علامه محمد باقر مجلسي-3

علامه ملا محمدباقر مجلسي(ره) يكي از مشهورترين علماي شيعه عصر صفوي است كه با تاليف كتب متعدد و از جمله"بحار الانوار"كه يك دايره المعارف بزرگ شيعي مي باشد، خدمات ارزنده اي به جامعه ارايه نمود/ او با توجه به نقش علمي و سياسي كه در عهد صفويه ايفا نمود مورد توجه محققين و مورخين قرار گرفت.

مرحوم مجلسي كه در دستگاه صفويه بود، صفويه را آخوند كرد؛ نه خودش را صفويه كرد. آن ها را كشاند توي مدرسه و توي علم و توي دانش؛ تا آن اندازه اي كه البته توانست.(امام خميني ره)

مقدمه

علامه ملا محمد باقر مجلسي يكي از مشهورترين علماي شيعه عصر صفوي است كه با تاليف كتب متعدد و از جمله بحار الانوار كه يك دايره المعارف بزرگ شيعي مي باشد، خدمات ارزنده اي به جامعه ارايه نمود. او با توجه به نقش علمي وسياسي كه در عهد صفويه ايفا نمود مورد توجه محققين و مورخين قرار گرفت. بسياري از بزرگان او را مورد ستايش قرار داده اند اما برخي نيز از عملكرد او انتقاد نموده اند و او را مورد حملات تند خود قرار داده اند؛ تا جايي كه او را عالم درباري خوانده اند.(رك. شريعتي، علي، تشيع علوي و تشيع صفوي؛ ذبيح الله صفا، تاريخ ادبيات در ايران،ج5، بخش اول ادوارد بروان، تاريخ ادبيات ايران)

اين دسته اخير پرسش ها و شبهاتي در ذهن خوانندگان به وجود آورده اند؛ از جمله اينكه علامه مجلسي عالمي درباري بود كه با خدمات خود به درباريان و سلاطين در برقراري و استمرار استبداد نقش داشته است. بنابراين قول او با پذيرش مناصب دولتي، ظلم پادشاهان را توجيه و حتي تاييد مي كرد و با مبارزه با صوفيان، اقليت هاي مذهبي و اهل سنت نه تنها اوضاع اجتماعي را متشنج مي ساخت بلكه تسلط بيگانه را نيز فراهم مي نمود.

در اين مقال برآنيم كه به اين پرسش ها و شبهات تا حد توان پاسخ دهيم: موضع علامه در قبال حكومت صفوي چه بود و چرا او برخي مناصب را پذيرفت؟ ورود او به دربار به نفع ملت و دين بود يا به زيان آنها؟ علامه چه نوع برخوردي با صوفيان، اهل سنت، فلاسفه و اخباريان داشت و وجود او موجب بقاي صفويان بود يا عامل زوال اين سلسله؟

علامه محمد باقر مجلسي(1037-1110 ه.ق) يكي از سرشناس ترين علماي شيعه در عصر صفوي است. او و پدر بزرگش در قريه مجلس اصفهان مي زيستند و از همين رو به مجلسي ملقب شدند. خدمات علامه مجلسي در زمينه فقه، حديث و سياست بسيار است. بحارالانوار به عنوان بزرگترين دايره المعارف حديث شيعه از جمله آثار فرهنگي اوست.

1. مواضع علامه مجلسي در مورد همكاري با حكومت چه بود و چرا او برخي مناصب دولتي را پذيرفت؟

2. علامه در مورد اهل سنت، اقليت هاي مذهبي، فلاسفه، اخباريان و صوفيان چه موضعي داشت؟

مواضع علامه مجلسي

-------------------------

1. مهم ترين رسالت عالمان دين صيانت از حريم دين و تبليغ احكام الاهي مي باشد. علماي دين تا حد توان از بي عدالتي ها و احجاف ها جلوگيري نموده اند و از حق مظلوم در برابر ظالم حمايت كرده اند. ايشان در بسياري از مواقع براي رسيدن به اهداف خود مناصب دولتي را پذيرفته اند و با حاكمان عصر خود همكاري نموده اند.

