برخي از علماي اهل تسنّن ميگويند درهر شرايطي كسي به جز خداوند علم غيب نميداند!قضيّه هنگامي جالب ميشود كه كتب همين جماعت، پر است از غيب گويي هاي خلفا وصحابه!

وبه اين شيوه زبان به طعنه ي شيعيان ميگشايند،آنان را غالي و كافر مي خوانند و استدلالشان برخي ازآيات است غافل ازاينكه اگر همين افراد كمي وقت خويش را در راه مطالعه كتب خويش صرف نمايند خواهند دانست كه كه كتبشان،پر است از غيب گويي!اينجاست كه ياد اين ضرب المثل مي افتيم كه:«خار را در چشم هاي ديگري ميبيني،درخت نخلي را كه درچشم هاي خودت هست را نميبيني!؟»

نمونه هايي از غيب گويي هاي ابوبكر:

الف ـ مالك در الموطأ از ابن شهاب از عروة بن زبير از عايشه همسر پيامبر اكرم نقل مي‌كند:

أبا بكر الصديق كان نحلها جاد عشرين وسقا من ماله بالغابة، فلما حضرته الوفاة قال والله يا بنية ما من الناس أحد أحب إلي غني بعدي منك ولا أعز علي فقراً بعدي منك، وإني كنت نحلتك جاد عشرين وسقا فلو كنت جددتيه واحتزتيه كان لك وإنما هو اليوم مال وارث وإنما هما أخواك وأختاك فاقتسموه علي كتاب الله، قالت عايشة: فقلت: يا أبت والله لو كان كذا وكذا لتركته إنما هي أسماء فمن الأخري؟ فقال أبو بكر: ذو بطن بنت خارجة أراها جارية.

ابوبكر بيست اصله از درختان خرماي باغش را به عايشه بخشيد، و چون هنگام وفاتش فرا رسيد، به او گفت: دخترم! به خدا قسم هيچ چيز بعد از وفاتم از دارايي تو محبوب‌تر و از فقر تو برايم سخت‌تر نيست. بيست اصله درخت خرما از من به تو رسيده‌ است، كه اگر از آنها درختان ديگري هم به عمل آوري براي خودت مي‌باشد. و امروز تمام اموال من براي وارثان من يعني دو برادر و دو خواهر توست. آن را بر اساس كتاب خدا تقسيم كنيد، عايشه مي‌گويد گفتم: پدرم به خدا قسم! اگر ‌چنين است، من يك خواهر بيش‌تر ندارم و آن هم أسماء است، اما ديگري كيست؟ ابوبكر گفت: دختري در شكم دارد كه من آن را مي‌بينم.

موطأ مالك، ج ۲، ص ۷۵۲، رقم ۱۴۳۸

ب ـ عبد الرزاق در المصنف از معمر از زهري از عروه از عايشه نقل كرده است:

قالت: لما حضرت أبا بكر الوفاة قال أي بنية ليس أحد أحب إلي غني منك ولا أعز علي فقرا منك وإني قد كنت نحلتك جداد عشرين وسقا من أرضي التي بالغابة وإنك لو كنت حزتيه كان لك فإذ لم تفعلي فإنما هو للوارث وإنما هو أخواك وأختاك قالت عايشة هل هي إلا أم عبد الله قال نعم وذو بطن ابنة خارجة قد ألقي في نفسي أنها جارية فأحسنوا إليها.

هنگامي كه وفات ابوبكر فرارسيد به دخترش گفت: دخترم! هيچ چيز بعد از وفاتم از دارايي تو محبوب‌تر و از فقر تو برايم سخت‌تر نيست. از من بيست اصله درخت خرما از زمين باغ خود به تو بخشيده‌ام، كه اگر از آنها درختان ديگري هم به عمل آوري براي خودت و گرنه براي ديگر وارثان يعني: دو برادر و دو خواهر توست. عايشه گفت: آيا براي من خواهري غير از ام‌ عبد الله هست؟ ابوبكر گفت: آري. فرزندي كه از او متولد مي‌شود و به قلبم خطور كرده كه او دختري خواهد بود؛ پس با او به نيكي و احسان رفتار نماييد.

