آیا عمر بن خطاب در غدیر خم با امیرمؤمنان (علیه السلام) بیعت کرد

بعد از آن که رسول خدا صلی الله علیه وآله امیر مؤمنان علیه السلام را به عنوان خلیفه و جانشین خود انتخاب و آن را بر همگان اعلام کرد به مردم دستور داد که یکی یکی با آن حضرت بیعت کرده و این منصب جدید را تبریک بگویند.
طبق روایات صحیح السندی که در کتاب‌های اهل سنت وجود دارد خلیفه دوم از کسانی است که خود را به امیر المؤمنین علیه السلام رساند و پس از بیعت با آن حضرت منصب جدیدش را تبریک گفت.
غزالی دانشمند شهیر قرن ششم در باره تبریک و تهنیت خلیفه دوم و پیمانی که در آن روز بست و فقط چند روز بعد آن را فراموش کرد می‌نویسد:
واجمع الجماهیر علی متن الحدیث من خطبته فی یوم عید یزحم باتفاق الجمیع وهو یقول: « من کنت مولاه فعلی مولاه » فقال عمر بخ بخ یا أبا الحسن لقد أصبحت مولای ومولی کل مولی فهذا تسلیم ورضی وتحکیم ثم بعد هذا غلب الهوی تحب الریاسة وحمل عمود الخلافة وعقود النبوة وخفقان الهوی فی قعقعة الرایات واشتباک ازدحام الخیول وفتح الأمصار وسقاهم کأس الهوی فعادوا إلی الخلاف الأول: فنبذوه وراء ظهورهم واشتروا به ثمناً قلیلا.
از خطبه‌های رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) خطبه غدیر خم است که همه مسلمانان بر متن آن اتفاق دارند. رسول خدا فرمود: هر کس من مولا و سرپرست او هستم علی مولا و سرپرست او است. عمر پس از این فرمایش رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) به علی (علیه السلام) این گونه تبریک گفت:
«تبریک تبریک ای ابوالحسن تو اکنون مولا و رهبر من و هر مولای دیگری هستی.»
این سخن عمر حکایت از تسلیم او در برابر فرمان پیامبر و امامت و رهبری علی (علیه السلام) و نشانه رضایتش از انتخاب علی (علیه السلام) به رهبری امت دارد اما پس از گذشت آن روز‌ها عمر تحت تأثیر هوای نفس و علاقه به ریاست و رهبری خودش قرار گرفت و استوانه خلافت را از مکان اصلی تغییر داد و با لشکر کشی‌ها برافراشتن پرچم‌ها و گشودن سرزمین‌های دیگر راه امت را به اختلاف و بازگشت به دوران جاهلی هموار کرد و از مصادیق این سخن شد: (فنبذوه وراء ظهورهم واشتروا به ثمناً قلیلا). پس آن [عهد] را پشتِ سرِ خود انداختند و در برابر آن بهایی ناچیز به دست آوردند و چه بد معامله ‏ای کردند.
.الغزالی أبو حامد محمد بن محمد سر العالمین وکشف ما فی الدارین ج 1 ص 18 باب فی ترتیب الخلافة والمملکة تحقیق: محمد حسن محمد حسن إسماعیل وأحمد فرید المزیدی ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت / لبنان الطبعة: الأولی 1424هـ 2003م.
روایات بسیاری در کتاب‌های اهل سنت وجود دارد که سخن غزالی را ثابت می‌کند اما به جهت اختصار به دو روایت همراه با تصحیح سند آن بسنده می‌کنیم:


روایت اول: روایت براء بن عازب

احمد بن حنبل و بسیاری از بزرگان اهل سنت داستان بیعت خلیفه دوم را این گونه نقل می‌کنند:
حدثنا عبد اللَّهِ حدثنی أبی ثنا عَفَّانُ ثنا حَمَّادُ بن سَلَمَةَ أنا عَلِیُّ بن زَیْدٍ عن عَدِیِّ بن ثَابِتٍ (وأبی هارون العبدی) عَنِ الْبَرَاءِ بن عَازِبٍ قال کنا مع رسول اللَّهِ صلی الله علیه وسلم فی سَفَرٍ فَنَزَلْنَا بِغَدِیرِ خُمٍّ فنودی فِینَا الصَّلاَةُ جَامِعَةٌ وَکُسِحَ لِرَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه وسلم تَحْتَ شَجَرَتَیْنِ فَصَلَّی الظُّهْرَ وَأَخَذَ بِیَدِ علی رضی الله عنه فقال أَلَسْتُمْ تَعْلَمُونَ انی أَوْلَی بِالْمُؤْمِنِینَ من أَنْفُسِهِمْ قالوا بَلَی قال أَلَسْتُمْ تَعْلَمُونَ انی أَوْلَی بِکُلِّ مُؤْمِنٍ من نَفْسِهِ قالوا بَلَی قال فَأَخَذَ بِیَدِ عَلِیٍّ فقال من کنت مَوْلاَهُ فعلی مَوْلاَهُ اللهم وَالِ من ولاه وَعَادِ من عَادَاهُ قال فَلَقِیَهُ عُمَرُ بَعْدَ ذلک فقال له هنیاء یا بن أبی طَالِبٍ أَصْبَحْتَ وَأَمْسَیْتَ مولی کل مُؤْمِنٍ وَمُؤْمِنَةٍ.
