گفت و گو با « حبر» و« بحر»

عبدالله بن عباس پسر عموي پيامبر اسلام (ص) صحابي ايشان و از محبان امام علي (ع) است. به عنوان مقدمه عرض مي كنم كه ايشان از نظر علم و دانش در ميان اهل تسنن بي نظير است. وي نه تنها در فقه و حديث عالم بود، بلكه در تفسير و تأويل قرآن كم نظير شمرده شده است. هم چنين وي در اشعار عربي و نسب شناسي و نيز حساب و رياضيات و تاريخ استاد بود و درهر قسمت شاگرداني داشت. شايد به همين سبب است كه بزرگان اهل تسنن به وي « حبر » و «بحر» گفته اند. در خدمت ابن عباس هستيم تا گفت و گويي با ايشان داشته باشيم.
- خوب جناب ابن عباس خورسنديم كه در خدمت شما هستيم، لطفا به گذشته علمي خود اشاره كنيد تا استفاده كنيم.
-شما از گذشته ام مطالبي را ذكر كرديد و از اين بابت سپاس گزارم اما سخن اصلي را فروگذاشتيد. من هر چه داشتم از استادم آموختمم. لذا اجازه مي خواهم سخن خود را با آيات قرآن آغاز كنم. خداوند عزّوجلّ در قرآن مي فرمايد: « وَ يَقُولُ الَّذينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ كَفي بِاللَّهِ شَهيداً بَيْني وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ» (“و كافران گويند كه تو فرستاده (خدا) نيستي؛ بگو: همين بس كه خدا گواه ميان من و شما باشد و آن كس كه علم كتاب نزد اوست”). منظور از"آن كس كه علم كتاب نزد اوست"علي ابن ابطالب (ع) است. من نيز شاگرد او بودم.
دانش تمام اصحاب پيامبر (ص) درمقابل علم علي (ع) مانند يك قطره درمقابل هفت درياي بزرگ جهان است.
- پس شما به دليل علم آن بزرگوار در كنار ايشان بوديد؟
-تنها به دليل علم آن بزرگوار نبود، زيرا فضيلتهاي زيادي از رسول خدا (ص) درباره او شنيده بودم و خود شاهد آن بودم.
-مي توانيد چند فضيلتي را كه درباره ايشان شنيده ايد، براي ما نقل كنيد؟
-از رسول خدا (ص) شنيدم كه مي فرمود: «علي (ع) نخستين كسي است كه به من ايمان آورده، و نخستين كسي است كه (در قيامت) با من دست خواهد داد، او فاروق اين امت است كه ميان حق و باطل فرق مي‏نهد، اوست صدّيق اكبر، او باب من است كه از راه او به من وارد شوند، و او پس از من جانشين من است.» با توجه به اين حديث من نيز به ديگران توصيه مي كردم كه در فتنه ها و آشوب ها دست از دامن قرآن و علي (ع) برندارند.
در واقعه اي كه باعث آزردگي علي (ع) شده بود، پيامبر (ص) فرمودند: اي مردم، هركه علي را بيازارد مرا آزرده‏است؛ علي نخستين ايمان آورنده از شماست و وفادارترين شما به عهد خداست. اي مردم، هركه علي را بيازارد، در قيامت يهودي يا نصراني برانگيخته مي‏شود.
- با وجود اين فضايل، چرا عدّه اي از صحابه در جنگها در سپاه مقابل علي (ع) بودند؟
-راستش نمي دانم چه بگويم....، ولي در حقانيت او و يارانش آيه و رواياتي براي شما مي گويم و قضاوت را به عهده خودتان مي گذارم. «اِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ اُوليِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ »
(آنان كه ايمان آوردند و كارهاي شايسته كردند، آنان بهترين آفريدگانند). وقتي اين آيه نازل شد، پيامبر(ص) فرمودند: اينان تو هستي و شيعيان تو كه در روز قيامت خشنود و پسنديده‏اند.
علي(ع) نزديكترين مردم به رسول خدا (ص) بود. يك روز مرغي را براي پيامبر(ص) آوردند، پيامبر فرمود: خداوندا! مردي را نزد من آر كه خدا و رسولش او را دوست بدارند، در آن هنگام علي (ع) وارد شدند.
من شاهد بودم كه به مدت نٌه ماه رسول خدا (ص) هر روز به هنگام نماز به در خانه علي (ع) مي آمد و بر آنان سلام مي كرد.
حتي پيامبر (ص) فرمودند: هر كه نگويد علي (ع) بهترين مردم است، حقاَ كافر شده است.

ديگر قضاوت با خودتان....

