تشیع در جمهوری آذربایجان (قسمت دوم)
چالشها و تهدیدهای دینی و مذهبی
فعالیتهای مسیونری: گروههای مسیونری مسیحی و یهودی بعد از توجه دولت باکو به اعطای آزادی فعالیتهای دینی ـ مذهبی، گسترش درخور توجهی در کشور داشتهاند. فعالیت این گروهها که از نظر قانونی ثبت شده هستند، در کنار اهتمام دولت به بازسازی و احیاء فعالیت مکانهای مذهبی مسیحی و یهودی نمود بارزی پیدا کرده است، تا جایی که شهروندان مسلمان بارها نگرانی شدید خود را پیرامون گسترش زایدالوصف این گروهها اعلام نمودهاند. در این زمینه گردانندگان اداره روحانیت مسلمانان قفقاز و شیخالاسلام پاشازاده رهبر این نهاد نیز بارها نگرانی و اعتراض خود را به دولت اعلام نمودهاند.
برخی از این گروهها فعالیتهای چندجانبهای را دنبال میکنند. بنیاد سوروس که توسط جورج سوروس شهروند آمریکایی یهودیتبار و با دارا بودن شعبههای متعدد در کشورهای مختلف جهان هدایت میشود، مهمترین این گروهها در آذربایجان به شمار میرود. بنیاد سوروس در کنار تبلیغ مسیحیت به اقدامات عامالمنفعه مختلفی در این کشور دست میزند. کمک به خانوادههای مستمند به ویژه آوارگان جنگی قرهباغ، انجام پروژههای بهداشتی و آموزشی (ازجمله آموزشهای دینی مسیحیت، رایانه و زبان انگلیسی) و توانمندسازی جامعه زنان شیعه آذری در جهت مشارکت و ایفای نقش بیشتر در عرصههای مختلف اجتماعی ـ مدنی فعالیتهای شبکهای و متصل به هم توسط این بنیاد است که موفقیتهایی نیز در پی داشته است. هرچند بنیاد سوروس در آذربایجان به اندازه برخی دیگر کشورها نظیر گرجستان موفق نبوده است ـ که بدون شک اقدامات متقابل و افشارگریهای دینداران شیعه در این عدم موفقیت نقش داشته است ـ ولی در توصیف موفقیت گروههای مسیحی شاید همین کافی است که بدانیم همانگونه که در بخش مربوط به قوم آذری گفته شد، تاکنون در جامعه محدودی مانند آذربایجان ۵۰۰۰ نفر به دین مسیحیت گرویدهاند.
پیروان آیینهای کریشنا و یهوا آیینهای مسیحی نیز که در آذربایجان پایگاه دارند. پیروان یهوا که نام گروه «شاهدان یهوا» بر خود نهادهاند، در برخی کشورهای غربی فرقههای دینی انحرافی تلقی میشود و از اینروست که در برخی کشورهای اروپایی فعالیت این فرقه متوقف گردیده است. کمیته دولتی امور تشکلهای دینی آذربایجان چند مورد از فرقههای مسیونری مسیحی را به دلیل اقدامات مخرب و تفرقهساز تعطیل ساخته است، ولی تاکنون فعالیت شاهدان یهوا را آزاد گذاشته است. رافق علیاف رئیس کمیته یاد شده در این خصوص عقیده دارد؛ مادامی که دولت آذربایجان شاهد اقدامات مخرب و آشوبساز این فرقه نیست به آن اجازه ادامه فعالیت میدهد.(۹4)
مسیونرهای مسیحی برای ترویج دین خود در جامعه آذربایجان از ابزارهای رسانهای نیز بهره میگیرند. شبکه تلویزیونی ECTV با هدف گسترش دین مسیحیت برنامههای خود را از طریق ماهواره یوروست و به صورت کابلی پخش میکند. علیرغم نارضایتی اکثریت مردم از برنامههای این شبکه، مسئولین شورای نظارت بر فعالیت رسانهها در جمهوری آذربایجان از نبود مکانیسمی برای کنترل برنامههای این شبکه ـ به دلیل پخش برنامههای آن در اراضی خارج از آذربایجان ـ سخن گفته است.(15)
برخی از فعالین عرصههای دینی در آذربایجان گسترش فعالیتهای مسیونری مسیحی در آذربایجان را با لابی ارامنه در اروپا و آمریکا مرتبط میدانند. این موضوع تاکنون بارها در مطبوعات آذربایجان مورد تأکید قرار گرفته است. برخی مطبوعات اخباری منتشر کردند، مبنی بر اینکه در داخل اعضای مسیونری و مبلغین گروههای مذهبی مسیحی در آذربایجان افراد وابسته به لابی ارامنه در اروپا و آمریکا و حتی افراد مرتبط با تشکیلات امنیتی ـ اطلاعاتی جمهوری ارمنستان وجود دارند و اسنادی نیز در این رابطه در رسانههای آذری منتشر گردیده است.