براء بن عازب می‌گوید: در حجة الوداع همراه رسول خدا بودیم زیر درخت‌ها را تمیز کردند فرمان اقامه نماز جماعت صادر شد سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله دست علی را گرفت وسمت راستش قرار داد و فرمود: آیا من نسبت به مؤمنان از جان آنان به خودشان برتر نیستم گفتند: آری فرمود: آیا همسران من مادران شما نیستند گفتند: آری فرمود: این علی رهبر است و من رهبر او هستم خداوندا دوست بدار آنکه علی را دوست بدارد و دشمن بدار دشمن او را عمرگفت: مبارک باشد بر تو ای علی تو اکنون مولا و رهبر من و تمام مؤمنان هستی.
الشیبانی أحمد بن حنبل ابوعبدالله (متوفای241هـ) مسند أحمد بن حنبل ج 4 ص 281 ح18502 ناشر: مؤسسة قرطبة – مصر
همو: فضایل الصحابة لابن حنبل ج 2 ص 596 1016 و ج 2 ص 610 ح1042 تحقیق د. وصی الله محمد عباس ناشر: مؤسسة الرسالة - بیروت الطبعة: الأولی 1403هـ – 1983م
إبن أبی شیبة الکوفی ابوبکر عبد الله بن محمد (متوفای235 هـ) الکتاب المصنف فی الأحادیث والآثار ج 6 ص 372 ح32118 تحقیق: کمال یوسف الحوت ناشر: مکتبة الرشد - الریاض الطبعة: الأولی 1409هـ.
الآجری أبی بکر محمد بن الحسین (متوفای360هـ الشریعة ج 4 ص 2051 تحقیق الدکتور عبد الله بن عمر بن سلیمان الدمیجی ناشر: دار الوطن - الریاض / السعودیة الطبعة: الثانیة 1420 هـ - 1999 م.
الشجری الجرجانی المرشد بالله یحیی بن الحسین بن إسماعیل الحسنی (متوفای499 هـ) کتاب الأمالی وهی المعروفة بالأمالی الخمیسیة ج 1 ص 190 تحقیق: محمد حسن اسماعیل ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت / لبنان الطبعة: الأولی 1422 هـ - 2001م
ابن عساکر الدمشقی الشافعی أبی القاسم علی بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله(متوفای571هـ) تاریخ مدینة دمشق وذکر فضلها وتسمیة من حلها من الأماثل ج 42 ص 221 تحقیق: محب الدین أبی سعید عمر بن غرامة العمری ناشر: دار الفکر - بیروت – 1995
الطبری ابوجعفر محب الدین أحمد بن عبد الله بن محمد (متوفای694هـ) ذخایر العقبی فی مناقب ذوی القربی ج 1 ص 67 ناشر: دار الکتب المصریة – مصر
الذهبی الشافعی شمس الدین ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفای 748 هـ) تاریخ الإسلام ووفیات المشاهیر والأعلام ج 3 ص 632 تحقیق د. عمر عبد السلام تدمری ناشر: دار الکتاب العربی - لبنان/ بیروت الطبعة: الأولی 1407هـ - 1987م
ابن کثیر الدمشقی إسماعیل بن عمر ابوالفداء القرشی (متوفای774هـ) البدایة والنهایة ج 7 ص 350 ناشر: مکتبة المعارف – بیروت
السیوطی جلال الدین عبد الرحمن بن أبی بکر (متوفای911هـ) الحاوی للفتاوی فی الفقه وعلوم التفسیر والحدیث والاصول والنحو والاعراب وسایر الفنون ج 1 ص 78 تحقیق: عبد اللطیف حسن عبد الرحمن ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت الطبعة: الأولی 1421هـ - 2000م.
ملاعلی هروی بعد از نقل و شرح این روایت می‌گوید:
(رواه أحمد) أی فی مسنده وأقل مرتبته أن یکون حسنا فلا التفات لمن قدح فی ثبوت هذا الحدیث.
این روایت را احمد در مسند خود نقل کرده است کمترین درجه این حدیث این است که «حسن» باشد پس سخن کسانی که به این روایت ایراد گرفته‌اند ارزش توجه ندارد.