شيخ صدوق، سيد مرتضي و خواجه نصير از جمله اين افراد مي باشند. برخي علماي شيعه معتقدند حكومت فقط مخصوص امام معصوم يا نايب اوست و غير از آن ها هر كس مقام سلطنت را اشغال كند جابر و تبعيت از سلطان، حرام است.(شيخ اسدالله مامقاني، دين و شيوون و طرز حكومت در مذهب شيعه،ص43)

گروه ديگري از علما معتقدند كه در صورت ضرورت و مصلحت و براي حفظ جان و مال و جلوگيري از خونريزي مي توان با حاكم همكاري نمود.(جعفريان، رسول، دين و سياست در دوره صفوي،ص22) عصر علامه مجلسي دوران استقرار حاكميت شيعه بر ايران در برابر عثمانيان سني مذهب متعصب است. شكست صفويان در برابر عثمانيان به منزله شكست تلاش و اقدامات علماي شيعه در طول زمان بود؛ چرا كه در صورت تسلط بر ايران، عثمانيان تمام ذخاير مادي و معنوي شيعه را به يغما مي بردند و تاراج مي كردند. گرچه علامه حكومت صفويه را حكومتي مطلوب نمي دانست ولي همكاري با آن را نوعي دفع افسد به فاسد قلمداد مي نمود. و در سايه تسلط صفويان شيعي مذهب بر ايران، از شرايط موجود براي پر بار كردن فرهنگ اسلام و نيز حفظ اين فرهنگ از نابودي و زوال، بهترين استفاده را نمود.

او از استراتژهاي مختلفي بهره مي برد: گاهي با تمجيد از پادشاه يا درباريان و گاهي با تحريك عرق ملي و مذهبي آن ها و برخي مواقع از جمله هنگام جلوس شاه سلطان حسين و نيز در مقدمه كتاب زادالعماد از او و پدرش تمجيد كرده است. به نظر مي رسد علت اين تمجيدها اولا جلب توجه پادشاه به گسترش و تبليغ آيين تشيع و جلوگيري از به بيراهه كشاندن مكتب تشيع بود. مثلا شاه سلطان حسين به علت ارتباط با علامه مجلسي، بخشي از املاك خويش را وقف تاليف بحارالانوار و هزينه طلاب علوم ديني كرد.(محمد باقر مجلسي: مهدي موعود، ترجمه جلد 13، بحارالانوار،صص62 و63)

ثانيا، هدف علامه جلو گيري از نفوذ بيگانگان و مبلغان مذهبي مسيحي و انجام عمل امر به معروف و نهي از منكر و جلوگيري از گسترش مفاسد اجتماعي بود. ثالثا، با توجه به اينكه آخرين سلاطين صفوي به علت ساده لوحي و كم تجربگي تحت تاثير اطرافيان و خواجه سرايان قرار داشتند و اين افراد با تمجيد و تقدير، شاه را وادار به باده خواري و عشرت طلبي مي نمودند. علامه با تمجيد خود توجه شاه را به خود جلب مي نمود و سپس با موافقت او اهداف خود را دنبال مي نمود.

به طور يقين، هدف علامه از برقراري اين گونه روابط با شاه و تمجيد از او، حفظ دين بود، به نحوي كه حتي مستشرقين از جمله لكهارت اقدام مجلسي را بنا به انگيزه ديني مي دانند، نه از روي حرص و آز.(لارنس لكهارت، انقراض سلسله صفويه و ايام استيلاي افاغنه در ايران، ص38)

علامه مجلسي بارها با عشرت طلبي شاهان به مخالفت برخاست و آن ها را از عواقب اين مفاسد بر حذر داشت تا جايي كه شاه سلطان حسين فرمان به منع باده نوشي، كبوتربازي و... مي دهد.(نوايي، عبدالحسين: شاه تهماسب صفوي،صص512 و513)

مهم ترين علل پذيرش مناصب دولتي توسط علامه به طور خلاصه عبارتند از:

1. انجام فريضه امر به معروف و نهي از منكر، رسيدگي به امور جامعه و جلوگيري از مفاسد و مناهي به ويژه دربار. اصفهاني مي نويسد:

مولانا محمد باقر مجلسي در اواخر شاه سلميان و اويل شاه سلطان حسين بود. شاه كمال متابعت در مطالب ديني از آن جناب داشته و در هر كار همراهي مي نمود. مواعظ او شاه را سودمند آمد، از جمع مناهي توبه نمود.(محمدرضا الاصفهاني، نصف جهان في تعريف اصفهان،صص182 و 183) 2. رواج تعاليم فقه جعفري، پاسخگويي به شبهات و جلوگيري از انحرافات ديني و اعوجاج هاي ناشي از فعاليت هاي مبلغان مذهبي مسيحي، متصوفان متظاهر و مدعيان پاسدار دين.

3. پادشاهان صوفي از مذهب تشيع در مقابل تسنن عثمانيان حمايت مي نمودند و براي تبيين فقه شيعه به وجود علما نياز داشتند و آن ها را براي همكاري دعوت مي كردند. علامه مجلسي با استفاده از موقعيت پيش آمده، به جمع آوري ميراث گرانبهاي ايمه اطهار پرداخت تا اين ميراث در يك مجموعه جمع آوري گردد و بر اثر گذشت زمان پراكنده نشود و از بين نرود.