در سال ۱۹۹۶ کتابی در جمهوری آذربایجان با نام «گروههای مسیونری مسیحی در آذربایجان و اقدامات مخرب سیاسی، معنوی و ایدئولوژیک» منتشر شد و به صورت مفصل به این موضوع پرداخت. مرکز مطالعات دینی آذربایجان که توسط اسلامگرایان روشنفکر هدایت میشود، نیز مقالات متعددی در این زمینه منتشر کرده است و به مجامع مدنی و دولت در زمینه فعالیت این گروهها که حمایت برخی مجامع غربی را نیز به دنبال دارند، هشدار داده شده است.(16)
محافل دینی آذربایجان با بررسی سابقه و عملکرد مسیونرهای مسیحی که عموماً عادات و رسوم غیرمعمولی دارند، با یادآوری ممنوعیت و محدودیت فعالیت آنها در غرب، گسترش این تفکرات در صحنه اجتماعی جمهوری آذربایجان را حرکت حساب شده محافل غربی میدانند که پشتپرده این حرکتها عوامل ارمنی نهفته است.(17)
صوفیگری و فعالیت طریقتها: تصوف و فعالیت طریقتهای صوفیانه در جمهوری آذربایجان برعکس آنچه در آسیای مرکزی و حتی مناطق شمالی قفقاز نظیر داغستان و چچنستان از دیرباز رایج و مرسوم بوده است، رواج کمتر و ناچیزی داشته است. آنچه امروز در جمهوری آذربایجان تحت نام صوفیگری جریان دارد، در واقع تأثیراتی است که از طریقتهای صوفی رایج در آسیای مرکزی و داغستان نشأت گرفته است و میتوان گفت؛ این ایدهها در آذربایجان بومی نشدهاند. طریقتهای صوفیگری چهارگانه نقشبندیه، قادریه، یسویه و بکتاشیه به نوعی تأثیرات خود را در بین علاقمندان تصوف در آذربایجان گذاشتهاند. در این میان تأثیرات طریقتهای نقشبندیه و قادریه بیشتر از آسیای مرکزی و نفوذ آموزههای یسویه و بکتاشیه اغلب از سوی محافل تصوف ترکیه صورت گرفته است. پس از استقلال جمهوری آذربایجان و به دنبال روابط رو به تزاید بین آذربایجان و ترکیه، محافل صوفیگری ترکیه از خلأ مذهبی موجود در آذربایجان بهره برده و شاخههای فرعی طریقتهای صوفی مانند نورجیها در این کشور نفوذ کردهاند. فتحالله گولن شخصیت مشهور دینی ـ فرهنگی ترکیه و هدایتگر اصلی شاخه نورجیها اهتمام خاصی در زمینه فعالیت در آسیای مرکزی و قفقاز میورزد. روزنامه اسلامگرای زامان چاپ ترکیه که با محافل دینی نورجیها پیوند دارد، در میان نسخههای منتشره به زبانهای خارجی به زبان آذری نیز اهمیت ویژهای میدهد. همانگونه که اشاره شد، نفوذ طریقتها (حتی طریقت شیعه محور و علوی بکتاشیه) در آذربایجان بسیار محدود است ولی از آنجا که اسلام طریقتگرا، عمل به احکام شریعت را سبک میشمارد و باعث کاهش روحیه نظمپذیری در عمل به احکام شرعی میشود و این روش ظاهراً سازگاری بهتری با سلائق مردمی دارد که طی سالها زیستن در محیط کمونیسم، نظم و انضباط شرعی ندارند. شاید این گفته یکی از تحلیلگران در آذربایجان واقعی باشد که معتقد است؛ اغلب مردم این جمهوری به راحتی در زیارتگاههای مذهبی میروند ولی در ادای فریضه نماز کاهلی میکنند.(18) اگر این روحیه همچنان در بین مردم باقی بماند، محیط مساعدی در پذیرش طریقتهای صوفی به وجود خواهد آمد.
