51 : 23   سه شنبه 31 اردیبهشت ماه 1392
کلام معصوم

امام علی (ع) فرمودند:

 تمسک کنندگان به امر ما ، فردا در بارگاه قدس (فردوس برین) خواهند بود

 و منتظران امر ما ، مانند کسانی هستند که در راه خدا به خون خود غلطیده اند

الخصال - جلد 2 - صفحه 523

جستجو
وقايع روز

امروز 10 رجب 1434 هجری قمری است

Email
فضائل اهل بيت

 رسول خدا (ص) فرمودند:

 اگر درختان قلم و درياها مركب و جنيان حسابگر و آدميان كاتب نميتوانند فضائل على بن ابى طالب را به شمارش در آورند

ارشاد القوب جلد 2 صفحه 2

: بروز رساني

جعل حدیث درشأن شیخین!


بهتر نیست به جای جعل احادیث در شأن شیخین وتحریف سخنان رسول گرامی اسلام به بیان حقایق بپردازیم؟پس چرا برخی ازافراد که خود را عالم می پندارند به این اعمال ناجوانمردانه وناپسند میپردازند؟


حدیث منزلت از احادیثى است که در شأن و مقام امیر مؤمنان على علیه السلام وارد شده است و همه مسلمانان در ورود آن درباره حضرت على علیه السلام اتفاق نظر دارند. محدثان بزرگ متقدم و متأخر، علما و دانشمندان اهل تسنّن نیز این حدیث را نقل کرده اند. براى نمونه مى توان به بُخارى، مسلم نیشابورى و دیگر نویسندگان صحاح اشاره نمود. نگارندگان مسند همچون احمد بن حنبل شیبانى در مسند و معجم نگاران مانند طبرانى در المعجم الکبیر نیز به این حدیث اشاره کرده اند


تردیدى در صحّت سند و بلکه تواتر آن ـ حتّى از طرقى که نزد اهل تسنن معتبر است ـ وجود ندارد. از این رو گروهى از آنان ـ در کتاب هاى حدیثى و کلامى ـ در دلالت این حدیث بر برترى امیر مؤمنان على علیه السلام و جانشینى او از رسول ربّ العالمین تشکیک کرده اند
گروه دیگرى وقتى متوجّه بى ارزشى این تشکیک ها شده اند، به ناچار سند آن را زیر سؤال برده و آن را ضعیف شمرده اند، با این که حدیث منزلت حدیثى است که بخارى و مسلم و دیگر صاحبان صحاح و بزرگان حدیث بر آن اتّفاق نظر دارند و صدور چنین حدیثى نزد اهل سنّت قطعى است، آن چنان که این موضوع براى هر پژوهش گرى که به کتاب الصواعق المحرقه مراجعه کند پوشیده نیست.
الصواعق المحرقه: ۱ / ۳۱
از طرفى، عدّه اى از مخالفان متوجّه شدند که ضعیف شمردن سند و دلالت این حدیث هیچ سودى ندارد; از این رو متن حدیث را به گونه اى که هیچ مسلمانى به زبان نمى آورد تحریف کردند و گفتند: متن حدیث این گونه است: علیٌّ منّی بمنزلة قارون من موسى…! نسبت على به من، مانند نسبت قارون به موسى است! پژوهش گرى که به کتاب هاى رجال، در ضمن شرح حال «حریز بن عثمان» مراجعه کند، از جعلى بودن این روایت آگاهى خواهد یافت
 


حدیث منزلت و تحریف واژگان آن
برخى دیگر، حدیث را قلب کرده و نام ابوبکر و عمر را به جاى نام على علیه السلام گذاشته اند
توجه:قلب حدیث: جا به جا کردن نام یکى از راویان، یا پس و پیش کردن نامى و یا تعویض یک نام با نام دیگر در سند و یا جا به جا کردن و تغییر دادن مطلبى در متن
 


