فدك

در برخي روايات كتاب هاي شيعه آمده است:"النساء لا يرثن من الارض ولا من العقار"يعني زنان از زمين ارث نمي برند. پس چرا حضرت فاطمه (س) ادعاي ارث زمين فدك را كرده است.

مقدمه

ماجراي فدك و غصب آن

پس از فتح قلعه هاي خيبر بزرگان و مالكان فدك و عوالي (7 قريه در دامنه‌ي كوه‌هاي مدينه تا سيف البحر در كنار دريا و منطقه‌اي حاصل خيز از نخلستان‌هاي زياد و مناطق كشت غله بوده است) به خدمت حضرت رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم رسيدند و با عقد قرارداد صلحي، نصف فدك را به رسول گرامي اسلام صلي الله عليه و آله و سلم دادند و نصف ديگر را براي خود برداشتند.

ماجراي فدك را ياقوت حموي در معجم البلدان[1][2]

پس از بازگشت به مدينه‌ي طيبه، جبرييل آيه‌ي شريفه‌ي 26 سوره‌ي اسراء را بر پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم فرود آورد بدين مضمون: اي پيامبر "حق خويشان نزديك خود و بينوايان و در راه ماندگان را ادا نما و هرگز اسراف و تبذير نكن"[3]

نبي گرامي اسلام صلي الله عليه و آله و سلم فاطمه سلام الله عليها را فرا خواندند و فرمودند"خداوند مرا امر فرموده كه فدك را به تو واگذارم"و در همان مجلس آن حضرت فدك را به دختر خويش فاطمه سلام الله عليها بخشيدند و تا فاطمه سلام الله عليها زنده بودند فدك در تصرف ايشان بود.

اما پس از رحلت جانگداز و ملكوتي حضرت رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم مأمورين خليفه‌ي اول به دستور او فدك را تصرف كردند و مستأجرين حضرت زهرا سلام الله عليها را از آنجا بيرون كردند.

و اين در حالي بود كه خليفه‌ي اول اين عمل ظالمانه و خدا ناپسندانه‌ي خود را به حديث مجعولي از قول پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم استناد نمود كه"ما گروه انبياء از خود چيزي به ارث نمي‌گذاريم و آنچه مي‌ماند همه صدقه است"[4]

پاسخ:

ارث در كتب فقهي

از سؤال كننده مي‌پرسيم آيا كتب فقهي شيعه را مطالعه نموده است تا با احكام ارث زنان در اين مكتب آشنا شود؟ چرا كه از سؤال اين گونه بر مي‌آيد كه او بدون هيچ گونه اطلاعي از اين گونه منابع و صرفا با نوعي تعصب اين پرسش را مطرح كرده است زيرا مجتهدين شيعه احكام ارث زنان را با توجه به قرآن كريم و روايات ايمه عليم السلام واضح و روشن، بدون هيچ گونه ابهامي بيان كرده‌اند.

لفظ نساء در اين گونه روايات به تصديق علماي شيعه، به معني همسران است، نه مطلق زنان، تا شامل دختران هم بشود بدين معني كه بر مبناي فقه شيعي فرزندان دختر نصف فرزندان پسر ارث مي‌برند و فاطمه الزهرا عليها السلام دختر رسول گرامي خدا صلي الله و عليه و آله وسلم است.[5]

فدك بخشش پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم به حضرت زهرا سلام الله عليها در آيات و روايات

اموال و زمين هايي كه بدون جنگ و لشگر كشي به دست آمده باشد به تصريح آيات قرآن كريم ملك خاص پيامبر صلي الله عليه و اله و سلم مي باشند:"و آنچه را كه خدا از مال آنها به رسم غنيمت باز داد متعلق به رسول اكرم صلي الله و عليه وآله وسلم است كه شما سپاهيان اسلام بر آن هيچ اسب و استري نتاختيد وليكن خداوند متعال، رسولانش را بر هر كه خواهد مسلط مي گرداند و خدا وند بر همه چيز تواناست.(حشر6)[6]

با اين كيفيت فدك به شخص پيامبر صلي الله و عليه و آله و سلم تعلق گرفت و جزو اموال شخصي آن حضرت شد. ابن هشام در سيره خود مي گويد:"فكنت فدك رسول الله خالصه له لانه لم يوجف عليه بخيل ولاركاب"[7] پس فدك تماماً به حضرت رسول صلي الله و عليه و آله وسلم تعلق داشت، زيرا بر آن هيچ اسب و استري تاخته نشد.