ملا علی القاری نور الدین أبو الحسن علی بن سلطان محمد الهروی (متوفای1014هـ) مرقاة المفاتیح شرح مشکاة المصابیح ج 11 ص 78 تحقیق: جمال عیتانی ناشر: دار الکتب العلمیة - لبنان/ بیروت الطبعة: الأولی 1422هـ - 2001م.
بررسی سند روایت:
عفان بن مسلم بن عبد الله الباهلی (219هـ):
از روات صحیح بخاری مسلم أبو داود الترمذی النسایی ابن ماجه.
حماد بن سلمة (167هـ):
از روات صحیح بخاری (تعلیقا) مسلم أبو داود الترمذی النسایی ابن ماجه.
علی بن زید بن جدعان (131هـ):
از روات صحیح مسلم و بقیه صحاح سته و بخاری در أدب المفرد.
عن عدی بن ثابت (116هـ):
از روات بخاری مسلم أبو داود الترمذی النسایی ابن ماجه.
أبی هارون العبدی (134هـ):
از روات بخاری ترمذی إبن ماجه.
طبق قواعد رجالی اهل سنت هر کس که در صحیح بخاری و مسلم روایتی نقل کرده باشد وثاقت و عدالتش قطعی است چنانچه ابن حجر عسقلانی در فتح الباری می‌نویسد:
وقد نقل بن دقیق العید عن بن المفضل وکان شیخ والده انه کان یقول فیمن خرج له فی الصحیحین هذا جاز القنطرة.
ابن دقیق العید از ابن مفضل که استاد پدرش بوده است نقل حدیث دارد که می گفت: کسی که در طریق راویان بخاری باشد از پل عبور کرده است.
العسقلانی الشافعی أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل (متوفای852 هـ) فتح الباری شرح صحیح البخاری ج 13 ص 457 تحقیق: محب الدین الخطیب ناشر: دار المعرفة - بیروت.
و ابن تیمیه حرّانی در باره صحیح بخاری و مسلم می‌گوید:
ولکن جمهور متون الصحیحین متفق علیها بین أیمة الحدیث تلقوها بالقبول وأجمعوا علیها وهم یعلمون علما قطعیا أن النبی قالها.
محتوای صحیح بخاری و مسلم در بین پیشوایان حدیث پذیرفته شده و مورد قبول است و همگان بر این مطلب اجماع دارند که به طور قطع و یقین احادیث موجود در این دو کتاب از رسول خدا است.
الحرانی أحمد بن عبد الحلیم بن تیمیة أبو العباس (متوفای728هـ) قاعدة جلیلة فی التوسل والوسیلة ج 1 ص 87 ناشر: المکتب الإسلامی - بیروت تحقیق: زهیر الشاویش 1390هـ – 1970م.
تصحیح البانی:
سند حدیث مورد بحث ما همان روایت ابن ماجه قزوینی (از حماد بن سلمه تا براء بن عازب) در باره غدیر است که محمد ناصر البانی در السلسلة الصحیحه آن را تصحیح کرده است.
رک: ابن ماجه القزوینی محمد بن یزید (متوفای275 هـ) سنن ابن ماجه ج 1 ص 43 ح116 باب فَضْلِ عَلِیِّ بن أبی طَالِبٍ رضی الله عنه تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی ناشر: دار الفکر - بیروت.
الألبانی محمّد ناصر صحیح ابن ماجة ج 1 ص 26 ح113 طبق برنامه المکتبة‌ الشاملة.
در نتیجه ادعای برخی از علمای سنی که گفته‌اند:
وهذا ضعیف فقد نصوا أن علی بن زید وأبا هرون وموسی ضعفاء لایعتمد علی روایتهم وفی السند أیضا أبو إسحق وهو شیعی مردود الروایة.
این روایت ضعیف است علما تصریح کرده‌آند که علی بن زید و أبا هارون ضعیف هستند و به روایات آن‌ها اعتماد نمی‌شود. همچنین در سند این روایت ابواسحق وجود دارد که او شیعی و روایتش مردود است.
الآلوسی البغدادی الحنفی أبو الفضل شهاب الدین السید محمود بن عبد الله (متوفای1270هـ) روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی ج 6 ص 194 ناشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت.
پایه و اساس ندارد زیرا در غیر این صورت باید بسیاری از روایات بخاری و مسلم و بقیه صحاح سته اهل سنت را دور بریزیم.
