بررسي و نقد عقيده وهابيت پيرامون بناي بر قبور

وهابيت و سلفي گري مي گويد:
ساختن هرگونه بنا و گنبد و بارگاه بر روي قبور بدعت و عملي حرام و شرك آلود و نشانه ي مرده پرستي است و از اين رو بايد با تخريب قبرها و نشانه هاي مرده پرستي با شرك مبارزه كرد.
سيد ابوالفضل برقعي در مقدمه كتاب (خرافات وفور) مي نويسد:
((يكي از بدعت هايي كه هزاران بدعت در آن مندرج است و اكثر ملت ما به آن مبتلا و دلخوش گرديده و عمر و امال خود را بر آن صرف كرده اند زيارت قبور و توجه به ان است)).

نقد و بررسي:
1 - آيه الله سيد محسن امين در كتاب كشف الارتياب از صفحه 306 به بعد بحثي تاريخي را در باب اين كه بناي بر قبور وجود داشته وامر مذمومي نبوده است مطرح كرده است . در بعضي مواقع مرده ها را در اتاقي دفن مي كرده اند و بر روي آن بنا ايجاد مي شده است. لذا حرمت بناي قبور وجود نداشته است. شما به لحاظ تاريخي نيز مشاجرات كلامي پيرامون قبر سازي مشاهده نمي كنيد. اين سير بحث به ما نشان مي دهد كه بدعتي صورت نگرفته است. درصورتي كه در طول تاريخ چنين دعواها يي براي پاره اي از مطالب داشته ايم. بعنوان نمونه، در بحث خلق قرآن (حادث يا ازلي بودن قرآن) حتي امثال احمد ابن حنبل و يا برخي ديگر از علماي عامه به جرم اعتقاد به مخلوق بودن قران (در مقابل ازلي بودن) به زندان افتاده اند.
2 - مگر بناهايي كه در قديم احداث مي شد چه استحكامي داشته كه ما توقع سالم ماندن در طي قرون متمادي از آنها داريم؟ و اگر اكنون چنين ساختمان هايي نباشد آيا دليل بر نبود ابتدايي آن است؟
3 - در كتاب كشف الارتياب از قبور حضرت داود و حضرت ابراهيم در مصر ياد مي شود كه حضرت موسي آنها را در بيت المقدس و در بلد الخليل و شهر الخليل دفن مي كند بطوريكه در زمان فتح فلسطين توسط خليفه دوم بناهاي مجلل با سنگ هاي عظيم داشتند و در زمان فتح فقط درب آنجا را مسدود كردند و خود قبر و بناها در همان جا باقي ماند و كسي دستور تخريب آن ها را نداد. اگر قبر سازي مثل خيلي از كارهايي كه اهل كتاب انجام مي دادند بدعت بود و يا حرمت داشت قطعا اين گونه برخورد نمي كردند. با توجه به اينكه عمر شخصي خشن وبه ظاهر سخت گير بود و اگر چنان چه ساختمان روي قبر اشكال داشت حنما آن را خراب مي كرد.

4- حجره نبوي كه از قبل روي قبررسول خدا (ص) بوده يا اينكه بعدا بنا شده به هر حال مورد باز سازي قرار گرفته و توسعه يافته است و وجود مسجد بر روي قبر حضرت حمزه در قرن دوم از جمله دلايلي است كه نشان مي دهد قبر سازي و بناي قبور در قرون اوليه مشكلي نداشته است. قبر عباس عموي پيامبر داخل بيت عقيل بوده است. قبر ابراهيم فرزند رسول خدا (ص) نيز در دار محمد بن زيد بن علي بوده است.

قبر سعد معاذ در دار ابن الخصم بوده و حتي قبه و گنبد هم داشته است و در زمان عمربن عبدالعزيز قبر سعد بن معاذ داراي گنبد و قبه بوده و اين مطالب را مي توان در كتاب (وفاء الوفاء) سمهودي) يكي از علماي اهل تسنن متوفي 911 هجري قمري) مشاهده كرد.
5 - مرحوم آيه الله امين در كتاب كشف الارتياب در رابطه با سيره صحابه در اين موضوع بحث مفصلي را مطرح كرده و گفته است كه حجره بر روي قبر پيامبر (ص) از كجا شروع و چگونه ساخته شده است؟ بنابر آن چه كه مشهور است اين حجره در منزل عايشه بوده و عايشه يك حايطي برروي قبر ساخته و در همان جا نيز قبر پدرش و خليفه دوم قرار دارد و خود عايشه در آن جا زندگي مي كرده و نماز مي خوانده است. در زمان بني مروان و بني اميه اين منزل توسعه يافته و حجره اي بر روي قبر رسول خدا (ص) بنا شده و ضريح مشبك نيز بر روي آن قرار داده شده است.
6 – يكي از عللي كه باعث شده تا قبر انبياء‌ معلوم نباشد آن است كه اكثر مردم با انبياء‌ خود درگير بوده و اختلاف داشتند و آنها را مي كشتند و حال شما از افرادي كه خود پيامبر را كشته و يا وسط درخت گذارده و ارّه كرده اند، مقبره مي طلبيد؟ بديهي است در شرايطي كه دشمنان انبياء خود انبياء را به خاطر دشمني با آنها از بين مي بردند و اگر مي توانستند گنبد و بارگاه آنها را هم خراب مي كردند. در نتيجه مي توان گفت كه يكي از دلايل گنبد و بارگاه نداشتن انبياء دشمني خود مردم با آنها بوده و اكثر مردم با انبياء و پيامبران مخالف بودند.