و هنگامي كه آيه"و آت ذي القربي حقه"(اسراء 26)[8] نازل شد پيامبر صلي الله وعليه و آله وسلم از جبرييل سؤال نمود كه ذي القربي كيست؟ جبرييل عرض كرد:"ادفع فدكا الي فاطمه"فدك را به فاطمه بده، اعطاء كن.[9]

و عن ابي سعيد خدري لما نزلت "و آت ذالقربي حقه"قال نبي صلي الله و عليه وآله وسلم:"يا فاطمه لك فدك"، يعني اي فاطمه سلام الله و عليها فدك مال توست.[10]

همچنين نكته اي كه در آيه قابل توجه مي باشد اين است كه لفظ"ايتا"در آيه آت ذي القربي حقه"، به معني اعطاء و اداء مي باشد كه خدا به پيامبرش امر مي نمايد كه حق ذالقربي را اداء كن و پيامبر صلي الله و عليه و آله و سلم به عنوان امتثال فرمان خداوند فدك را به فاطمه سلام الله و عليها دادند يعني حق او را به او عطاء كردند.

حتي اگر بگوييم پيامبر صلي الله وعليه وآله وسلم فدك را به دختر خويش از روي رضا و خرسندي هبه نمودند، باز هم ناشي از اراده و فرمان الهي بوده است. همانطور كه آيه 26سوره‌ي اسراء[11] اين را مي رساند.

بنابراين فدك ملك شخصي پيامبرصلي الله عليه و آله و سلم بوده كه به امر پروردگار در حيات خود آن را به دخترخويش فاطمه سلام الله وعليها اعطاء فرمودند.

همچنين سند اعطايي فدك از طرف پيامبر صلي الله وعليه و آله وسلم به دخترش فاطمه الزهرا سلام الله وعليها در همان زمان ثبت شد، ايشان به حضرت علي عليه السلام فرمودند:"سند فدك را بعنوان اعطايي پيامبرصلي الله وعليه و آله و سلم بنويس و ثبت كن. حضرت اميرالمومنين عليه السلام آن را نوشتند و همراه با ام ايمن كه به فرموده پيامبر صلي الله و عليه و آله وسلم زني بهشتي بود، بر آن شهادت دادند و حضرت فاطمه سلام الله و عليها آن را بعنوان سند و مدرك فدك در هنگام غصب آن توسط ابوبكر، ارايه دادند.[12]

اين سند مي‌توانست محل فيصله‌ي دعوا باشد، چرا كه سند را براي چنين روزي تنظيم مي‌كنند. ولي غاصيين فدك به اين جنبه‌ي حقوقي كه در تمامي جوامع و ملل جهان معتبر و از نظر هر قاضي مورد قبول است كوچكترين اعتنايي نكردند.

در نتيجه بر طبق آيات قرآن و همچنين رواياتي كه در منابع اهل سنت و شيعه حو ل محور فدك يافت مي‌شود:

فدك ملك اختصاصي حضرت فاطمه سلام الله عليها بوده است كه پيامبر صلي الله و عليها و آله و سلم در زمان حيات خويش آن را به امر خداوند متعال به حضرت زهرا سلام الله عليها بخشيدند و بي بي فاطمه زهرا عليها سلام آن را از همان زمان مالك بودند. كه اندكي از عايدات آن را به مصرف خود و خانواده خويش مي‌رساندند، و باقي‌مانده آن را بين فقرا تقسيم مي‌كردند.

پس از آنكه آنها از پذيرفتن دلايل روشن و آشكار حضرت زهرا سلام الله عليها در اين كه فدك اعطاي خداوند متعال بوده و حق ايشان مي‌باشد، امتناع ورزيدند، حضرت فاطمه سلام الله عليها مطالبه ارث نمودند كه اول بار از طرف خود آنان مطرح شد و در توجيه عمل غاصبانه خود به جعل حديث عدم ارث انبياء پرداختند، بدين مضمون كه"ما گروه انبياء از خود ارثي باقي نمي گذاريم."[13]

· فرازي از سخنراني شديد اللحن حضرت زهرا سلام الله عليها در دفاع از حق خود

حضرت زهرا عليها السلام در خطبه خود، معروف به فدكيه[14]

"و سليمان از داود ارث برد"(نمل/16).[15]

و آنجا كه خداوند متعال از حضرت يحيي عليه السلام گزارش مي د ‌‌‌‌هد، مي فرمايد:"از جانب خودت به من جانشيني ببخشاي كه از من و از آل يعقوب ارث ببرد"(مريم/6).[16]

"به حكم خداوند برخي خويشاوندان نسبت به برخي ديگر سزاوارترند"(انفال 75)[17]

در جايي ديگر خداوند مي‌فرمايد:". خداوند شما را در مورد فرزندانتان سفارش مي كند كه سهم پسر دو برابر سهم دختر است. (نساء 11)[18]

و مي‌فرمايد: براي فرزندان ذكور سهمي از تركه ابوين و خويشاوندان است و براي فرزندان اناث نيز سهمي از تركه، چه مال اندك باشد و چه بسيار، نصيب هركس در كتاب خداوند معين گرديده است. (نساء 7)[19]

هرگاه يكي از شما را مرگ فرا رسد و مالي بر جاي نهد درباره پدر و مادر و خويشاوندان به ديده انصاف سفارش كند. (بقره 180)[20] نفرموده است.]