فعالیتهای اهل تسنن: فعالیتهای مذهبی اهل سنت در جمهوری آذربایجان در دو بخش قابل تحلیل است. بخش اول جمعیت سنی مذهب کشور است که ۱۴ تا ۱۹ درصد از جمعیت کل کشور و ۲۰ تا ۲۵ درصد از جمعیت مسلمانان جمهوری را به خود اختصاص دادهاند. بخش دوم مربوط به فعالیت مذهبی سنی توسط کشورهای مسلمان دیگر نظیر ترکیه و کشورهای عربی است. در بخش اول از آنجا که اهل تسنن جزو اقوام اقلیت و از نظر سیاسی ـ اجتماعی در حاشیه هستند، از اینرو فعالیت مذهبی آنها از تبلیغات قوی و مؤثری برخوردار نیست. سنیها عموماً در مناطق حاشیهای و در نزدیکی مرزهای شمال شرقی و شمالی و جنوبی و جنوبشرقی زندگی میکنند. در باکو محل تمرکز فعالیتهای شهروندان سنی مذهب مسجد تاریخی اژدربیگ است. اهل سنت در دستگاههای دولتی جایگاه درخور توجهی ندارند و اهرم و ابزار تبلیغاتی قوی و مؤثری نظیر رسانههای دیداری، نوشتار و الکترونیکی به صورت چشمگیر ندارند. برعکس این بخش از فعالیتهای سنی مذهب، تفکر سنی وارداتی از خارج فعالتر عمل میکند. جمهوری ترکیه یکی از مؤثرترین کشورها در این زمینه محسوب میشود. روابط بسیار گسترده و ریشهدار جمهوری ترکیه و جمهوری آذربایجان باعث شده است که اسلامگرایان ترکیه محیط سیاسی، اجتماعی و فرهنگی آذربایجان را برای فعالیت مناسب ببینند. این تلاشها با قدرت گرفتن اسلامگراها در ترکیه نمود بارزتری خواهد یافت. تأسیس دانشکده الهیات در دانشگاه دولتی باکو با کمک دولت ترکیه از مصادیق این اثرگذاری است. علاوه بر دولت ترکیه، هولدینگها و بنگاههای بزرگ فرهنگی اسلامگرا در ترکیه که پشتوانه اقتصادی قوی نیز دارند، جامعه آذربایجان را از هر حیث (اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی) برای فعالیت مناسب میبینند. در بین کشورهای عربی نیز کویت و عربستان سعودی بیشترین فعالیت دینی را در جمهوری آذربایجان دارند. اخیراً نیز روابط آذربایجان با جمهوری عربی سوریه رو به گسترش است که قاعدتاً ارتباطات فرهنگی و مذهبی نیز به دنبال خواهد داشت. در میان کشورهای خارجی سنی مذهب شاید فعالیت گروههای کویت و عربستان را به توان به نوعی تهدید جدی ولی محدود برای تفکر شیعی آذربایجان محسوب کرد. نهادهای مذهبی ترکیه چه به لحاظ میانهروی و چه از نظر نبود تفکر تقابل با تشیع در این کشور، معمولاً در پی رویارویی یا تضعیف مذهب شیعه نیستند. با این اوصاف تسنن در آذربایجان تهدید اساسی برای تشیع نیست. برخی بر این باورند که اهل سنت آذربایجان در طول سالهای استبداد ضددینی کمونیسم اتحاد محکمی با تشیع ایجاد کردهاند که اثرات آن در احترام به مناسک مذهبی شیعی مانند عزاداریهای ماه محرم و ... جلوهگر است.(19)
فعالیت فرقههای اسلامی منحرف: بهائیت و وهابیت دو نمونه بارز فرقههای اسلامی انحرافی در آذربایجان هستند. در این میان فرقه بهایی که موقعیت تضعیف شدهای در سایر کشورها نیز پیدا کرده است، با دارا بودن دو تشکل ثبت شده و قانونی فعالیت میکنند ولی انعکاس چندانی از فعالیت این فرقه انحرافی در جامعه آذربایجان به چشم میخورد.
