در عدم صحت انتساب كتاب حقايق الايمان به شهيد ثاني (رضا مختاري)

اخيرا يكي از نويسندگان مقاله اي منتشر كرده اند با عنوان «قرايت فراموش شده؛ بازخواني نظرية علماي ابرار: تلقي اوليه اسلام شيعي از امامت». حاصل اين نظريه آن است كه ايمه معصوم عليهم السلام هم، مانند و در رتبة «علماي ابرار» هستند و از عصمت و برخي ديگر از صفاتي كه معصومين ما قطعا واجد آن هستند، بهره¬اي ندارند.

ايشان به عنوان شاهدي محكم و پر و پا قرص براي اين نظريه، به سخن عالم بزرگ شيعه يعني شهيد ثاني (م65) تمسك مي كند و از اين كه چنين شاهدي بر سخن خود يافته است، بسيار مبتهج و مسرور شده است و از شادي در پوست خود نمي گنجد و نخست در عظمت مقام شهيد ثاني اين چنين داد سخن داده است:

زين الدين بن علي، مشهور به شهيد ثاني از بزرگ ترين علماي شيعه در قرن دهم و يكي از ده فقيه بزرگ شيعه در تمامي قرون و اعصار است. دو كتاب مسالك الأفهام و الروضه البهيه از مهم ترين كتب فقه شيعه در فقه استدلالي و از كتب درسي حوزه هاي علميه است. شهيد ثاني رساله اي دارد به نام حقايق الإيمان يا حقيقه الإيمان و الكفر كه تاريخ نگارش آن 954 است. اين رساله از مصادر بحار الأنوار علامه مجلسي و مورد توجه و استناد سيد بحر العلوم(الفوايد الرجاليه، ج 3، ص 220) بوده است. يكي از مباحث خواندني اين رسالة با ارزش مبحث سوم از خاتمة كتاب است در بيان معارفي كه ايمان به آنها حاصل مي شود.

وي سپس به تفصيل طي چندين صفحه خاتمة كتاب مزبور را ترجمه و شرح كرده و سپس مي افزايد:

چكيدة گزارش مهم شهيد ثاني از اين قرار است: «بسياري از شيعيان راوي احاديث ايمه (ع) و بسياري از شيعيان معاصر ايمه (ع) به عصمت ايمه اعتقاد نداشتند. بلكه ايمه (ع) را دانشمندان پرهيزكار مي دانسته اند نه بيشتر....

تفاوت ايمه اهل بيت (يعني علماي ابرار) با ديگر عالمان دين در ميزان علم و درجة تهذيب نفس و تقربشان به حضرت حق است. به اعتقاد پيروان اين نظريه، رويكرد بشري به امامت تنها رويكرد سازگار با ضوابط قرآني، معيارهاي معتبر سنت نبوي و روايات اجماعي [؟] ايمة اهل بيت، اصول عقلي و حقايق تاريخي است.

در اين جا نمي خواهم به نقد و رد اين نظرية بسيار سست يعني نظرية «علماي ابرار» كه «أوهن من بيت العنكبوت» است بپردازم. فقط به بيان چند خطاي فاحش در سخن اين نويسنده كه اساس استشهاد ايشان به سخن شهيد ثاني را ويران مي كند (فانهار به في نار جهنم) مي پردازم:

1. رسالة «حقيقه الإيمان والكفر» يا «حقايق الإيمان» كه مورد استشهاد آقاي كديور و به نظر ايشان «بسيار با ارزش» است و اين كه شخصيت بزرگي همانند شهيد ثاني چنين رساله اي دارد، موجب ابتهاج و خوشحالي بسيار وي شده است، اساساً هيچ ربطي به شهيد ثاني ندارد، هر چند بارها به نام شهيد ثاني چاپ شده و بسياري پنداشته اند كه تأليف شهيد ثاني است، ولي قطعاً، يقيناً، جزماً و بتّاً از تأليفات شهيد ثاني نيست، بلكه از «زين الدين» نام ديگري است غير از شهيد ثاني و چون نام شهيد هم «زين الدين» است، عدة زيادي پنداشته كه اين زين الدين يعني شهيد ثاني. در حالي كه حقيقت بر خلاف اين است و همه كساني كه آن را به شهيد ثاني نسبت داده اند اشتباه كرده اند. دلايل متعدد و مفصل اين مدعا و شواهد قطعي آن را إن شاء الله در دانشنامه آثار مكتوب شيعه ذيل مدخل حقيقه الإيمان والكفر خواهم آورد[1] و إن شاء الله به زودي بر روي سايت مؤسسة كتابشناسي شيعه آن را خواهيد خواند.

بنابر اين، اين سخنان هيچ ربطي به ساحت مقدس عالم بزرگي چون شهيد ثاني ندارد و اساس استشهاد اين نويسنده و تمسك به سخن شخصيتي مانند شهيد، ويران مي شود.

2. آقاي كديور گفته است كه اين رساله... مورد توجه و استناد سيد بحر العلوم در الفوايد الرجاليه (ج 3، ص 220) بوده است در حالي كه رسالة ايمان و كفر كه علامه بحر العلوم در الفوايد الرجاليه (ج 3، ص 220) از آن نام برده، تأليف جدّ علامة بحر العلوم است و هيچ ربطي به شهيد ثاني ندارد و عبارت علامة بحر العلوم صريح در اين مطلب است. علامه مي نويسد: «وقد حكي جدّي العلامه (قدّس سرّه) في كتاب الإيمان والكفر». و مصحح كتاب فوايد الرجاليه در پاورقي همان صفحه افزوده است: كتاب الإيمان والكفر المسمّي به تحفة الغري مخطوطٌ، للعلامه الحجه السيّد محمّد ابن السيّد عبد الكريم الطباطبايي البروجردي، الذي هو جد سيّدنا بحر العلوم (طاب ثراه) الأدني لأبيه.

بنابر اين كتاب الإيمان والكفر كه مورد توجه و استناد علامه بحر العلوم بوده است هيچ ربطي به حقيقه الإيمان والكفر منسوب به شهيد ثاني ندارد و ايشان كه اين مطلب بسيار ساده را در عبارت بحر العلوم متوجه نشده است چگونه جرأت مي كند در مباحث بسيار عميق علمي وارد شود و مذهب و امامت و معتقدات شيعه را بازيچه قرار دهد؟!

3. وي نوشته است: «شهيد ثاني يكي از ده فقيه بزرگ شيعه در تمامي قرون و اعصار است». معلوم نيست اين عبارت مسامحه آميز و بلكه غلط را ايشان از كدام قوطي عطاري در آورده است؟! در عين حال كه همه و اين ناچيز معتقدند كه شهيد ثاني از عالمان بزرگ و كم مانند شيعه است؛ «يكي از ده فقيه بزرگ شيعه در تمامي قرون و اعصار» چه معنايي دارد؟! اگر در طول تاريخ تا دامنة قيامت ده ها فقيه همتراز يا قوي تر از شهيد ثاني ظهور كنند باز وي يكي از ده فقيه بزرگ در تمامي قرون و اعصار است؟ يعني عدد «ده فقيه بزرگ» گويا هيچ تكاني نمي خورد و «فقيه بزرگ» روي عدد ده به طور جبر و خودكار بسته شده است كه شهيد علي ايّ حال در تمامي قرون و اعصار يكي از آن ده نفر است؟!

اين سخنان عوامانه و شعار گونه در شأن كساني چون ايشان نيست.


[1] مؤسسه كتابشناسي شيعه به منظور شناسايي، بررسي و معرفي دقيق آثار مكتوب علماي شيعه و تبيين اين گونه اشتباهات در سال 1385 تأسيس شده و مفصل ترين طرح پژوهشي آن كه مقدماتش آغاز گشته تأليف دانشنامه آثار مكتوب شيعه است.