پس از قرايت اين آيات حضرت زهرا سلام الله عليها به ابوبكر در حالي كه غضبناك بودند، فرمودند:

ياابن ابي قحافه آيا در كتاب خدا نوشته شده كه تو از پدرت ارث ببري و من از پدرم ارث نبرم؟ به تحقيق افتراي عظيم و دروغ بزرگي به قرآن زده‌اي(مريم/27)[21]

سپس رو به گروه مهاجر و انصار فرمودند: آيا پنداشته‌ايد كه من هيچ بهره و ارثي از پدرم ندارم و هيچ قرابت و خويشاوندي بين ما برقرار نيست؟! البته كه همچون آفتاب تابنده، بر شما روشن است كه من دختر اويم. يا خداي

متعال شما را به آيه اي مخصوص گردانيده است كه پدرم را از آن خارج كرده است؟

در نتيجه

1- فدك ارث نبوده بلكه به شهادت كتب معتبر اهل سنت هبه و بخشش بوده است كه پيامبرصلي الله وعليه و آله وسلم به امر خداوند متعال آن را در زمان حيات خويش به دختر عزيز خود واگذار نموده بودند. و حضرت صديقه سلام الله عليها مالك تام الاختيار فدك هم در زمان حيات پدر و هم ممات ايشان بودند.

2- اصل حديث"ما گروه انبياء از خود ارث باقي نمي‌گذاريم"مطرود و باطل است و همچنين با متن قرآن ناسازگار است، زيرا به بيان قرآن كريم بسياري از پيامبران براي فرزندان خويش ارث باقي گذاشته‌اند و اين استشهاد را بي‌بي مظلومه حضرت زهرا سلام الله عليها در خطبه‌ي فدكيه‌ي خويش بيان فرمودند.و تنها راوي اين حديث خود ابوبكر است و ديگران از قول او اين حديث را نقل مي‌كنند.

3- بر اساس آيات قراني و دلايل تاريخي، فدك اعطايي خداوند به حضرت فاطمه سلام الله عليها و حق ايشان مي باشد.

4- حضرت فاطمه سلام الله عليها فدك را چه از طريق بخشش و چه از طريق ارث، صاحب بودند و ملك شخصي ايشان بوده است.

5- بر اساس احكام الاهي ارث شامل فرزندان دخترهم مي‌شودكه حضرت زهرا سلام الله عليها فدك را از پدر خويش، پيامبر صلوات الله عليه و اله دريافت نموده و از زمان پدر مالك و صاحب آن بودند.

6- همچنين در احكام ارث فقه شيعه آمده است كه وراث سه دسته اند:[22]

الف:پدر، مادر، اولاد (شامل دختر و پسر)

ب:پدر و مادر بزرگ،خواهر و برادر و اولاد آنها.

ج:عمه، عمو، ...........


[1] -فتوح البلدان/ياقوت حموي/ج6/ص343.

[2]-شرح نهج البلاغه/ابن ابي الحديد معتزلي/ج4/ص78/چاپ مصر .

[3] -وَ آتِ ذَا الْقُرْبي‏ حَقَّهُ وَ الْمِسْكينَ وَ ابْنَ السَّبيلِ وَ لا تُبَذِّرْ تَبْذيراً.

[4]- صحيح مسلم/ج5/ص153؛ صحيح بخاري/ج4/ص42؛ مسند احمد حنبل/ج1/ص6؛ سنن الكبري بيهقي/ج6/ص600

[5]-المحاسن النفسانيه/حسين بن آل عصفوربحراني/م 1216/ص47؛ اصول كافي/ص127؛ وسايل الشيعه/ص 207/ج26/باب ان الزوجه اذا لم يكن لها منه.

[6] -وَ ما أَفاءَ اللَّهُ عَلي‏ رَسُولِهِ مِنْهُمْ فَما أَوْجَفْتُمْ عَلَيْهِ مِنْ خَيْلٍ وَ لا رِكابٍ وَ لكِنَّ اللَّهَ يُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلي‏ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ عَلي‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدير.