فرقه انحرافی و ضدشیعی وهابیت در منطقه قفقاز عموماً از نواحی داغستان و چچنستان تغذیه میشود. البته سرمنشأ اصلی این فرقه در عربستان قرار دارد و در حال حاضر در اکثر نقاط دنیا به ویژه در کشورهای اسلامی فعالیت دارد. این فرقه که توسط محمدبن عبدالوهاب برپایه شاخه جنبلی مذهب تسنن در قرن هجدهم میلادی شکل گرفته است، با ایدئولوژی سلفیگری در پی استقرار تفکر انعطافناپذیر و افراطی در دین اسلام هست و مخالفین خود را از هر دین و مذهبی که باشند با خشنترین روشها از بین میبرند. آنها خود را موحدین و مسلمانان واقعی میدانند. وهابیها شرایط بسیار سخت و دشواری برای ادای فرایض دینی دارند، زیارت اماکن مقدس و مراسم مولودی پیامبر اکرم (ص) را حرام میدانند و در این زمینه با شیعیان و اهل تصوف مخالفت سرسختانهای دارند و این امور را شرک میدانند.(20)
به طور کلی در محدوده سرزمینی به جا مانده از اتحاد جماهیر شوروی، تفکرات دینی افراطی در مناطق فقیر بیشتر رشد و نمو داشته است. ازبکستان، تاجیکستان و قرقیزستان در آسیای مرکزی و مناطق داغستان و چچن ـ اینگوش در شمال قفقاز مناطقیاند که پس از فروپاشی شوروی فعالیتهای زیادی با نام احیای دین اسلام در آنها انجام شد و وجه غالب این فعالیتها فرقههای افراطی و یا تصوف بوده است ولی در مناطقی مانند قزاقستان و ترکمنستان احیاگری اسلامی بسیار ضعیفتر بوده است.
در این میان جمهوری آذربایجان علیرغم اینکه مانند قزاقستان و ترکمنستان وضع اقتصادی مناسبتری دارد ولی جریان احیاگری اسلام در آن بیشتر از این دو کشور و البته کمتر از کشورهای فقیر اسلامی است. تفاوت دیگر آذربایجان با کشورهای فعال در زمینه اسلامگرایی، ماهیت این تحرکات است. در آذربایجان احیاگری دینی اغلب مبتنی بر آیین شیعه بوده و کمتر اثری از تصوف و فرقههای افراطی دیده میشود.
افراطیگری و رادیکالیسم در اسلامگرایی کشورهای مستقل همسود (مشترکالمنافع) اغلب در دو وجه تندرو و میانهرو متجلی است. شکل افراطی این اندیشه وهابیت و جنبش نظامی اسلامی ازبکستان است و شکل میانهروتر آن حزبالتحریر است که در کشورهای منطقه فعالیت دارند.
با وجود اینکه فرقههای افراطی به ویژه وهابیت اغلب در بین گروههای سنی حاشیهای در آذربایجان نفوذ دارند ولی گفته میشود که این فرقه در باکو و سومقایت مورد حمایت قرار میگیرند و از منابع مالی برخوردارند.(21)
وهابیت در آذربایجان درصدد بهرهگیری از مسئله قرهباغ و تشویق به مبارزه مقدس دینی ـ میهنی نیز هست تا از این طریق جامعه مسلمانان و حتی شیعیان آذربایجان را جذب خود نماید.
تهدیدهای غیردینی
سکولاریسم: حاکمیت در جمهوری آذربایجان در دوره اتحاد جماهیر شوروی برپایه آتهئیسم و الحادگری استوار بود و علاوه بر اینکه از هویت دینی شهروندان به مثابه بخشی از حقوق انسانی آنها حمایت نمیکرد، سیاستهای ضددینی سرسختانهای را اعمال مینمود. پس از استقلال کشور، ماهیت نظام سیاسی و حاکمیت کشور با جهتگیری دنیوی و سکولاریستی تعیین گردید. هرچند در سالهای اخیر دولت توجه به مسائل دینی را در دستور کار خود قرار داده است، پارهای از برنامهها و اقدامات دولتی نشان میدهد که حکومت باکو توجه به امور دینی را نه به عنوان پاسداری از هویت دینی مردم بلکه بیشتر در راستای تحکیم اقتدار خود و پیشگیری از تنشهای دینی ـ مذهبی که باعث تضعیف اقتدار نظام سیاسی میشود، وجهه همت خود قرار داده است.