تحریف روایت ابن ماجه و عبد الرزاق:
ابن کثیر دمشقی سلفی این روایت را این گونه نقل می‌کند:
وقال عبد الرزاق: أنا معمر عن علی بن زید بن جدعان عن عدی بن ثابت عن البراء بن عازب قال: خرجنا مع رسول الله حتی نزلنا غدیر خم بعث منادیا ینادی فلما اجتمعا قال:"ألست أولی بکم من أنفسکم قلنا: بلی یا رسول الله! قال: ألست أولی بکم من أمهاتکم قلنا: بلی یا رسول الله قال: ألست أولی بکم من آبایکم قلنا: بلی یا رسول الله! قال: ألست ألست ألست قلنا: بلی یا رسول الله قال: من کنت مولاه فعلی مولاه اللهم وال من والاه وعاد من عاداه"فقال عمر بن الخطاب: هنییا لک یا ابن أبی طالب أصبحت الیوم ولی کل مؤمن.
وکذا رواه ابن ماجة من حدیث حماد بن سلمة عن علی بن زید وأبی هارون العبدی عن عدی بن ثابت عن البراء به. وهکذا رواه موسی بن عثمان الحضرمی عن أبی إسحاق عن البراء به. وقد روی هذا الحدیث عن سعد وطلحة بن عبید الله وجابر بن عبد الله وله طرق عنه وأبی سعید الخدری وحبشی بن جنادة وجریر بن عبد الله وعمر بن الخطاب وأبی هریرة.
براء بن عاذب می‌گوید: به همراه رسول خدا خارج شدیم تا این که به غدیر خم رسیدیم آن حضرت کسی را فرستاد تا مردم را صدا بزند وقتی مردم جمع شدند آن حضرت فرمود: آیا من نسبت به مؤمنان از جان آنان به خودشان سزاوارتر نیستم گفتند: آری فرمود: آیا من از مادرانتان پیش شما سزاوارتر نیستم گفتند: آری ای پیامبر خدا فرمود: آیا من از پدران شما در نزد شما سزاوارتر نیستم گفتند: این چنین است ای رسول خدا فرمود: آیا نیستم آیا نیستم آیا نیستم گفتند: بلی ای رسول خدا سپس فرمود: هر کس من مولای او هستم پس این علی مولای او است خداوندا دوست بدار آنکه علی را دوست بدارد و دشمن بدار دشمن او را.
پس عمرگفت: مبارک باشد بر تو ای علی تو اکنون مولا و رهبر من و تمام مؤمنان هستی.
این روایت را به همین صورت ابن ماجه از حماد بن سلمه از علی بن زید و أبی هارون عبدی از عدی بن ثابت از براء نقل کرده است. همچنین موسی بن عثمان خضرمی از أبی اسحاق از براء نقل کرده است.
و نیز این حدیث از سعد (بن أبی وقاص) طلحة بن عبید الله جابر بن عبد الله که چندین طریق دارد و أبی سعید خدری حبشی بن جناده جریر بن عبد الله عمر بن خطاب و أبی هریره نقل شده است.
ابن کثیر الدمشقی إسماعیل بن عمر ابوالفداء القرشی (متوفای774هـ) البدایة والنهایة ج 7 ص 350 ناشر: مکتبة المعارف – بیروت.
جلال الدین سیوطی نیز این روایت را از ابن ماجه با ادامه آن نقل کرده است:
وأخرج أحمد وابن ماجه عن البراء بن عازب قال: (کنا مع رسول الله صلی الله علیه وسلّم فی سفر فنزلنا بغدیر خم فنودی فینا الصلاة جامعة فصلی الظهر وأخذ بید علی فقال... فلقیه عمر بعد ذلک فقال له: (هنییاً لک یا ابن أبی طالب أصبحت وأمسیت مولی کل مؤمن ومؤمنة).
السیوطی جلال الدین عبد الرحمن بن أبی بکر (متوفای911هـ) الحاوی للفتاوی فی الفقه وعلوم التفسیر والحدیث والاصول والنحو والاعراب وسایر الفنون ج 1 ص 78 تحقیق: عبد اللطیف حسن عبد الرحمن ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت الطبعة: الأولی 1421هـ - 2000م.
در حالی که متأسفانه در نسخه‌های فعلی سنن ابن ماجه جمله « فَلَقِیَهُ عُمَرُ بَعْدَ ذلک فقال له هنیاء یا بن أبی طَالِبٍ أَصْبَحْتَ وَأَمْسَیْتَ مولی کل مُؤْمِنٍ وَمُؤْمِنَةٍ» وجود ندارد و حذف شده است.
رک: ابن ماجه القزوینی محمد بن یزید (متوفای275 هـ) سنن ابن ماجه ج 1 ص 43 ح116 باب فَضْلِ عَلِیِّ بن أبی طَالِبٍ رضی الله عنه تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی ناشر: دار الفکر - بیروت.