[7] -سيره اين هشام/ج3/ص368، تاريخ المدينه المنوره/ج1/ص194

[8] -وَ آتِ ذَا الْقُرْبي‏ حَقَّهُ وَ الْمِسْكينَ وَ ابْنَ السَّبيلِ وَ لا تُبَذِّرْ تَبْذيرا.

[9] -از مدارك سني؛تفسير روح المعاني/آلوسي/ج5/ص58، ميزان الاعتدال/. ذهبي/ ج3/ص228، بحار الانوار/علامه مجلسي/ج21/ص22و25

[10] -مجمع الزوايد/هيثمي/چ7/ص49 عين اين حديث را نقل مي كند.

[11] -وَ آتِ ذَا الْقُرْبي‏ حَقَّهُ وَ الْمِسْكينَ وَ ابْنَ السَّبيلِ وَ لا تُبَذِّرْ تَبْذيراً.

-[12] بحار الانوار/علامه مجلسي/ج21/ص23، نواهب الدهول/ج3/ص148، عوالم العلوم/ج11/ص574، مجمع النورين/ص137

[13]- صحيح مسلم/ج5/ص153؛ صحيح بخاري/ج4/ص42؛ مسند احمد حنبل/ج1/ص6؛ سنن الكبري بيهقي/ج6/ص600

[14]-شرح نهج البلاغه/ابن ميثم بحراني/ چاپ بيروت/1401شرح االاخبارفي فضا يل الايمه الاطهار/قاضي نعمان مغربي/م 436/چاپ تهران/ موسسه الصادق/1410/ج4/ص105، شرح نهج البلاغه/ابن ابي الحديد/م656/چاپ مصر/دار الاحياء الكتب العربيه/ج16/ص211و 215، بلاغات النساء/ ابن طيفور ابي الفضل احمد بن ابي طاهر/م 421/چاپ مصر/الهييه المصريه العامه للكتب/ج4/ص12و14

-[15] وَ وَرِثَ سُلَيْمانُ داوُدَ وَ قالَ يا أَيُّهَا النَّاسُ عُلِّمْنا مَنْطِقَ الطَّيْرِ وَ أُوتينا مِنْ كُلِّ شَيْ‏ءٍ إِنَّ هذا لَهُوَ الْفَضْلُ الْمُبينُ.

-[16] يَرِثُني‏ وَ يَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ وَ اجْعَلْهُ رَبِّ رَضِيًّا.

-[17] وَ الَّذينَ آمَنُوا مِنْ بَعْدُ وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا مَعَكُمْ فَأُوليِكَ مِنْكُمْ وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلي‏ بِبَعْضٍ في‏ كِتابِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ عَليم.

-[18] يُوصيكُمُ اللَّهُ في‏ أَوْلادِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ فَإِنْ كُنَّ نِساءً فَوْقَ اثْنَتَيْنِ فَلَهُنَّ ثُلُثا ما تَرَكَ وَ إِنْ كانَتْ واحِدَةً فَلَهَا النِّصْفُ وَ لِأَبَوَيْهِ لِكُلِّ واحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُسُ مِمَّا تَرَكَ إِنْ كانَ لَهُ وَلَدٌ فَإِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلَدٌ وَ وَرِثَهُ أَبَواهُ فَلِأُمِّهِ الثُّلُثُ فَإِنْ كانَ لَهُ إِخْوَةٌ فَلِأُمِّهِ السُّدُسُ مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصي‏ بِها أَوْ دَيْنٍ آباؤُكُمْ وَ أَبْناؤُكُمْ لا تَدْرُونَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ لَكُمْ نَفْعاً فَريضَةً مِنَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَليماً حَكيما.

-[19] لِلرِّجالِ نَصيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوالِدانِ وَ الْأَقْرَبُونَ وَ لِلنِّساءِ نَصيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوالِدانِ وَ الْأَقْرَبُونَ مِمَّا قَلَّ مِنْهُ أَوْ كَثُرَ نَصيباً مَفْرُوضاً.

-[20] كُتِبَ عَلَيْكُمْ إِذا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ إِنْ تَرَكَ خَيْراً الْوَصِيَّةُ لِلْوالِدَيْنِ وَ الْأَقْرَبينَ بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَي الْمُتَّقينَ.

[21] - فَأَتَتْ بِهِ قَوْمَها تَحْمِلُهُ قالُوا يا مَرْيَمُ لَقَدْ جِيْتِ شَيْياً فَرِيًّا.

[22] -توضيح المسايل/ مطابق فتواي آيه العظمي سيد ابو القاسم الموسوي الخويي/چاپ مهر قم 1412/ص498