دولت آذربایجان در اختصاص بخشی از ساختار خود به مسائل دینی به گونهای عمل کرده است که شائبه دخالت دولت در دین در ظاهر ایجاد نشود. کمیته مرتبط دولتی در این زمینه کمیته امور تشکلهای دینی است که گویا به طور مستقیم به مسائل دینی نمیپردازد، بلکه رسیدگی به امور تشکلهای دینی را مدنظر دارد، ولی در عمل حوزه اختیارات دولت به گونهای است که با تعطیل کردن تشکلها و نیز ثبت و قانونی نمودن تشکلهای جدید عملاً در امور دینی تأثیرگذار است. رویکرد چند سال اخیر مقامات و نهادهای دولتی در ایجاد محدودیت برای گروههای دینی شیعی و تساهل و تسامح در برخورد با سایر گروهها این فرضیه را قوت بخشیده است که دولت به دلیل اعمال فشار از سوی برخی کشورهای غربی و مجامع دینی و مدنی غرب در مواجهه با گروههای مسیحی سهلانگارانه برخورد میکند و محدودیت زیادی برای آنها قائل نیست و در برابر گروههای مذهبی سنی نیز به دلیل ملاحظات خاص سیاسی با ترکیه و برخی کشورهای عربی سختگیری نمیکند. ولی برای گروههای شیعی به دلیل نداشتن حامی خارجی قوی و نیز ترس از قدرت گرفتن اسلامگرایی شیعه که پتانسیلهای زیادی برای به دستگیری قدرت دارند، بیش از همه سختگیری میکند. رافق علیاُف رئیس کمیته دولتی امور تشکلهای دینی این نظریه را قویاً رد میکند و بر این اعتقاد است، دولت گروههای مذهبی را نه براساس نوع مذهب و گرایش آنها، بلکه براساس عملکردشان و نحوه رفتار در برابر قانون ارزیابی میکند و در مورد فعالیت آنها تصمیم میگیرد.(22)
ایجاد محدودیت در زمینه استفاده از حجاب در اماکن عمومی نظیر دانشگاههای دولتی، ممنوعیت پخش اذان در مساجد و محدودسازی برخی مراسم مذهبی برای شیعیان در سالهای اخیر از جمله سختگیریهای دولت در برابر دینگرایی شیعی بوده است. البته این اقدامات با اعتراض شدید مردم و گروهها و نهادهای مذهبی در داخل کشور و در خارج (به ویژه در مناطق آذرینشین ایران) مواجه شده و دولت باکو را مجبور به عقبنشینی کرده است. علاوه بر محدودیتهای نظام سیاسی سکولار برای فعالیتهای مذهبی شیعی، در چند سال اخیر جریان اباحهگری نیز در برخی رسانههای کشور رواج محدودی پیدا کرده است. انتشار مقاله رافیق تقی علیه دین اسلام در نشریه صنعت قزئتی از مصادیق این جریان بود که آن نیز با سیل خروشان اعتراضات در داخل و خارج مواجه و دولت و نهادهای قضایی کشور را وادار به دستگیری و محکومیت نویسنده یاد شده کرد. فعالین دینی در آذربایجان رواج این دیدگاهها را نتیجه بیمبالاتی و عدم احساس مسئولیت مقامات دولتی میدانند و حتی گفته میشود، دولت از این جریان حمایت میکند.(23) این جریان را برخی نوعی آتهئیسم و الحادگری نوین در آذربایجان مینامند. ولی ابعاد این جریان نشان میدهد که چنین رفتارهایی بیش از آنچه الحادی و دینستیز بودن دولت را نشان دهند، بیانگر مسامحهگری آن هستند. به نظر میآید، پایبندی نظام سیاسی به سکولاریسم و توجه بیش از اندازه به خواستهای غربیها و مجامع اروپایی دولت آذربایجان را در موقعیتی قرار داده است که از یکسو با حرکتهای اصیل شیعی به مقابله بپردازد و از سوی دیگر جریانهای غیرشیعی به ویژه مسیونرهای مسیحی را آزاد گذارد و اتخاذ چنین رویهای باعث میگردد، دولت در آینده با بحران اساسی در مشروعیت مردمی مواجه گردد.