ذهبی نیز بعد از نقل این روایت می‌گوید:
ورواه عبد الرزاق عن معمر عن علی بن زید.
در حالی که ما این روایت را در مصنف عبد الرزاق نیز نیافتیم. البته امکان دارد که عبد الرزاق آن را در کتاب دیگری نقل کرده باشد که به دست ابن کثیر و ذهبی رسیده است.


روایت دوم: روایت ابوهریره
خطیب بغدادی در ترجمه حبشون بن موسی می‌نویسد:
أنبأنا عبد الله بن علی بن محمد بن بشران أنبأنا علی بن عمر الحافظ حدثنا أبو نصر حبشون بن موسی بن أیوب الخلال حدثنا علی بن سعید الرملی حدثنا ضمرة بن ربیعة القرشی عن بن شوذب عن مطر الوراق عن شهر بن حوشب عن أبی هریرة قال:
من صام یوم ثمان عشرة من ذی الحجة کتب له صیام ستین شهرا وهو یوم غدیر خم لما أخذ النبی صلی الله علیه وسلم بید علی بن أبی طالب فقال ألست ولی المؤمنین قالوا بلی یا رسول الله قال من کنت مولاه فعلی مولاه.
فقال عمر بن الخطاب بخ بخ لک یا بن أبی طالب أصبحت مولای ومولی کل مسلم فأنزل الله الیوم أکملت لکم دینکم.
اشتهر هذا الحدیث من روایة حبشون وکان یقال إنه تفرد به وقد تابعه علیه أحمد بن عبد الله بن النیری فرواه عن علی بن سعید أخبرنیه الأزهری حدثنا محمد بن عبد الله بن أخی میمی حدثنا أحمد بن عبد الله بن أحمد بن العباس بن سالم بن مهران المعروف بابن النیری إملاء حدثنا علی بن سعید الشامی حدثنا ضمرة بن ربیعة عن بن شوذب عن مطر عن شهر بن حوشب عن أبی هریرة قال من صام یوم ثمانیة عشر من ذی الحجة وذکر مثل ما تقدم أو نحوه.
ومن صام یوم سبعة وعشرین من رجب کتب له صیام ستین شهرا وهو أول یوم نزل جبریل علیه السلام علی محمد صلی الله علیه وسلم بالرسالة.
از ابوهریره نقل شده است که گفت: کسی که روز هجدهم ذی حجه را روزه بگیرد ثواب روزه شصت ماه برای وی نوشته می‌شود این روز روز غدیر خم است روزی که رسول خدا صلی الله علیه و آله دست علی را گرفت و فرمود: آیا من رهبر مؤمنان نیستم گفتند: چرا ای رسول خدا. فرمود: هر کس من مولای او هستم علی مولای او است.
عمر گفت: تبریک تبریک ای پسر ابوطالب تو اکنون مولای من و مولای هر مسلمانی سپس این آیه نازل شد: امروز دین شما را کامل کردم.
این حدیث به عنوان روایت حبشون مشهور شده است گفته شده که فقط او این روایت را نقل کرده است در حالی احمد بن عبد الله نیز از علی سعید... از أبی هریره نقل کرده است....
الخطیب البغدادی أحمد بن علی أبو بکر (متوفای 463هـ) تاریخ بغداد ج 8 ص 289 ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت.
همین روایت را الشجری الجرجانی (متوفای499 هـ) در کتاب الأمالی با همین سند در سه جای از کتابش و ابن عساکر در تاریخ مدینه دمشق نقل کرده‌اند:
الشجری الجرجانی المرشد بالله یحیی بن الحسین بن إسماعیل الحسنی کتاب الأمالی وهی المعروفة بالأمالی الخمیسیة ج 1 ص 192 و ج1 ص 343 و ج2 ص102 تحقیق: محمد حسن اسماعیل ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت / لبنان الطبعة: الأولی 1422 هـ - 2001م
ابن عساکر الدمشقی الشافعی أبی القاسم علی بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله(متوفای571هـ) تاریخ مدینة دمشق وذکر فضلها وتسمیة من حلها من الأماثل ج 42 ص 233 تحقیق: محب الدین أبی سعید عمر بن غرامة العمری ناشر: دار الفکر - بیروت - 1995.
بررسی سند روایت:
عبد الله بن علی بن محمد بن بشران:
وی استاد خطیب بغدادی و ثقه است چنانچه ذهبی در باره او می‌نویسد:
عبد الله بن علیّ بن محمد بن عبد الله بن بشران البغدادی الشاهد... قال الخطیب: کان سماعه صحیحاً. وتوفی فی شوال.
عبد الله بن علی... خطیب در باره او گفته: شنیده های او صحیح بود. در ماه شوال از دنیا رفت.
