محتوای فطرت
جستجو در پاسخ به شبهات بقیع

اول آن كه گريه بر از دست دادن عزيز زماني نهي مي شود كه آن عزاداري براي اعتراض به خواست الهي باشد، نه براي ابراز محبت و دوست داشتن.دوم آن كه احياء عزاي

پوشيدن رخت عزا جرم نيست، برادر!

طرح سؤال:1- قرآن دستور به صبر در برابر مصايب داده است و سنت پيامبر[صلي الله عليه و آله] و اهل بيت نيز همين بوده است. پس چرا شيعه براي امام حسين [عليه السلام] عزاداري مي كند؟
2- در هنگام مرگ عزيزان نوحه سرايي و جزع و فزع نهي شده است و از اعمال جاهليت بشمار مي آيد. پس چرا شيعه در عزاداري و نوحه سرايي و جزع و فزع مي كند؟
3- در اسلام پوشيدن لباس سياه نهي شده است. و طبق روايت حضرت علي[عليه السلام ] سياه لباس فرعون است.پس چرا شيعيان در عزاداري لباس سياه به تن مي كنند؟
4- اضرار به نفس حرام است. پس چرا شيعه در عزاداري به نفس خود ضرر مي زند؟

پاسخ كوتاه:
اول آن كه
گريه بر از دست دادن عزيز زماني نهي مي شود كه آن عزاداري براي اعتراض به خواست الهي باشد، نه براي ابراز محبت و دوست داشتن.كه البته اين سؤال از جانب كساني كه واژگان محبت برايشان بي معنا است جاي تعجب ندارد.
دوم آن كه
احياء عزاي حسيني از سوي امامان شيعه عليهم السلام توصيه شده است. حال اين عزاداري در هر فرهنگي مصداقي دارد و در فرهنگ ما، رخت عزا مصداق عزاداري است.
و سوم آن كه
اگر بنا باشد ضرر رسيدن به بدن در همه ي حالات حرام باشد پس نبايد در هيچ جهادي هم شركت كرد، چرا كه در جنگ جان در خطر است و مخاطره حرام!! نوع فرهنگ عزاداري مختصات خاصي دارد، كه اين فرهنگ زمزمه هاي تاريخ را به گوش نسل هاي بعد مي رساند و پرده از جنايتي عظيم بر مي گشايد.حال براي چنين جهادي شايد بدن هم آسيب ببيند؛ چه باك

پاسخ تفصيلي:

سؤال در سؤال: آيا عزاداري و گريه براي سيدالشهدا عليه السلام با صبر در برابر مصايب منافات دارد؟

علماي علم اخلاق در مبحث صبر، يكي از انواع صبر را صبر در برابر مصايب و مشكلات عنوان كرده اند، مخصوصاً هنگامي كه شخصي يكي از عزيزان خود را از دست مي دهد، اسلام دستور به صبر مي دهد و از جزع و فزع نهي مي كند. اما هچ گاه اسلام از حزن و اندوه در مصيبت عزيزان نهي نكرده است. حزن و اندوه به هنگام از دست دادن دوستان و بستگان، امري است كه فطرت انساني بر آن سرشته شده است. وقتي كسي گرفتار مصيبت فقدان عزيز و جگرگوشه‏اي از دوستان و آشنايان خود مي‏شود، اندوه او را فرا مي‏گيرد و بي‏اختيار اشك از گونه‏هايش جاري مي‏شود. تاكنون مشاهده نشده است كه كسي منكر اين حقيقت باشد و به طور جدي و واقعي آن را انكار كند آيا مي شود كسي فرزندش را از دست بدهد و محزون نگردد و در اثر حزن اشك از ديدگانش جاري نشود؟ آيا مي شود مادري كه فرزندش را از دست داده است از گريه كردن نهي كرد؟ و به او گفت گريه نكن.
پرواضح است كه اسلام ديني فطري است و بدون مخالفت با فطرت انساني ـ مطابق اقتضايات آن ـ برنامه‏هاي خود را تنظيم نموده است. هرگز ممكن نيست كه ديني جهاني، گريه و اندوه را در از دست دادن دوستان و عزيزان، تا وقتي كه موجب خشم و غضب خداوند نشده است، تحريم كند. در بررسي‏هاي تاريخي، شاهد آنيم كه پيامبر گرامي اسلام(صلي الله عليه و آله) صحابه و تابعين، براساس همين اقتضاي فطري رفتار كرده‏اند. پيامبر اسلام(صلي الله عليه و آله) هنگام مرگ فرزند دلبندش ابراهيم، مي‏گريستند و مي‏فرمودند:
"چشم مي‏گريد و قلب مي‏سوزد و جز آنچه مورد رضايت خدا است نگوييم. اي ابراهيم! ما در فراق تو در اندوهيم".(1)

