شمس الدين محمد بن مكي جبل عاملي (شهيد اول)

شمس الدين محمد بن مكي جبل عاملي معروف به شهيد اول، از علماء و محققان سرشناس تشيع، در جبل عامل در جنوب لبنان در سال 734 هجري قمري به دنيا آمد. پدرش جمال‏الدين نيز از دانشمندان بزرگ زمان خود بوده است.

مقام علمي

شهيد اول دوران كودكي را در زادگاهش سپري نمود و در اين ايام از محضر پدر استفاده‏هاي علمي برد و مقدمات علوم ديني و فقه را آموخت. همچنين رياضي را نيز نزد عموي پدرش"شيخ اسدالدين جزيني"فراگرفت.

وقتي محمد بن مكي به سن شانزده رسيد براي تكميل دانش و استفاده اساتيد نامور شيعه به عراق هجرت كرد و وارد شهر حله شد. وي پنج سال در اين شهر اقامت كرد و از محضر دانشوران و فقها آن ديار، استفاده كرد، و در سن هفده سالگي در همين شهر توسط اساتيد خود به درجه رفيع اجتهاد و نقل حديث نايل آمد.

شهيد اول پس از سال‏ها اقامت در شهر حلّه در سال 755 قمري يعني در سن بيست و يك سالگي به زادگاهش در جبل عامل بازگشت و بي‏درنگ در شهر خود مدرسه‏اي تأسيس كرد، كه از بقيه مدارس جبل عامل، پيشرفته‏تر و در تدريس فقه و اصول پيش‏گام‏تر بود.

همچنين ايشان براي كسب علم از ديگر بزرگان و دانشمندان به ديگر مناطق كشورهاي اسلامي سفر كرد از جمله به كربلا، نجف، بغداد، كوفه، مصر، سوريه، فلسطين و حجاز.

در اين مدتي كه مرحوم شهيد اول در حال تحصيل بوده است از اساتيد مختلف و بزرگي بهره‏ها برده كه برخي از آنان عبارتند از: فـخـرالمحققين، پسر علامه حلي، سيد عميد الدين بن عبدالمطلب حلي، سيد ضيا الدين عبداللّه حلي، سيد تاج الدين بن معيه حسيني، سيد علا الدين بن زهره حسيني، شيخ علي بن طران مطار آبادي، الشيخ رضي الدين علي بن احمد مزيدي، شيخ جلال الدين محمد بن الشيخ شمس الدين حارثي، شيخ محمد بن جعفر مشهدي، شـيـخ قطب الدين بويهي رازي و ديگر بزرگان.

گرچه شهيد اول فقط 52 سال عمر كرد ولي در طي سالهايي كه به تدريس مشغول بوده است، شاگردان بسياري به عالم تشيع تحويل داده است كه از آن جمله هستند: شيخ مقداد سيوري صاحب كتاب التنقيح، شيخ حسن بن سليمان حلي صاحب كتاب مختصر بصاير الدرجات، سيد بدرالدين حسن بن ايوب مشهور به نجم الدين، صاحب كتاب المحجه البيضا در طهارت، شيخ شمس الدين محمد مشهور به ابن عبدالعال كركي عاملي، شيخ زين الدين علي بن خازن حايري صاحب المهذب و الموجز و سه فرزند گرامي خود شهيد اول به نامهاي ابوطالب، ابوالقاسم و جمال الدين.

اما درباره تأليفات اين عالم بزرگ شيعه بايد گفت، با اين كه اين شهيد بزرگوار مدت كمي زيسته است و بسياري از مدت عمر خود را نيز در سفر بوده ولي توانسته است تأليفات ارزشمندي بيافريند كه براي هميشه مورد استفاده محققين و دانشجويان فقه و دين قرار گيرد، برخي تأليفات ايشان را تا سي اثر نام برده‏اند كه در اينجا به برخي از آثار اين مرد بزرگ اشاره خواهيم داشت: اختصار الجعفر، الاربعون حديثا، الاربعون مساله، الاعتقاديه، الالـفـيـه فـي فقه الصلوه،، الباقيات الصالحات، البيان در فقه، التكليف، جامع البين، غايه المراد في شرح نكت الارشاد، حاشيه قواعد علامه، خلاصه الاعتبار في الحج و الاعتمار، الدروس الشرعيه في فقه الاماميه، الذكري،، الـقـواعد الكليه في الاصول و الفروع،المزار، المسايل و اللمعة الدمشقيه كه به گفته شيخ حرعاملي اين كتاب را هنگامي كه در قلعه شام محبوس بوده در مدت هفت روز تأليف كرد در حالي كه از منابع فقهي غير از كتاب مختصر النافع محقق اول، كتاب ديگري دردست نداشته است.