خطیب بغدادى در تاریخ معروف خود چنین مى نگارد: طاهرى، از ابوالقاسم علىّ بن حسن بن علىّ بن زکریاى شاعر، از ابوجعفر محمّد بن جریر طبرى، این گونه نقل مى کند که بُشر بن دحیه، از قزعة بن سوید، از ابن ابى مُلَیکه این گونه نقل مى کند: ابن عبّاس مى گوید که پیامبر صلى اللّه علیه وآله فرمود: نسبت ابوبکر و عمر به من، مانند نسبت هارون به موسى است
این روایت را متّقى هندى در کنز العمّال، از خطیب بغدادى و ابن جوزى در الواهیات، از ابن عباس نقل کرده اند.۳ مناوى نیز در کنوز الحقایق همین گونه آورده است
تاریخ بغداد: ۱۱ / ۳۸۳
کنز العمّال: ۱۱ / ۲۵۹، کتاب فضایل، باب ذکر صحابه و فضلهم، حدیث ۳۴۶۷۹
کنوز الحقایق: ۱ / ۱۳، حرف همزه، حدیث ۸۴
اثبات کذب بودن حدیث منزلت در شأن ابوبکر وعمر:حال گفته ی علما وصاحب نظران سنی را درمورد راویان این حدیث می اوریم
قزعة بن سویدابن ابى حاتِم درباره قزعه، از احمد بن حنبل این گونه نقل مى کند: قزعه مضطرب الحدیث است. وى از ابن مَعین روایت کرده است که مى گوید: او از نظر نقل حدیث ضعیف است; آن گاه از پدرش ابوحاتِم رازى درباره قزعه چنین نقل مى کند: نمى توان به گفته هایش استناد و احتجاج کرد.
الجرح والتعدیل: ۷ / ۱۸۸
ابن حجر نیز در مورد قزعة بن سوید اظهار نظر کرده است. وى مى نویسد که بُخارى مى گوید: قزعه در نقل حدیث فرد قوى نیست
وى هم چنین از ابوداوود، عنبرى و نَسائى نقل مى کند که گویند: قزعه در نقل حدیث فرد ضعیفى است. ابن حجر در ادامه مى نویسد که ابن حبّان، قزعه را این گونه وصف مى نماید: وى خطا و اشتباه هاى بسیار و آشکارى دارد. از آن جا که چنین مواردى در روایاتش بسیار است، نمى توان به روایاتش استناد کرد.
تهذیب التهذیب: ۸ / ۳۲۶
ذهبى نیز در میزان الاعتدال نامى از او برده و مى نویسد: او حدیثى منکَر و ناشناخته از ابن ابى مُلَیکه دارد
میزان الاعتدال: ۵ / ۴۷۲ و ۴۷۳
ب)بشر بن دحیه
ابن حجر مى گوید: بُشر بن دحیه، از قزعة بن سوید، روایت نقل مى کند; و محمّد بن جریر طبرى نیز از او حدیث نقل کرده است. ذهبى در اصل کتاب میزان الاعتدال، او را ـ ذیل شرح حال عمّار بن هارون مستملى ـ آورده و ضعیف دانسته است. در ادامه مطالب، عین عبارت ابن حجر را خواهید دید. در آن عبارت از ذهبى این گونه نقل شده است: این حدیث دروغ و جاعل آن بُشر است. در همان عبارت، سخن ابن حجر این گونه آمده است: من استاد طبرى (بُشر) را نمى شناسم. ممکن است که همو جاعل حدیث باشد.
لسان المیزان: ۴ / ۲۵۹
حدیث منزلت در شأن امیر مؤمنان على علیه السلام
به روایت بُخارى بُخارى این حدیث را این گونه نقل مى کند: محمّد بن بشّار، از غندر، از شعبه، از سعد نقل مى کند که مى گوید: از ابراهیم بن سعد، از پدرش شنیدم که این گونه مى گفت: پیامبر صلى اللّه علیه وآله به على علیه السلام فرمود: أما ترضى أن تکون منّی بمنزلة هارون من موسى؟آیا راضى نیستى که براى من همانند هارون براى موسى باشى؟