تاريخ‏نگاران و سيره‏نويسان نوشته‏اند: هنگامي كه ابراهيم فرزند رسول خدا(صلي الله عليه و آله)در حال احتضار بود، پيامبر(صلي الله عليه و آله) وارد خانه شدند و او را در دامن مادرش ديدند. او را گرفتند و در دامان خود خواباندند و فرمودند:
" اي ابراهيم! كاري از ما ساخته نيست، سپس اشك چشمان آن حضرت را فراگرفت و فرمودـ ـ ما در فراق تو اندهناكيم، چشم گريان است و قلب سوزان و آنچه خشم خدا را موجب شود بر زبان نرانيم و اگر نبود كه مرگ حق است و وعده‏ايست صادق و راهي است كه همه بايد بروند، اندوه ما بر تو صد چندان از اين بود".
در اين هنگام عبدالرحمان ابن عوف به آن حضرت گفت: مگر شما خودتان از گريه بر اموات نهي نكرديد؟ حضرتشان پاسخ دادند:
"نه! اما از دو صداي جاهلانه و دو كار نهي كرده‏ام؛ داد و فرياد به هنگام وارد آمدن مصيبت و خراش دادن صورت و پاره كردن گريبان و صداي گريه‏اي كه در خلق پيچانده شود كه شيطاني است، و صداي نغمه لهوآميز. امّا اين گريه من، ناشي از عطوفت و رحمت است و البته كسي كه رحم نكند، براو رحم نشود".(2)

ايشان در مرگ فرزندشان «طاهر» نيز مي‏گريستند و مي‏فرمودند:
"چشم گريان است و اشك ريزان و قلب سوزان و البته خداوند را عصيان نخواهيم كرد".(3)

علامه اميني در اثر گران‏سنگ خود «الغدير»، موارد بسياري از گريه پيامبر(صلي الله عليه و آله) و صحابه و تابعين را در مصيبت فقدان عزيزان و دوستان، گردآورده است. ونيز پيامبر دراين مورد فرموده اند:
"أَوْلَادُنَا أَكْبَادُنَا صُغَرَاؤُهُمْ أُمَرَاؤُنَا كُبَرَاؤُهُمْ أَعْدَاؤُنَا فَإِنْ عَاشُوا فَتَنُونَا وَ إِنْ مَاتُوا أَحْزَنُونَا". "فرزندان ما پاره هاي جگر ما هستند، هنگامي كه كودك هستند بر ما امارت مي كنند و هنگامي كه بزرگ مي شوند (به خاطر كارهاي نسنجيده) گويي با ما دشمني مي كنند ودر طول زندگي براي ما آزمايش (الهي) هستند و هنگامي كه مي ميرند آدمي را اندوهناك مي كنند".(4)
مراد همين جمله ي ‌آخر روايت است كه پيامبر حزن در مرگ فرزندان را تاييد مي كنند. اسلام چه چيز را نهي كرده است؟‌ آنچه در اسلام مورد نهي واقع شده است جزع و فزع است. جزع و فزع يعني صداي شيون را بلند كردن، بر صورت كوبيدن، موها را كندن و گريبان دريدن و... زيرا اين امور منافي صبر است و به گونه اي اعترض به فعل و قضاي خداوند است. كه امام باقر عليه اسلام در حديثي به اين مطلب اشاره مي فرمايند.(5) اما در عزاي سيدالشهدا، عليه السلام كسي به قضاي الهي اعتراض نمي كند بلكه اعتراض به عمل گروهي است كه خود را مسلمان ناميدند و خليفه پيامبر معرفي كردند، ولي جگر گوشه پيامبر و سيد جوانان اهل بهشت را به بدترين وضع كشتند و اهل بيتش را اسير كردند.
آيا كشتن فرزند پيامبر(صلي الله عليه و آله)، دل پيامبر(صلي الله عليه و آله) را اندوهگين و چشمان او را اشك آلود نمي كند؟ بله اسلام دستور به صبر داده است. زيرا بايد به قضا و قدر الهي راضي بود. اما انسان در مرگ عزيزانش قطعاً اندوهگين مي شود و ممكن است اشك از ديدگانش نيز جاري شود، ولي نبايد عملي مرتكب شود كه اعتراض به قضاي الهي محسوب شود. نمونه هاي ديگري از حزن و اندوه و گريستن پيامبر در تاريخ نقل شده است. كه فقط براي نمونه به دو مورد ديگر اشاره مي شود:

"وقتي حمزه(ره) در جنگ احد به شهادت رسيد، صفيه دختر عبدالمطلب(رضوان الله عليه) سر رسيد و به دنبال پيامبر(صلي الله عليه و آله) مي‏گشت [وقتي آن حضرت را يافت] پيامبر(ص) بين او و انصار فاصله شدند و فرمودند: او را به حال خود گذاريد. صفيه در نزد پيامبر(صلي الله عليه و آله) (با جنازه حمزه)نشست و گريست. هرگاه صداي او به گريه بلند مي‏شد، صداي گريه پيامبر(صلي الله عليه و آله) نيز؛ و اگر او آهسته مي‏گريست پيامبر(صلي الله عليه و آله) هم. حضرت فاطمه(عليهاالسلام) دختر رسول خدا(صلي الله عليه و آله) نيز مي‏گريستند و پيامبر(صلي الله عليه و آله) همراه او گريه مي‏كردند. (6).

"پس از جنگ احد كه پيامبر(صلي الله عليه و آله) به مدينه بازگشتند، با خبر شدند كه زنان انصار بر شهداي خود گريه مي‏كنند. حضرتشان فرمودند:
«امّا حمزه عزادار و گريان ندارد»! انصار با شنيدن اين جمله، به زنان خود گفتند: هر كس خواست براي شهيد خود گريه كند، ابتدا بر حمزه عموي پيامبر گريه كند. [بنا به گفته مؤلف كتاب مجمع الزوايد] اين رسم تاكنون ادامه دارد و مردم بر هيچ مرده‏اي گريه نمي‏كنند مگر آنكه ابتدا بر حمزه بگريند". (7) پس اندوهگين شدن و گريه كردن در مرگ عزيزان حرام نيست بلكه نشيت گرفته از عواطف انساني است.و در سيره پيامبر و ايمه نيز وجود داشته است. ولي آنچه نهي شده است عمل كردن به گونه اي است كه اعتراض به فعل خداوند و قضاي الهي باشد. بر همين اساس است كه در روايات وارده از ايمه عليهم السلام دستور برپايي مجالس عزاي سيدالشهدا و گريه كردن و گرياندن ديگران در مصيب سيدالشهدا وارد شده است.كه در اين قسمت به تعدادي از آنها اشاره مي گردد:

1- امام صادق (عليه السلام) مي فرمايند:
گريه و جزع در تمامي مصيبت هاي جزع آور مكروه است جز گريه ي بر حسين (عليه السلام) كه – نزد خد اوند مأجور است.(8)
و همين طور مي فرمايند:
2- امام صادق (عليه السلام) چون مي شنوند كه عده اي از شيعيان در كنار تربت پاك حسين بن علي (عليه السلام) اجتماع مي كنند و بر يشان نوحه سرايي مي نمايند، مي فرمايند:
"خدا را سپاس كه برخي از مردم را علاقمند به ما نمود تا مدح ما كنند، بر ما سوگواري نمايند و دشمنان ما را مورد طعن و نفرين قرار دهند."(9)
3- در جاي ديگر ايشان به يكي از اصحاب خود مي فرمايند: آيا مصايب شهداي كربلا را يادآور مي شوي و اظهار جزع و ناراحتي مي كني؟ عرض مي كند: آري. حضرتشان مي فرمايند: خداوند گريه ات را بپذيرد. تو از كساني هستي كه در خوشحالي ما شادند و در ناراحتي ما اندوهناكند.(10)
4- همچنين امام رضا(عليه السلام) به يكي از اصحاب خود به نام ريان بن شبيب مي فرمايند:
هر گاه خواستي بر مصبيتي گريه كني، شايسته است كه بر مصيب امام حسين (عليه السلام) گريه نمايي، چرا كه او را به سان ذبح گوسفند به شهادت رساندند، و سپس ادامه مي دهند كه به سبب عاشوراي امام حسين و گريه فراوان ما اهل بيت بر آن حضرت چشمان ما زخم شده و دلهايمان سوخته است و اشك چشمان ما، روان است، پس بايد كه گريه كنندگان بر حسين گريه كنند، بدانيد كه گريه بر حسين (عليه السلام) قلب انسان را پاك مي كند. (11)
گريه بر مصايب اهل بيت عليهم السلام مطابق دستور اهل بيت(عليهم السلام) است سخن امام صادق عليه السلام مؤيد عملكرد شيعه است:
"هر جزع و گريستني مكروه است بجز جزع و گريستن بر حسين عليه السلام."(12)
گريه بر سيدالشهداء از جمله تعظيم شعاير الهي است كه قرآن به بزرگداشت آن دستور داده است.
ذَلِكَ وَمَن يُعَظِّمْ شَعَايِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِن تَقْوَي الْقُلُوبِ (14)"اين دستور الهي است و كسي كه بزرگ بداند شعاير الهي را پس محققاً اين كار از تقوي قلوب است." شعاير الهي يعني نشانه هاي پروردگار كه انسان را به ياد خدا مي اندازد. و بطور كلي تمام آنچه در برنامه هاي ديني وارد شده و انسان را به ياد خدا مي اندازد شعاير الهي است و بزرگداشت آن نشانه تقواي دلهاست. اساساً در دستورات الهي وقتي موضوع يك حكم كه تغيير مي كند، حكم آن نيز تغيير مي كند. مثلاً دروغ گفتن حرام است و از گناهان كبيره شمرده مي شود. ولي هنگامي كه جان و مال مسلماني در خطر است دروغ گفتن واجب مي گردد. گفتار امام صادق عليه السلام نيز بر همين اساس است. هر گونه جزع كردن مكروه است زيرا اعتراض به قضاي الهي است، ولي جزع و گريه بر سيدالشهداء عليه السلام چون تعظيم شعاير الهي است مستحب مي باشد.

با توجه به توضيحات مذكور چرا امام حسين عليه السلام در كربلا ازخواهرشان حضرت زينب عليهاالسلام خواستند: خواهرم! تو را به خدا سوگند مي دهم كه وقتي من كشته شدم گريبانت را پاره مكن و چهره ات را با ناخن هايت خونين مكن و به خاطر شهادت من فرياد واويلا سرمده؟
در پاسخ بايد گفت اين فرمايش سيدالشهداء دو وجه مي تواند داشته باشد.
الف- يا آن حضرت خواهرش را از جزع و فرع نهي مي كند به اين معني كه مبادا به قضاي الهي اعتراض كند.
ب- يا آن حضرت خواهرش را نهي مي كند كه مبادا با اين اعمال خودت را در مقابل دشمن خوار نشان دهي و باعث خوشحالي آنان گردي. بلكه بايد در مقابل آنها عزت خود را حفظ كني. بر كسي پوشيده نيست كه ماموريت كاروان اسرا افشاي اعمال ننگين دستگاه خلافت بوده است و اين كار با جزع و فرع منافات دارد.

چند نكته ديگر:
1- هركسي در رثاي عزيز از دست رفته اش ناخودآگاه از چشمانش اشك جاري مي شود. همانند پيامبر(صلي الله عليه و آله) كه در مرگ فرزندش ابراهيم اشك از ديده اش جاري شد. و آيا كسي ديده است كه مادر در مرگ فرزندش اشك از ديده اش جاري نشود؟ هر چند هم كه مامور بر صبر باشد، اشك چشم چيزي است كه مادر نمي تواند از‌آن جلوگيري كند. حضرت يعقوب پيامبر الهي (عليه السلام) در دوري و فراق يوسف (عليه السلام) گريست. آنق در گريست كه چشمانش نابينا گرديد. همه اينها ناشي از محبتي است كه خداوند در نهاد مادر و پدر قرار داده است. دوست داران سيدالشهداء عيه السلاما و اهل بيت پيامبر(صلي الله عليه و آله) آنچنان شيفته آنان هستند كه در رياي آنان اشك ديدگانشان ناخودآگاه جاري مي شود. و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) آنان را اين چنين توصيف مي- فرمايند:
إِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَيْنِ حَرَارَةً فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لَا تَبْرُدُ أَبَداً.... (15). همانا از كشته شدن حسين حرارتي در قلوب مومنين وجود دارد كه هرگز تا ابد خاموش نمي شود.