او با اين اقدام نتايج زحمات علماي سلف را به نسل بعد از خود منتقل كرد و شايد اگر از علامه مجلسي چنيناقدامي صورت نمي گرفت بعد از سقوط صفويه و در زمان تسلط افاغنه بر ايران و سپس افشاريان و زنديان به علت عدم ثبات سياسي، آثار و زحمات علما به هدر مي رفت.

4. علامه مجلسي با دخالت در امور كشوري، علاوه بر اينكه از رواج فساد و تباهي و باده گساري ممانعت مي كرد، تا دي توانست از اختلافات مذهبي بكاهد و بدين وسيله سقوط دولت صفوي را به تعويق بيندازد. چنانكه بعد از علامه، اختلافات مذهبي موجب قدرت يابي ميرويس افغاني و تسلط افاغنه شد. علامه فرمان منع جنگ طوايف و دستجات را از شاه گرفت و بدين وسيله از سياست تفرقه بينداز و حكومت كن و جنگ قبايل ممانعت به عمل آورد.(لارنس لكهارت، انقراض سلسله صفويه و ايام استيلاي افاغنه در ايران،ص45)

مواضع علامه مجلسي در قبال اهل سنت، با توجه به عملكرد دولت عثماني در قتل شيعيان و انتشار كتب ضاله و ايجاد شك و ترديد، بسيار عالمانه و منطقي بود. او دفاع از مذهب شيعه را بزرگترين وظيفه خود مي دانست و اين امر را در قالبي علمي و فرهنگي اجرا مي نمود. او بيشتر از طريق تدوين كتب، تدريس علوم ديني، جواب دادن به شبهات و رياست بر امور ديني انجام وظيفه مي نمود. گرچه در كتاب حق اليقين او از مطاعن ابوبكر و عمر سخن به ميان مي آورد(مجلسي، محمد باقر، حق اليقين، ص288.) ولي به رغم فتواي برخي از علماي اهل سنت بر كفر شيعيان و سپس قتل آنها، علامه مجلسي هيچ وقت فتوايي بر ضد سنيان صادر نكرد و سني كشي برخي پادشاهان صفوي و شيعه كشي امراي عثماني جداي از عملكرد عالمان دين بود و ربطي به تفكر اصيل تشيع و تسنن نداشت.(سيد علوي، سيد ابراهيم، مجلسي از ديدگاه مستشرقان و ايران شناسان، كيهان انديشه، مرداد و شهريور 1369، ش21،ص83.)

درباره موضع علامه نسبت به اقليت هاي مذهبي بايد خاطر نشان كرد كه در آن زمان حضور جماعتي از گرجيان مسيحي در دربار صفوي كه به مناصب سياسي و نظامي رسيده بودند و سكونت ارامنه در اصفهان و به دست گرفتن نبض اقتصاد صفوي توسط ايشان، موجب شد كه علما خطر گرايش به مسيحيت را جدي تلقي كنند و عملا خود، شبهات ايجاد شده توسط مسيحيان را پاسخ گويند. گاهي نيز ايشان با ذكر حقانيت دين، از گرايش هاي ظاهري و باطني مردم به اديان ديگر جلو گيري مي كردند و بدين طريق فعاليت هاي مذهبي مبلغان مذهبي را نقش بر آب مي نمودند. در مورد زرتشتيان و يهوديان گرچه به نقل از برخي محققان، علامه اخراج يا گرايش اجباري آنها به اسلام را وجهه همت خود ساخته بود و اين امر موجب زرتشتيان و حمايت آنها از افاغنه شد.(لكهارت، لارنس،انقراض سلسله صفويه و ايام استيلاي افاغنه در ايران،ص84) ولي ايذاء و اذيت هاي آنها به حدي نبوده كه مستشرقين بيان مي كنند. حتي علامه در يكي از رساله هاي فقهي خود به نام صواعق اليهود به بيان احكام جزيه گرفتن از اهل كتاب مي پردازد و به مسلمانان تاكيد مي كند به عبث اهانت به ايشان نرسانند.(مجلسي، محمد باقر: رساله صواعق اليهود، صص515-522)

در مورد هنديان با توجه به اعتقادات علامه در رابطه با مظاهر شرك به توصيه وي و به دستور سليمان صفوي بت هنديان در يكي از محله هاي اصفهان شكسته شد. علاوه بر بعد اعتقادي، فايده اين كار از نظر اقتصادي اين بود كه تا حدودي از نفوذ خارجيان به ويژه هنديان كه با دادن وام هاي با بهره سنگين زمينه هاي استثمار را فراهم مي كردند، جلوگيري كرد و از پيشرفت اقتصادي و تجاري هنديان در ايران ممانعت به عمل آورد.(مهدوي، سيد مصلح الدين، زندگي نامه علامه مجلسي،ص245)

سيد حسن قريشي

ابنا