صحیح بُخارى: ۳ / ۱۳۵۹، کتاب فضایل صحابه، باب مناقب على بن ابى طالب علیه السلام، حدیث ۳۵۰۳
بُخارى در بخش دیگرى از صحیح، حدیث منزلت را این گونه نقل مى کند: مسدّد، از یحیى، از شعبه، از حَکَم، از مصعب بن سعد، از پدرش نقل مى کند که سعد مى گوید: آن گاه که رسول خدا صلى اللّه علیه وآله به تبوک مى رفت، على علیه السلام را جانشین خود قرار داد. على علیه السلام عرض کرد: أتخلّفنی فی الصبیان والنساء; آیا مرا در میان کودکان و زنان باقى مى گذارى؟پیامبر خدا صلى اللّه علیه وآله فرمود: ألا ترضى أن تکون منّی بمنزلة هارون من موسى إلاّ أنّه لیس نبی بعدی؟
آیا راضى نیستى که براى من، همانند هارون براى موسى باشى جز این که بعد از من پیامبرى نخواهد بود؟
صحیح بُخارى: ۴ / ۱۶۰۲، کتاب المغازى، باب غزوه تبوک، حدیث ۴۱۵۴
به روایت مسلم
مسلم بن حجّاج نیشابورى نیز به نقل این حدیث پرداخته است.
وى در صحیح در بخش فضایل على بن ابى طالب علیهما السلام مى نویسد:یحیى بن تمیمى، ابو جعفر محمّد بن صباح، عبیداللّه قواریرى و سریح بن یونس ـ متن حدیث به نقل از محمّد بن صباح است ـ از یوسف بن ماجشون نقل مى کنند که وى از ابو سَلَمه ماجشون، از محمّد بن منکدر، از سعید بن مسیّب، از عامر بن سعد بن ابى وَقّاص، از پدرش نقل مى کند که رسول خدا صلى اللّه علیه وآله به على علیه السلام فرمود:
أنت منّی بمنزلة هارون من موسى إلاّ أنّه لا نبی بعدی;
تو براى من، مانند هارون براى موسى هستى جز این که بعد از من پیامبرى نخواهد بود.
سعید مى گوید: دوست داشتم که این حدیث را از زبان سعد بشنوم; وقتى سعد را ملاقات کردم و گفته عامر را براى او نقل کردم، سعد گفت: آرى، من این حدیث را شنیده ام. گفتم: خودت آن را شنیده اى؟سعد انگشتانش را بر گوش هایش نهاد و گفت: آرى، وگرنه گوش هایم کر شوند.
این حدیث را ابوبکر بن ابى شِیبه نیز از غندر، از شعبه نقل کرده است.
مسلم در سند دیگرى حدیث منزلت را این گونه نقل مى کند: محمّد بن مثنّى و ابن بشّار از محمّد بن جعفر نقل مى کنند که وى، از شعبه، از حَکَم، از مصعب بن سعد، از سعد بن ابى وقّاص نقل مى کند:
رسول خدا صلى اللّه علیه وآله در غزوه تبوک على بن ابى طالب علیه السلام را جانشین خود قرار داد. على علیه السلام گفت: یا رسول اللّه! تخلّفنی فی النساء والصبیان؟اى رسول خدا! آیا مرا در میان زنان و کودکان باقى مى گذارى؟پیامبر خدا صلى اللّه علیه وآله فرمود: أما ترضى أن تکون منّی بمنزلة هارون من موسى غیر أنّه لا نبی بعدی؟آیا راضى نیستى که براى من، همانند هارون براى موسى باشى، جز این که بعد از من پیامبرى نخواهد بود؟
مسلم در سند دیگر این حدیث را این گونه نقل مى کند:
عبیداللّه بن معاذ، از پدرم، از شعبه براى ما روایت کرده اند که قُتَیْبَة بن سعید و محمّد بن عباد ـ با دو متن نزدیک به هم ـ از حاتِم (ابن اسماعیل) از بُکَیْر بن مسمار، از عامر بن سعد بن ابى وَقّاص، از پدرش نقل مى کنند که معاویة بن ابى سُفیان به سعد گفت:
چه چیز تو را از این که به ابوتراب دشنام دهى باز مى دارد؟! سعد گفت: من مادامى که سه جمله از رسول خدا صلى اللّه علیه وآله درباره على به خاطر دارم، او را دشنام نخواهم داد که اگر یکى از این سه جمله درباره من بود، براى من خوشایندتر از مال دنیا بود. رسول خدا صلى اللّه علیه وآله به هنگام حرکت به غزوه اى على علیه السلام را جانشین خود قرار داد; على علیه السلام به او عرض کرد: اى رسول خدا! مرا همراه زنان و کودکان باقى مى گذارى؟شنیدم که پیامبر صلى اللّه علیه وآله به او فرمود:
أما ترضى أن تکون منّی بمنزلة هارون من موسى إلاّ أنّه لا نبی بعدی؟
آیا راضى نیستى که براى من، همانند هارون براى موسى باشى، جز این که بعد از من پیامبرى نخواهد بود؟
بار دیگر از حضرتش شنیدم که در جنگ خیبر فرمود:
لاُعطینّ الرایة رجلاً یحبّ اللّه ورسوله ویحبّه اللّه ورسوله;
پرچم را به دست مردى خواهم داد که خدا و رسولش را دوست مى دارد و خدا و رسولش نیز او را دوست مى دارند. همه ما گردن کشیدیم و نگاه مى کردیم که او چه کسى است. پیامبر صلى اللّه علیه وآله فرمود: على را برایم صدا بزنید. على علیه السلام را پیش رسول خدا صلى اللّه علیه وآله آوردند. او چشم درد داشت. پیامبر از آب دهان خود به چشم او مالید و پرچم را به او داد و خداوند به دست او، فتح و پیروزى را به مسلمانان نصیب کرد. جمله سوم آن گاه بود که آیه (نَدْعُ أَبْناءَنا وَأَبْناءَکُمْ) نازل شد. رسول خدا صلى اللّه علیه وآله على، فاطمه، حسن و حسین علیهم السلام را فرا خواند و گفت: اللهمّ هؤلاء أهلی; بارالها! اینان خانواده من هستند.
این حدیث را ابوبکر بن ابى شِیبه نیز، از غندر، از شعبه نقل کرده است.
مسلم نیشابورى، به سندى دیگر، این حدیث را چنین نقل مى کند: محمّد بن مثنّى و ابن بشّار از محمّد بن جعفر، از شعبه، از سعد بن ابراهیم، از ابراهیم بن سعد نقل مى کنند که سعد مى گوید: پیامبر صلى اللّه علیه وآله به على علیه السلام فرمود: أما ترضى أن تکون منّی بمنزلة هارون من موسی؟
آیا راضى نیستى که براى من همانند هارون براى موسى باشى؟
صحیح مسلم: ۵ / ۲۲ ـ ۲۴، کتاب فضایل صحابه، باب فضایل على بن ابى طالب علیه السلام، حدیث ۲۴۰۴
سخنی با حقجویان:بهتر نیست به جای جعل حدیث ساختگی در در شأن شیخین وتحریف سخنان رسول گرامی اسلام به بیان حقایق بپردازیم؟پس چرا برخی ازافراد که خود را عالم می پندارند به این اعمال ناجوانمردانه وناپسند میپردازند؟

Islam-Press.Net



سایت تحقیقاتی اسلام پرس
ارسال اين مطلب به دوستان
پست الکترونيک گيرنده :
نام و نام خانوادگي فرستنده :

نظر شما در باره این مطلب :
نام :
متن :
Email :
نظرات کاربران :
تعداد بازديد از سايت : 7384558