واکنش محافل شیعی و سایر مسلمانان در آذربایجان به همراه عکسالعمل گسترده از طرف آذریهای ایران، زنگ خطر را برای دولت سکولار و غربگرای باکو به صدا درآورد. دیدگاههای آذریهای ایران از آن حیث که ارتباط زبانی و عاطفی قوی با شهروندان جمهوری آذربایجان دارند و در قضیه قرهباغ همواره مدافع آنها بوده و حتی به انتقاد از سیاستهای دولت ایران پرداختهاند، برای محافل سیاسی و اجتماعی ـ فرهنگی جمهوری آذربایجان دارای اهمیت زیادی است.
به هر حال از آنجا که نظام سیاسی جمهوری آذربایجان ماهیتاً سکولار و برپایه جدایی دین و سیاست مبتنی است، از اینرو امیدواری زیادی برای شیعیان وجود ندارد که دولت از تفکر و ایدئولوژی شیعی به منزله اعتقاد اکثریت مردم به طور مؤثر حمایت کند. بنابراین میتوان گفت که جریان احیاگری تفکر شیعی باید درونزا و مردم محور باشد و در این صورت است که ضمن افزایش اقبال عمومی به ارزشهای مذهبی، دولت نیز در وضعیتی منفعلانه قرار میگیرد.
محدودیتهای ناشی از ملاحظات سیاسی: نظام سیاسی آذربایجان علاوه بر سکولار بودن، ماهیتی کاملاً اقتدارگرا و تمامیتخواه دارد و بر همین اساس است که دولت از قدرت یافتن هرگونه جریان سیاسی یا دینی خارج از تسلط و دایره فکری خود جلوگیری میکند. مخالفتها و محدودیتهای ناشی از ملاحظات سیاسی از طرف دولت برای دینداران شیعی تا اندازه زیادی با نظام سیاسی و ایدئولوژی رایج در جامعه اسلامی ایران در ارتباط است.
روابط شیعیان با ایران
در اوضاع کنونی جمهوری اسلامی ایران هم در جایگاه دولت و نظام سیاسی و هم در جایگاه ایدئولوژی یک ملت، اصلیترین و بزرگترین حامی تفکر تشیع در جهان اسلام است و نظام بینالملل و افکار عمومی نیز این واقعیت را پذیرفته است. با وجود این سطح ارتباطات و مناسبات ایران با کشورهای مختلف در موضعگیری آنها نسبت به ایدئولوژی شیعی تأثیرگذار است. جمهوری آذربایجان نیز از این قاعده مستثنی نیست. هر چند دو کشور در شرایط کنونی از سطح قابل قبول روابط و مناسبات برخوردارند ولی پارهای مسائل تنشزا بین دو کشور مانع از برخورداری مؤثر شیعیان آذربایجان از حمایتهای ایران گردیده است. برخی از این موانع بدین قرارند:
ـ عدم حمایت قاطع و مؤثر ایران از آذربایجان در مناقشه قرهباغ و نیز برقراری روابط روبه رشد بین ایران و ارمنستان که برخی تحلیلگران آن را در ادامه اشغال خاک آذربایجان توسط ارامنه مؤثر میدانند. آنها معتقدند اگر روابط ایران و روسیه با ارمنستان نبود، این کشور که از طرف آذربایجان و ترکیه محاصره اقتصادی شده بود، مجبور به تخلیه اراضی اشغالی میشد. طی چند سال اخیر روابط ایران و ارمنستان به طور خارقالعاده افزایش یافته و به چند برابر رسیده است. این در حالی است که روابط تهران ـ باکو نسبت به سالهای آغازین استقلال آذربایجان محدودتر شده است و اساساً تهران برعکس سایر مسائل مثل مسئله فلسطین، مسئله قرهباغ را مسئله جهان اسلام نمیداند.
ـ انجام تبلیغات منفی بسیار گسترده علیه دولتگرایی دینی و مبتنی بر مذهب شیعه در ایران که نخبگان جامعه آذربایجان را نسبت به مدل ایدئولوژی و نظام سیاسی ایران بدبین ساخته و آنها را از قدرتگیری شیعه و احتمال شکلگیری دولتی دینی بیمناک نموده است.