تهمت و زندان

زماني كه حكومت دمشق به سلسله جراكسه رسيد و در اختيار فردي به نام"بيدمر"افتاد، شهيد اول نيز مورد حسد قرار گرفت و عده‏اي از بي‏دينان به اتهامات واهي و ساختگي او را به زندان انداختند. به اين بهانه كه مدعي شدند شهيد اول از اسلام برگشته است و با نهضت سربداران در ايران ارتباط دارد. و نامه‏اي براي حاكم دمشق ارسال كرده و خواستار محاكمه وي شدند.

اين حيله افراد بي‏دين كارساز شد و مرحوم شهيد اول به زندان افكنده شد و حتي نامه‏هاي اين فقيه سترگ به حاكم كارگر نيفتاد، از جمله نامه‏هاي ايشان عبارتست از:"به جانم قسم! هيچ گاه جنايتي را مرتكب نشده‏ام و كسي كه ظلم و جنايتي را مرتكب نشده است، چرا عذر خواهي كند. شما نبايد به گفتار سخن چينان كه از دروغ و دشمني گفته شده است، گوش دهيد... خدا را، خدا را گواه مي‏گيرم كه من از اين اتهامات به دور هستم. عقيده خالص من دوستي و محبت پيامبر و عشق ورزيدن به كساني است كه پيامبر را دوست دارند و دوستدار صحابه همراهان پيامبر مي‏باشيم. فقه، نحو، تفسير، اصول فقه، اصول دين، قرآن و حديث مرا مي‏شناسد."

سرانجام محاكمه اين فقيه با ايمان با حضور شاه و ابن جماعه قاضي القضاه دمشق و ديگر قضات درباري برگزار شد و سخنان شهيد در جلسه محاكمه هم اثري نبخشيد و حكم از پيش تعيين شده قاضي چنين اعلام شد:"من ريختن خون او را واجب مي دانم!"


سفارش اخلاقي

شهيد ثاني در جواب يكي از دوستانش كه از او موعظه و نصيحتي خواست‏، فرموده است:"من عمل به آنچه شهيد اوّل براي برخي از خواصش بيان كرده است را برايت بازگو مي‏كنم":

بر تو باد به تقواي الهي در پنهان و ميان جمع. خوبي را براي همه آفريدگان بخواه گرچه به تو بدي روا داشته باشند.

در برابر آزار ديگران بردباري ورز! اگر به تو اهانت شد يا ناسزا شنيدي در پاسخ سخني ناروا مگو.

هنگام شعله ور شدن خشم از كلام ناپسند بپرهيز، از جايت بلند شو، در مكاني ديگر بنشين، وخود را به كاري ديگر مشغول كن تا خشمت فرو نشيند.

مدام در فكر بهسازي آخرت و سعادت دنيا باش.

در همه حال به خدا توكل كن و در همه مهمّات به او اطمينان. بر تو باد به پاسداري و شكرگذاري كسي كه به تو خوبي مي كند و تو رانعمت مي دهد.

از قهقهه و خنده بپرهيز زيرا غفلت بياورد و دل را بميراند.

به هر كاري مشغولي نماز اول وقت را ترك مكن. اگر معاذاللّه نمازت قضا شد در اولين فرصت جبران كن.

با قرآن مأنوس باش. وردي از قرآن را براي خودت برگزين. اگر مي تواني قرآن را حفظ كن و اگر ممكن نيست هرچند آيه‏اي كه در توانت هست از بَركن.

در زيارت مشاهد مشرفه يا خواندن زيارت آنها از راه دور غفلت مكن.

در هر روز بيست و پنج مرتبه"اللّهم اغفرللمؤمنين و المؤمنات والمسلمين والمسلمات"را بخوان.

پس از نماز عصر هفتاد و هفت مرتبه ذكر"استغفار"را بخوان.

شهادت

شهيد اول سرانجام در روز پنجشنبه نهم جمادي‏الاول سال 786 هجري قمري در سن 52 سالگي، پس از محاكمه و صدور حكم قتل وي توسط قضات درباري، در قلعه دمشقِ شام، به شهادت رسيد. پس از شهادت، بدن مقدسش را به دار زدند سپس سنگسار كردند و آن‏گاه جسم بي‏جانش را سوزاندند تا آثاري از او باقي نماند. به همين خاطر است كه مرقدي براي اين فقيه بزرگ نمي‏شناسيم تا بر سر مزارش عاشقانه تبرك جوييم.


منابع

امل الآمل، شيخ حر عاملي، انتشارات اندلس، بغداد.

شهيدان راه فضيلت، علامه اميني، انتشارات روزبه، تهران.

روضات الجنات، محمد باقر خوانساري، كتاب‏فروشي اسلاميه، تهران

نويسنده: سيد محمد ناظم زاده قمي

سايت ابنا