7 - دوستان انبياء پس از مرگ ايشان، آنها را به خاطر بي حرمتي دشمنان مخفيانه دفن مي نمودند. و اگر دوستان پيامبران بعد از كشته شدنشان مي خواستند آنها دفن كنند، اين عمل را پنهاني انجام مي دادند تا به جسد آنها بي حرمتي نشود. بنا بر اين مردم مخالف انبياء بودند و لذا بعداز مرگ آنها گنبد و بارگاه براي آنها نساختند. بعنوان مثال، اگر فرعون دستش به موسي (ع) مي رسيد، به نظر شما به خاطر عملكرد موسي او را جانشين خود مي كرد و يا اينكه او را مي كشت؟ و آيا دستور مي داد روي قبر حضرت موسي (ع) گنبد و بارگاه درست كنند؟! آيا حاكم وقت با حضرت عيسي (ع) چه مي كرد؟ اگر واقعا عيسي كشته شده بود او را با سلام و صلوات دفن مي كردند و روي قبر او بقعه اي درست مي كردند؟ قطعا دشمنان رو درروي انبياء, در صدد تخريب و نفي آثار و مظاهر انبياء، ازجمله گنبد و بارگاه آنان بوده اند.
8 - چرا قبر حضرت اميرالمؤمنين (ع) مخفي شد؟، آيا به خاطر اين كه مردم روي قبر ايشان بقعه اي نسازند يا از ترس اينكه بي حرمتي به جسد حضرت صورت نگيرد؟ مردم كه علي الظاهر دوست امام حسن(ع) و امام حسين(ع) بودند و اگر امام مي فرمود بقعه نمي خواهيم بسازيم، آيا كسي بدون اذن امام حسن و امام حسين (عليهما السلام) بقعه مي ساخت؟! در قضيه امام حسن (ع) با معاويه معلوم مي شود كه دشمنان ايمه بيشتر از دوستانشان بود. اگر هم به اين واقعيت تاريخي برخورد كنيم كه اصحاب و دوستان امام حسن (ع) و امام حسين (ع) كوشش جدي براي ساختن بارگاه و گنبد نكرده اند، دليلش حفظ حرمت جنازه هاي اين بزرگواران و خفقان ظالمانه بني اميه و بني عباس بوده است
9 - دليل ديگر آن است كه بعضي از انبياء قوم خود را نفرين كردند و خدا قوم آنها را قبل از خودشان از بين برد مانند قوم لوط و ثمود. حال شما انتظار داريد مرده ها بعد از درگذشت انبياء برايشان گنبد و بارگاه درست كنند؟

10 - قبر حضرت امير عليه السلام را هارون پيدا كرد و متوكل مي خواست آن را خر اب كند. همچنين قبر امام حسين(ع) را آب انداخته و شخم زدند.
علت مخفي بودن قبر حضرت زهرا (سلام الله عليها) چيست؟
مخفي بودن قبر ايشان به اين دليل بود كه ديگران دوست آنها نبوده و خاين بودند و حقوق آنها را غصب كرده بودند. حضرت امير عليه السلام نيز دستور داده بود جسد مرا به نيستان ببريد و دفن كنيد. معاويه اكثر ياران حضرت را ترور كرد و خيلي راحت از او بر مي آمد كه جسارت به جسد حضرت بكند. او كه دين نداشت.
حضرت علي عليه السلام مي دانست كه معاويه و بني اميه به جنازه او بي احترامي مي كنند. مگر به جنازه امام مجتبي عليه السلام چنين نكردند؟
قبور انبياء(ع)‌ نيز به خاطر دشمنانشان مخفي بوده است.
11 - روي قبرامام حسين عليه السلام بناي عالي مشيّدي بوده و در زمان متوكل آن را خراب كرده و در آنجا كشاورزي كردند ؛ مسلمانان اين عمل متوكل را قبيح دانسته اند و براي اين كار شعر سروده اند و چنانچه كار او درست بود بايد در شأن او شعر مي سرودند و او راتشويق مي كردند و حداقل اگر اورا تشويق نمي كردند مخالفت با متوكل هم نمي كردند.
12 - در عهد خلفاي عباسي موارد زيادي هست كه بناء بر قبور مي كرده اند. حال اگر بناء سازي امري خلاف بوده است، چگونه اين كار را طلب مي كردند. و حتي مأمون بقعه اي براي خود درست مي كند و امام رضا (عليه السلام) را هم در همان جا مي آورد و دفن مي كند.
نتيجه:
اين مطالب تاريخي نشان مي دهد كه قبر سازي بدعت نبوده و سخن سيد ابوالفضل برقعي با واقعيت هاي تاريخي سازگاري ندارد.

وبلاگ قرآنيان