الذهبی الشافعی شمس الدین ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفای 748 هـ) تاریخ الإسلام ووفیات المشاهیر والأعلام ج 29 ص 264 تحقیق د. عمر عبد السلام تدمری ناشر: دار الکتاب العربی - لبنان/ بیروت الطبعة: الأولی 1407هـ - 1987م
البغدادی أحمد بن علی ابوبکر الخطیب (متوفای463هـ) تاریخ بغداد ج 10 ص 14 رقم: 5130 ناشر: دار الکتب العلمیة – بیروت.
علی بن عمر الحافظ:
علی بن عمر همان دار قطنی معروف و صاحب سنن است که در وثاقت او تردیدی نیست چنانچه ذهبی در باره او می‌گوید‌:
قال أبو بکر الخطیب کان الدارقطنی فرید عصره وقریع دهره ونسیج وحده وامام وقته انتهی الیه علو الاثر والمعرفة بعلل الحدیث واسماء الرجال مع الصدق والثقة وصحة الإعتقاد والاضطلاع من علوم سوی الحدیث منها القراءات.
دار قطنی یگانه روزگار و پهلوان میدان بود و مانندی نداشت اوپیشوای زمانش بود دانش و معرفت اسباب شناسایی حدیث و شناخت نامهای راویان به او ختم می شد راستگو و مورد اعتماد و دارای اعتقادی صحیح بود و در دیگر علوم غیر از حدیث مانند دانش قراآت نیز قوی بود.
الذهبی شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان (متوفای748هـ) سیر أعلام النبلاء ج 16 ص 452 تحقیق: شعیب الأرناؤوط محمد نعیم العرقسوسی ناشر: مؤسسة الرسالة - بیروت الطبعة: التاسعة 1413هـ.
أبو نصر حبشون بن موسی بن أیوب الخلال:
ذهبی در باره او می‌گوید:
حبشون بن موسی بن أیوب الشیخ أبو نصر البغدادی الخلال... وکان أحد الثقات.
حبشون بن موسی یکی از افراد مورد اعتماد بود.
الذهبی الشافعی شمس الدین ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفای 748 هـ) سیر أعلام النبلاء ج 15 ص 317 تحقیق: شعیب الأرناؤوط محمد نعیم العرقسوسی ناشر: مؤسسة الرسالة - بیروت الطبعة: التاسعة 1413هـ.
خطیب بغدادی در باره او می‌گوید:
وکان ثقة یسکن باب البصرة.
حبشون مورد اعتماد بود و در باب البصره سکونت داشت.
البغدادی أحمد بن علی ابوبکر الخطیب (متوفای463هـ) تاریخ بغداد ج 8 ص 289 ناشر: دار الکتب العلمیة – بیروت.
و بعد از نقل روایت إکمال نیز روایت دیگری را نقل کرده و می‌گوید:
الأزهری أنبأنا علی بن عمر الحافظ قال حبشون بن موسی بن أیوب الخلال صدوق....
علی بن عمر الحافظ گفته است: حبشون بن موسی راستگو است.
تاریخ بغداد ج 8 ص 4391.
علی بن سعید الرملی:
ذهبی در باره او می‌گوید:
علی بن أبی حملة شیخ ضمرة بن ربیعة ما علمت به بأسا ولا رأیت أحدا الآن تکلم فیه وهو صالح الأمر ولم یخرج له أحد من أصحاب الکتب الستة مع ثقته.
علی بن ابی حمله بزرگ قبیله ضمره است من در او ایرادی نمی بینم وکسی را هم ندیده ام که در باره او سخنی گفته باشد او کارهایش خوب بود ولی با این که ثقه است صاحبان کتب سته از وی روایت نقل نکرده‌اند.
الذهبی شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان أبو عبد الله (متوفای 748 هـ) میزان الاعتدال فی نقد الرجال ج 5 ص 153 ـ 154 تحقیق: الشیخ علی محمد معوض والشیخ عادل أحمد عبدالموجود ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت الطبعة: الأولی 1995م.
وإذا کان ثقة ولم یتکلم فیه أحد فکیف نذکره فی الضعفاء.
علی بن سعید رملی ثقه است و کسی در باره وی سخنی نگفته است پس چرا باید نام وی را در ردیف افراد ضعیف بیاوریم.
العسقلانی الشافعی أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل (متوفای852هـ) لسان المیزان ج 4 ص 227 تحقیق: دایرة المعرف النظامیة - الهند ناشر: مؤسسة الأعلمی للمطبوعات - بیروت الطبعة: الثالثة 1406هـ – 1986م.
ضمرة بن ربیعة القرشی
ذهبی در باره او می‌گوید:
ضمرة بن ربیعة. الإمام الحافظ القدوة محدث فلسطین أبو عبد الله الرملی...