-براي من جاي تعجب دارد كه با اين همه فضايل، باز هم عدّه اي در مقابل علي(ع) ايستادند، آيا پيامبر(ص) به طور رسمي تري ايشان را معرفي كرده بودند؟
-بله، پيامبر (ص) در مقاطع مختلف اين مطلب را كه علي(ع) جانشين ايشان است را بيان فرموده بودند، امّا رسمي ترين آن را به دستور خداوند عزّوجلّ در روز غدير خم اعلام كرد. حتي پيامبر (ص) در آن روز از اينكه مردم او را مورد طعنه قرار دهند كه جانب پسر عموي خود را گرفته و به او تمايل نشان داده، بيم و هراس داشت. پس خداوند اين آيه را به او وحي كرد:« يا أيُّهَّاالرَّسُولُ بَلِّغْ ما اُنْزِلَ اِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ اِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النّاسِ اِنَّ اللَّهَ لايَهدِي الْقَوْمَ الْكافِرينَ. (اي پيامبر، آنچه را كه از سوي پروردگارت بر تو نازل شده به مردم برسان، كه اگر نرساني اداي رسالت نكرده‏اي، و خداوند تو را از گزند مردم نگاه مي‏دارد؛ خدا گروه كافران را راه نمي‏نمايد) . رسول خدا (ص) نيز درآن روز به معرفي ولايت علي (ع) برخاست و دست او را گرفت و گفت: “هركه من مولاي اويم پس علي مولاي اوست؛ خداوندا، دوست او را دوست بدار، و دشمن او را دشمن باش.
براي اينكه جاي هيچ سؤالي نماند اين را هم بگويم كه حتي خليفه دوم نيز در آن روز با علي (ع) بيعت كرد و چنين سخناني را بر زبان آورد: “گوارايت باد اي پسر ابوطالب، تو مولاي من و مولاي هر مرد و زن مؤمني شدي"!!

-با اين اعلام رسمي پس چرا گروهي علي(ع) را بر حق دانسته و گروهي ديگران را؟
- سؤال خوبي را مطرح كرديد. پيامبر (ص) در احاديث خود نه تنها به حق بودن علي (ع) اشاره كرده اند، بلكه ايشان را محور حق معرفي كرده اند و جالب اين است كه رسول خدا (ص) حتي به امامان بعد از او هم اشاره فرموده اند. چنان كه خود از رسول خدا شنيدم كه ‏فرمود: « علي با حق است و حق با علي است، و او امام و خليفه پس از من است، هركه به دامن او چنگ زند رستگاري و نجات يابد، و هركه از او بازماند گمراه و سرگردان خواهدماند؛ او كار غسل و كفن مرا به عهده دارد و دَين مرا مي‏پردازد و پدر دو نوه من، حسن و حسين است؛ و از صلب حسين امامان نه‏گانه بيرون آيند، و مهدي اين امّت از ماست.»
اما اين كه عده اي با وجود بيانات پيامبر آن را اجرا نكردند، اتفاق بديعي نيست، شيطان هم به واسطه با وجودي كه به روشني به وظيفه خود آگاه بود با آن مخالفت كرد و مستحق عذاب ابدي گشت. دنيا جايگاه امتحان است و اين نيز يكي از امتحانات مردم پس از رسول خدا بوده است.
-شما گفتيد كه پيامبر (ص) در واقعه غدير خم، به ولايت و محبت علي(ع) اشاره كرده بودند. به نظر شما پذيرش ولايت و محبت علي عليه السلام چه اثري دارد؟
-عاقبت به خيري انسان وابسته به آن است. پيامبر (ص) جواز عبور و رهايي از جهنم را دوستي علي بن ابي طالب دانستند. در روز قيامت علي (ع) بر سر حوض است، احدي به بهشت نمي‏رود مگر با اجازه او.
اتفاقاَ همين سؤال را با جمعي از صحابه از رسول خدا (ص) پرسيديم. ايشان نيز از جبرييل سؤال كردند. جبرييل به آسمان رفت و از خداوند جواب را مسيلت نمود. آنگاه فرود آمد و گفت: اي محمد، خداي متعال تو را سلام مي‏رساند و مي‏گويد: علي را دوست بدار، كه هركس او را دوست بدارد مرا دوست داشته، و هركه او را دشمن بدارد مرا دشمن داشته‏است. اي محمد، هرجا تو باشي علي آنجاست، و هرجا علي باشد دوستانش آنجايند.

با تشكر از جناب ابن عباس به خاطر فرصتي كه در اختيار ما گذاشتند.

برايم جالب بود كه بعدها فهميدم جناب عبدالله بن عباس، از كثرت گريستن بر اميرالمومنين (ع) و امام حسن و امام حسين(ع) كور شدو با اين جمله “خداوندا! من به واسطه محمّد و آل محمّد به تو تقرب مي‏جويم. خداوندا! من به واسطه ولايت علي‏بن‏ابي‏طالب به تو تقرب مي‏جويم”، دار فاني را وداع گفت. وي در سال 69هـ.ق. در سن 71 سالگي از دنيا رفت و محمد حنفيه – يكي از فرزندان امام علي (ع) بر او نماز خواند.

سايت فطرت