ـ اختلافنظر دولت ایران و آذربایجان پیرامون برخی مسائل سیاست خارجی و سیاستهای منطقهای نظیر رژیم حقوقی دریای خزر و روابط آذربایجان با آمریکا و اسرائیل
ـ انتقاد برخی محافل باکو از آنچه که آن را عدم احقاق حقوق مدنی و فرهنگی آذریهای ایران مینامند که البته در این خصوص دولت باکو نقش چندانی ندارد و این دیدگاه اغلب از سوی برخی احزاب و گروهها مطرح میشود.
علاوه بر جمهوری اسلامی ایران، ملاحظات سیاست خارجی باکو در قبال سایر کشورهای اسلامی مانند ترکیه و برخی ممالک عربی نیز در پیشگیری از شکلگیری قدرت شیعی در آذربایجان میتواند به مثابه یک فرضیه تلقی گردد.
با توجه به موارد اشاره شده، در شرایط کنونی شیعیان جمهوری آذربایجان در داخل از حمایت دولتی لازم برخوردار نیستند و حمایت خارجی چندانی هم از آنها به عمل نمیآید. روند فعلی جریان دینگرایی شیعی در این کشور به گونهای است که شرایط دشوار این مذهب باعث نابودی آن در کشور نمیشود ولی سبب میگردد، انقطاع صورت گرفته بین تفکر شیعی ایرانی با باورها و اعتقادات شیعیان آذربایجان روز به روز پررنگتر شده و شکاف عمیقی بین این دو ایجاد شود. از اینروست که برخی بر این باورند، جریان شیعی جمهوری آذربایجان در حال یافتن هویت مستقل و متفاوت از ایران است.(24) این مسئله در آینده باعث بروز اختلافات و تنشهایی بین این دو خواهد شد و قطعاً سبب خواهد گردید، حوزه نفوذ و دایره مشروعیت ایدئولوژی شیعی ایرانی در آذربایجان روزبهروز کمتر گردد که هم تبعات منفی بر مذهب شیعه دارد و هم پیامدهای منفی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی ـ فرهنگی برای دو ملت به دنبال خواهد داشت.
ـــــــــــــــــــــــــــ
منابع ومأخذ :
1. http://www.azararan.ir/fa/index2
2. بالجی ـ بایرام، سرنوشت مذهب شیعه در آذربایجان بعد از فروپاشی شوروی، پایگاه اینترنتی
http://bashgah.net/pages-5276.html
3. http://www.azararan.ir/fa/index2
4. Ibid.
5. Ibid.
6. Ibid.
7. Framing Perceptions of Islam and the ‘Islamic Revival’ in the Post – Soviet Countries, JRSI Journal, Romania 2005 (Website: http://fuadaliyev.blogspot.com)
8. Ibid.
9. بالجی ـ بایرام، سرنوشت مذهب شیعه در آذربایجان بعد از فروپاشی شوروی، پایگاه اینترنتی
http://bashgah.net/pages-5276.html
10. http://www.qutb.org/nezer.htm
11. http://www.islam.az/az
12. http://ddm.iatp.az/ddm/bizaz.html
13. http://ddm.iatp.az/ddm/konsepaz.html
14. http://www.addk.net/eng/dini-ichmalar-uk.html
15. Ibid.
16. مطلقگرایی در جدایی دین از دولت امکانپذیر نیست، مصاحبه رافیق علیاُف رئیس کمیته دولتی امور تشکلهای دینی جمهوری آذربایجان با نشریه قطب، پایگاه اینترنتی
http://www.qutb.org/mus.htm
17. http://shia-news/show news.asp?cod=86081105
18. http://www.qutb.org/akt.htm#01
19. http://www.qutb.org/teq.htm#top
20. بالجی ـ بایرام، سرنوشت مذهب شیعه در آذربایجان بعد از فروپاشی شوروی، پایگاه اینترنتی
http://bashgah.net/pages-5276.html
21. Framing Perceptions of Islam and the ‘Islamic Revival’ in the Post – Soviet Countries, JRSI Journal, Romania 2005 (Website: http://fuadaliyev.blogspot.com)
22. Ibid.
23. Ibid.
24. http://www.qutb.org/mus.htm
1388/11/12 9:19 AM - |