روی عبد الله بن أحمد بن حنبل عن أبیه قال ضمرة رجل صالح صالح الحدیث من الثقات المأمونین لم یکن بالشام رجل یشبهه هو أحب إلینا من بقیة بقیة کان لا یبالی عمن حدث وقال ابن معین والنسایی ثقة.
وقال أبو حاتم صالح قال آدم بن أبی إیاس ما رأیت أحدا أعقل لما یخرج من رأسه من ضمرة
وقال ابن سعد کان ثقة مأمونا خیرا لم یکن هناک أفضل منه ثم قال مات فی أول رمضان سنة اثنتین ومیتین.
وقال أبو سعید بن یونس کان فقیههم فی زمانه مات فی رمضان سنة اثنتین ومیتین
ضمرة بن ربیعه پیشوا حافظ رهبر و محدث فلسطین بود. عبد الله بن احمد بن حنبل از پدرش نقل کرده که گفت: ضمره مرد پاک سرشت بود و در نقل حدیث صالح بود از افراد مورد وثوق و اعتماد بود در شام مانند او نبود. او در نزد من محبوب‌تر از دیگرانی بود که در نقل حدیث دقت نمی‌کردند که از چه کسانی نقل کنند. ابن معین و نسایی گفته‌اند: مورد اعتماد بود.
ابوحاتم گفته: درست کار بود آدم بن إیاس گفته: کسی را داناتر از او در آن چه از مغزش خارج می‌شود (فکر و اندیشه) ندیدم ابن سعد گفته: مورد اعتماد و اطمینان و آدم خوبی بود در این جا شخصی بهتر از او نیست.
ابوسعید بن یونس گفته: او فقیه اهل زمان خود بود...
الذهبی الشافعی شمس الدین ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفای 748 هـ) سیر أعلام النبلاء ج 9 ص 106 تحقیق: شعیب الأرناؤوط محمد نعیم العرقسوسی ناشر: مؤسسة الرسالة - بیروت الطبعة: التاسعة 1413هـ.
عبد الله بن شوذب:
عبد الله بن شوذب. البلخی ثم البصری الإمام العالم أبو عبد الرحمن نزیل بیت المقدس... وثقه أحمد بن حنبل وغیره. قال أبو عمیر بن النحاس حدثنا کثیر بن الولید قال کنت إذا رأیت ابن شوذب ذکرت الملایکة. قال أبو عامر العقدی سمعت الثوری یقول کان ابن شوذب عندنا ونحن نعده من ثقات مشایخنا وقال یحیی بن معین کان ثقة.
عبد الله بن شوذب پیشوا و دانشمند بود احمد بن حنبل و دیگران او را توثیق کرده‌اند. ابوعمیر نحاس گفته: کثیر بن ولید می‌گفت: من هر وقت ابن شوذب را می‌بینم به یاد ملایکه می‌افتم. ابوعامر عقدی گفته‌: از ثوری شنیدم که می‌گفت: ابن شوذب پیش ما بود و ما او را جزء اساتید مورد اعتماد می‌شمردیم یحیی بن معین گفته: او مورد اعتماد بود.
الذهبی الشافعی شمس الدین ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفای 748 هـ) سیر أعلام النبلاء ج 7 ص 92 تحقیق: شعیب الأرناؤوط محمد نعیم العرقسوسی ناشر: مؤسسة الرسالة - بیروت الطبعة: التاسعة 1413هـ.
و ابن حجر عسقلانی می‌گوید:
عبد الله بن شوذب الخراسانی أبو عبد الرحمن سکن البصرة ثم الشام صدوق عابد من السابعة.
عبد الله بن شوذب خراسانی ساکن بصره بود سپس به شام رفت انسانی راستگو و اهل عبادت و از طبقه هفتم از محدثین است.
العسقلانی الشافعی أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل (متوفای852هـ) تقریب التهذیب ج 1 ص 3386 رقم: 3387 تحقیق: محمد عوامة ناشر: دار الرشید - سوریا الطبعة: الأولی 1406 - 1986 م.
مطر الوراق:
ذهبی در باره او می‌گوید:
مطر الوراق. الإمام الزاهد الصادق أبو رجاء بن طهمان الخراسانی نزیل البصرة مولی علباء بن أحمر الیشکری کان من العلماء العاملین وکان یکتب المصاحف ویتقن ذلک
مطر الوراق پیشوای زاهد راستگو اصل او خراسانی است و ساکن بصره شد وی از دانشمندان شایسته و از نویسندگان قرآن بود که به درستی آن را انجام می داد.