مصنف عبد الرزاق، ج ۹، ص ۱۰۱، رقم ۱۶۵۰۷


ج ـ بيهقي در السنن الكبري گفته است

أخبرنا أبو أحمد المهرجاني أنا أبو بكر محمد بن جعفر المزكي ثنا محمد بن إبراهيم البوشنجي ثنا بن بكير ثنا مالك عن بن شهاب عن عروة بن الزبير عن عايشة زوج النبي صلي الله عليه وسلم قالت إن أبا بكر الصديق رضي الله عنه قال في الأوساق التي نحلها إياها فلو كنت جددتيه أو احتزتيه كان لك وإنما هو اليوم مال الوارث وإنما هو أخواك وأختاك فاقتسموه علي كتاب الله فقالت عايشة رضي الله عنها والله يا أبت لو كان كذا وكذا لتركته إنما هي أسماء فمن الأخري قال ذو بطن بنت خارجة اراها جارية.

عروه بن زبير از عايشه همسر پيامبر اكرم صلي الله عليه [وآله] وسلم روايت كرده است كه عايشه گفت: ابوبكر در باره درختان خرمايي كه به عايشه بخشيد گفت: اگر از آنها درختان جديدي به عمل آوردي براي خودت. و از امروز باقيمانده اموالم براي دو برادر و دو خواهرت. آنها را بر اساس كتاب خدا تقسيم كنيد. عايشه گفت: پدرم به خدا قسم! اگر چنين است شما اين اموال را براي أسماء گذارده‌ايد، اما دختر ديگرتان كيست؟ ابوبكر گفت: آن‌كه در شكم اوست و من او را دختري مي‌بينم.

السنن الكبري، بيهقي، ج ۶، ص ۲۵۷، رقم۱۲۲۶۷

و نيز در بسياري از مصادر ديگر همين مطلب آمده است.

سخني با پيروان سقيفه بني ساعده:

۱_مگر نه اينكه ميگوييد پيامبران ودر صدر آن ها پيامبر اسلام علم غيب نمي دانسته!وهركس بگويد كه پيامبر و اهلبيت ايشان علم غيب داشته است،غلو است ودروغي بيش نيست…حال ابوبكر از اين قايده مستثنا شده است ويا غلو درباره ي ابوبكر اجتهاد است ودر اجتهاد نيز يك ثواب!بنازم يك بام ودو هوا را!

۲_وقتي شيعه ميگويد كه درحمله ي سپاهيان ابوبكر به خانه ي حضرت زهرا وامام علي عليهما السلام حضرت محسن – كه قبل از بدنيا آمدن با ضربه ي سپاهيان ابوبكر به درب خانه با توجه باينكه حضرت زهرا سلام الله عليها در پشت دربودند،بافشار در وديوار بشهادت رسيدند- ميگوييد شيعيان چقدر دروغ ميگويند بچه اي كه درشكم بوده است وبا توجّه به اينكه علم در آن زمان تا اين حد پيشرفت نكرده بود تا جنسيت فرزند در رحم مادر را تشخيص دهند آيا حضرت علي علي وحضرت زهرا عليهما السلام دستگاه سونوگرافي داشته اند تا جنسيت را تشخيص دهند تا شما بگوييد اين فرزند پسربوده است يادختر! چگونه ميشود جنسيت فرزند بدنيا نيامده را تشخيص داد!؟؟

حال چيزي كه عوض دارد گِله ندارد: آيا ابوبكر دستگاه سونوگرافي داشته كه اين خبر‌ها را داده است!يا ايشان چشم بسته غيب گفته است؟كه اگر بگوييد غيب گفته است درپاراگراف قبل اشاره نموديم كه علمايتان ميگويند به غير ازخدا كسي غيب نمي داند حتّي شخص پيامبر!حال چه شده كه ابوبكر غيب گو شده است!خدا مي داند…!

۳_شما در صحبت هايتان به قول خودتان باعقايد ما مزاح هايي ميكنيد! خوب از آنجاييكه از قديم الأيام گفته اند كمال همنشين در من اثر كرد پس اجازه دهيد ما نيز باعقايدتان كمي مزاح كنيم! تا به قول خودتان جنبه تان را بسنجيم!

ظاهرا سخن ابوبكر بدون هيچ رد وبرگشت، درست در آمده است! طبق گفته خودتان معلوم ميشود كه دستگاه سونوگرافي ايشان، خيلي قوي بوده است، آن هم در زماني كه علم تا اين حد پيشرفت نكرده بود.تا فراموش نكرده ام اين سؤال را بپرسم كه شما مي دانيد كه جناب ابوبكر از چه نوع دستگاه سونوگرافي درتشخيص جنسيت استفاده كرده است:اكوگرافي، پژواك‌نگاري، صوت‌نگاري يا دستگاهي كه ايشان در آن زمان داشته اند هنوز اختراع نشده است!

عليرضا جعفري

تهيه وتنظيم:اسلام پرس