2- گريه بر سيدالشهدا و برپايي عزاداري او چيزي نيست كه فقط علماي زمان ما مطرح كرده باشند بلكه اگر به كتب علماي قرن هاي گذشته هم مراجعه كنيم همه آنها در اين باب رواياتي نقل كرده اند كه نشان دهند اصالت آن در تشيع است و چيزي نيست كه بگوييم ساخته آخوندها و يا پادشاهان صفوي است. مثلاً مرحوم ابن قولويه متوفي سال 367(از علماي قرم چهارم) در كتاب كامل الزيارات نه باب را به موضوع گريه بر مصيبت اهل بيت اختصاص داده است. و حتي يكي از اين بابها تحت عنوان «ثواب كسي كه بر حسين بن علي گريه كند» نام گذاري شده است. آيا پوشيدن لباس سياه در عزاي اهل بيت مكروه است؟ در فقه پوشيدن لباس سياه مكروه مي باشد ولي حرام نيست. اما هر حكمي چه حرام باشد و يا حلال، مكروه باشد يا مستحب ممكن است با عوض شدن موضوع، حكم اش نيز عوض شود. به عنوان مثال: دروغ گفتن حرام است و از گناهان كبيره محسوب مي گردد كه موجب عقوبت اخروي براي شخص دروغگو مي گردد. اما شرع مطهر مي گويد اگر جان و مال مسلماني در خطر بود گفتن دروغ واجب است. در اينجا اگر دروغ نگويي مستوجب عقوبت اخروي مي شوي. چرا؟ زيرا موضوع عوض شده است پس حكم هم عوض مي شود. عملي حرام بوده، واجب و حلال مي شود و يا براي اصلاح بين دو نفر، دروغ گفتن مستحب است و بعضي اوقات واجب است. زيرا موضوع عوض شده است پس حكم هم عوض مي شود. همين طور است پوشيدن لباس سياه كه مكروه است. بطور معمول پوشيدن لباس سياه مكروه است، اما در تعظيم (بزرگداشت) شعاير ديني و احياي دين مستحب مي شود. سياه پوشي چون لباس فرعون متكبر بوده است، براي مسلمانان كه از طرف شرع مامور به خضوع هستند مكروه است، اما چون عزاي سيدالشهدا از جمله تعظيم شعاير الهي است و باعث بقاي دين است موضوع را عوض مي كند بنابراين حكم نيز تغيير مي كند و هيچ مرجع تقليدي آن را نهي نكرده است بلكه همه آنها بلاتفاق در ايام عزاداري سيدالشهداء سياه به تن مي كنند. در هنگام مراجعت كاروان اسيران از شام نيز امام سجاد دستور مي دهد كه بر كاروان ها پارچه سياه بزنند تا نشانه عزاداري باشد. اصولاً هر ملتي براي اينكه نشان دهند عزادار هستند نشانه هايي دارند. اكثر ملل براي نشان دادن عزادار بودن آداب و سنني دارند. اكثر آنها از رنگ سياه براي نشان دادن عزادار بودن استفاده مي كنند ولي مثلامردم كشور كره از لباس سفيد استفاده مي كنند كه در قسمت هايي از آن نوار سياه نصب شده است. بعضي فقط از كراوات يا پاپيون سياه استفاده مي كنند و يا... نكته ديگر اين است كه در دين اصولي بيان شده ولي كيفيت عمل به عرف واگذار شده است. بطور مثال تكريم و الدين دستور اسلامي است ولي كيفيت تكريم و نحوه احترام در هر جامعه ايي متناسب با عرف آن جامعه است. ويا احترام به ميهمان دستور دين است ولي نحوه احترام در هر منطقه و جامعه ايي با منطقه و جامعه ديگري متفاوت است. اصل عزاداري نيز در دين آمده است ولي كيفيت آن مطابق با عرف آن جامعه است. اما اگر در يك مسيله از طرف خدا و پيامبر حكمي آمده باشد ديگر نمي شود از عرف تبعيت كرد. ويا به روش ديگري عمل كرد. براي امام حسين و اهل بيت بنا به آيه مودت ما موظف به تكريم هستيم اما ما كيفيت تكريم را در قبه سازي و عزاداري و يا جشن ميلاد گرفتن مي دانيم. مثلا مگر در ساختن مسجد دستور رسيده كه حتما گنبد داشته باشد و يا گل دسته داشته باشد؟ اما عرف چنين شده و از طرف شارع هم نهي نشده است.

