ مُؤْمِنٍ أَوْ مُنَافِقٍ قُبُلًا
يَعْرِفُنِي طَرْفُهُ وَ أَعْرِفُهُ بِنَعْتِهِ وَ اسْمِهِ وَ مَا عَمِلَا
اي حارث همداني كسيكه مي ميرد چه مومن باشد و چه منافق، مرا در مقابل مي بيند.
او مرا در يك لحظه مي شناسد و من به او صفت و اسم او و آنچه را كه انجام داده است مي شناسانم
به طور خلاصه بايد بگوييم:
آقاي برقعي به چند مطلب توجه نكرده و دچار اشتباه شده است:

1 - دار غربت و بي كسي و قطع ديدار و ((و منقطع زورته)) متعلق به غير مومنين و گنهكاران است و ربطي به حيات امام (ع) ومقتولين في سبيل الله و ساير مومنين ندارد.
2 - انقطاع زيارت مربوط به فرد غير مومن است و او بايد در وحشت وتنهايي بماند وبسوزد وبسازد. حضرت امير عليه السلام نيز همين مطلب را تذكر مي دهند. در قسمت هاي پيشين از قول امام عليه السلام به اين نكته اشاره كرديم كه حتي استخوانهاي همسايگان نيز به فريادهاي او توجهي نمي كنند. پس ((مُنْقَطَعِ زَوْرَتِهِ)) و اينكه كسي به زيارت او نمي رود، براي افراد معلوم الحال است ومومن وكافر در اين مقوله با هم فرق دارند.
3 – تفكيك روح امام از جسم او اشتباه فاحشي است كه نتيجه اش از دسترس خارج شدن حقايق والاي قران و امامت و اسلام است. ما در زيارت قبور ايمه عليهم السلام، به جسم و روح امام توجه داريم. در حاليكه وهابيت هم جسم امام و هم روح او را از دسترس مومنين خارج مي كند.
4 - بهشت برزخي و جهنم برزخي مربوط به همين قبر است كه جسد در آن هست.اصلا كسي كه چشم برزخيش باز باشد همين قبر را آتش مي بيند وروحش در آن معذب مي باشد
روح در قبر عذاب مي بيند و تنگي قبر در روح اثر ميگذارد.در شب اول قبر نيز جسم وروح از هم بمعنايي جدا نيستند.
إن شاء الله در مقاله آينده به بررسي خطبه 110 نهج البلاغه كه در همين موضوع مورد استشهاد آقاي برقعي قرار گرفته است، خواهيم پرداخت

منبع: وبلاگ قرآنيان

وبلاگ قرآنيان