الذهبی الشافعی شمس الدین ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفای 748 هـ) سیر أعلام النبلاء ج 5 ص 452 تحقیق: شعیب الأرناؤوط محمد نعیم العرقسوسی ناشر: مؤسسة الرسالة - بیروت الطبعة: التاسعة 1413هـ..
و در کتاب دیگرش می‌گوید:
فمطر من رجال مسلم حسن الحدیث.
مسلم در کتاب صحیحش از او نقل روایت دارد و از رجال این کتاب است و روایاتش نیکو است.
الذهبی الشافعی شمس الدین ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفای 748 هـ) میزان الاعتدال فی نقد الرجال ج 6 ص 445 تحقیق: الشیخ علی محمد معوض والشیخ عادل أحمد عبدالموجود ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت الطبعة: الأولی 1995م.
شهر بن حوشب:
شهر بن حوشب از روات صحیح مسلم است و در وثاقت وی تردید نیست چنانچه ذهبی در تاریخ الإسلام در باره او می‌گوید:
قال حرب الکرمانی: قلت لأحمد بن حنبل: شهر بن حوشب فوثقه وقال: ما أحسن حدیثه. وقال حنبل: سمعت أبا عبد الله یقول: شهر لیس به بأس. قال الترمذی: قال محمد یعنی البخاری: شهر حسن الحدیث وقوی أمره.
شهر بن حوشب مشکلی ندارد حدیثش نیکو و کارش استوار بود.
الذهبی الشافعی شمس الدین ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفای 748 هـ) تاریخ الإسلام ووفیات المشاهیر والأعلام ج 6 ص 387 تحقیق د. عمر عبد السلام تدمری ناشر: دار الکتاب العربی - لبنان/ بیروت الطبعة: الأولی 1407هـ - 1987م.
ترمذی در سنن خود بعد از نقل روایتی که در سند آن شهر بن حوشب وجود دارد می‌نویسد:
وَسَأَلْتُ مُحَمَّدَ بن إسماعیل عن شَهْرِ بن حَوْشَبٍ فَوَثَّقَهُ وقال إنما یَتَکَلَّمُ فیه بن عَوْنٍ ثُمَّ رَوَی بن عَوْنٍ عن هِلَالِ بن أبی زَیْنَبَ عن شَهْرِ بن حَوْشَبٍ قال أبو عِیسَی هذا حَدِیثٌ حَسَنٌ صَحِیحٌ.
بخاری شهر بن حوشب را توثیق کرد و روایت وی را حسن وصحیح دانسته اند.
الترمذی السلمی محمد بن عیسی أبو عیسی (متوفای 279هـ) سنن الترمذی ج 4 ص 434 تحقیق: أحمد محمد شاکر وآخرون ناشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت.
عجلی در معرفة‌ الثقات می‌نویسد:
شهر بن حوشب شامی تابعی ثقة.
شهر بن حوشب اهل شام و از تابعان و ثقه بود.
العجلی أبی الحسن أحمد بن عبد الله بن صالح (متوفای 261هـ) معرفة الثقات من رجال أهل العلم والحدیث ومن الضعفاء وذکر مذاهبهم وأخبارهم ج 1 ص 461 رقم: 741 تحقیق: عبد العلیم عبد العظیم البستوی ناشر: مکتبة الدار - المدینة المنورة - السعودیة الطبعة: الأولی 1405 – 1985م.
در نتیجه سند این روایت نیز کاملا صحیح است و هیچ ایرادی در آن دیده نمی‌شود.
نتیجه:
تبریک گفتن مردم و به ویژه خلیفه دوم ثابت می‌کند که منظور رسول خدا صلی الله علیه وآله از جمله «من کنت مولاه فعلی مولاه» ولایت و إمامت امیر مؤمنان علیه السلام بوده نه صرف محبت و دوست داشتن ایشان چرا که اگر مقصود صرف دوست داشتن بود نیازی به تبریک گفتن نداشت. ضمن این که خلیفه دوم می‌گوید که «أصبحت مولای ومولی کل مولی تو از امروز مولای ما شدی»
و در روایت ابن کثیر دمشقی آمده بود: «اصبحت الیوم ولی کل مؤمن تو از امروز سرپرست هر مؤمنی شدی» در حالی که دوست داشتن تمام مؤمنان از واجباتی است که قبل از آن نازل شده و از مسلمات بود و اگر کلمه «ولی» را به معنای محبت و دوستی بگیریم این معنا به ذهن تبادر خواهد کرد که عمر می‌گوید ما تا کنون با تو دوست نبودیم و تو از امروز با ما دوست شدی. آیا اهل سنت می‌توانند این مطلب را بپذیرند
در نتیجه چاره‌ای نیست جز این که حدیث غدیر به معنای «امامت و خلافت» گرفته شود.


گروه پاسخ به شبهات
مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)




شیعه نیوز