------------------------------------------

1. سنن ابن داود: 1/58؛ سنن ابن ماجه: 1/482.
2. السيرة الحلبيه: 3/348.
3. مجمع الزوايد هيثمي: 3/8.
4.بحارالأنوار ج 101 ص 97 ح 51
5. (كافي ج 3 ص 223- ح 1، 4، 10، 11) عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ قُلْتُ لَهُ مَا الْجَزَعُ قَالَ أَشَدُّ الْجَزَعِ الصُّرَاخُ بِالْوَيْلِ وَ الْعَوِيلِ وَ لَطْمُ الْوَجْهِ وَ الصَّدْرِ وَ جَزُّ الشَّعْرِ مِنَ‏ النَّوَاصِي وَ مَنْ أَقَامَ النُّوَاحَةَ فَقَدْ تَرَكَ الصَّبْرَ وَ أَخَذَ فِي غَيْرِ طَرِيقِهِ وَ مَنْ صَبَرَ وَ اسْتَرْجَعَ وَ حَمِدَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَقَدْ رَضِيَ بِمَا صَنَعَ اللَّهُ وَ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَي اللَّهِ وَ مَنْ لَمْ يَفْعَلْ ذَلِكَ جَرَي عَلَيْهِ الْقَضَاءُ وَ هُوَ ذَمِيمٌ وَ أَحْبَطَ اللَّهُ تَعَالَي أَجْرَهُ
6. امتاع المقريزي، ص 154.
7. مجمع الزوايد: 6/120.
8.بحار الانوار ج 44 ص 291
9.كامل الزيارات ص 539
10.كامل الزيارات ص 101
11.عيون الاخبار الرضا ج 1 ص 299
12. بحار جلد 44 ص 280 حديث 9
13.كامل الزيارات ص 174
14.آيه 32- سوره الحج
15. مستدرك‏الوسايل ج 10 ص 318 باب 49- باب استحباب البكاء لقتل الحسين

تعداد بازديد:941     1388/9/7 8:21:27 ق.ظ

0 امتياز
0 تعداد

نظر کاربران:


110 -[1390/10/12 6:45:45 ق.ظ]

به نظر نادان دور از حقیقت حدیثی راست است که از ابوهریره یهودی زاده نقل شده باشد


آگاه حقیقت جو -[1390/9/13 2:56:54 ب.ظ]

خجالت داره بخدا ای جواب های کاملا بی اساس که فقط از روی تعصب زده شده اند ،خوندشون کار همست و قبول کردنشون کار یه انسان جاهل آخه چرا حداقل 2 دقیقه توجه نکردی ببینم چی نوشتی!!!!!!!! از یه طرف نوشتی "یا می شود کسی فرزندش را از دست بدهد و محزون نگردد و در اثر حزن اشک از دیدگانش جاری نشود؟" از یه طرف دیگه این حدیث دروغین ""هر جزع و گریستنی مکروه است بجز جزع و گریستن بر حسین علیه السلام. " الله اکبر ازین همه گمراهی ما قوم شیعه بوالله شیعه یعنی بدعت دین خدا دینی که با ایمان به خدا و آخرت انسان رو به کمال درجات میرسونه نه با تو کله زدن کاش پرده تعصب از قلب شیعه ها برداشته میشد که ببینن تو چه باتلاقی افتادن من به لطف خدا دارم حقیقت ها رو میفهمم


مینازاده -[1389/9/23 2:49:23 ب.ظ]

در مورد کبود کردن بدن ، قمه زنی و... در کل ضرر به بدن تا "چه حد" در عزاداری جایز است .روایت در این مورد داریم که امام حسین از این نوع ضررها بر بدن راضی باشند ؟ ؟

نظر شما درباره ی این مطلب
نام:
متن:
ایمیل:
کد امنیتی:   
ارسال این مطلب به دوستان
نام و نام خانوادگی فرستنده:
ایمیل گیرنده:

استفاده از مطالب این سایت با ذکر منبع بلامانع است
درباره ما   تماس با ما